تا مقصد راه زیادی باقی است

وقتی صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران صاحب شبکه 4شد، یک سیاست آرام و بی سروصدا دنبال می شد. طی این سیاست قرار بود شبکه جای خالی ماهواره را در خانه مخاطبان جدی این فناوری پر کند.
کد خبر: ۱۱۳۳۳۵

از همان ابتدا سیاست اولیه این بود که برنامه های ماهواره با فاصله اندکی از پخش ترجمه و از شبکه 4 پخش شود. از این زمان تا مقطعی که دیگر شبکه 4 به سمت برنامه سازی پیش رفت و ساختار فعلی خود را پیدا کرد تا امروز که دیگر به یک عضو ثابت رسانه ملی تبدیل شده ، مدتی حدود 10 سال گذشته است. دغدغه های حسین کرمی هم با دیگر مدیران سیما چندان تفاوتی ندارد. او نیز در شبکه 4به دنبال جلب مخاطبانی است که می توانند بیننده برنامه های شبکه 4 باشند ؛ البته در این سیستم مشکلی اساسی وجود دارد و آن هم این است که شبکه 4 نمی تواند به سراغ آن نوع از برنامه های نمایشی برود که در شبکه های دیگر به وفور تولید می شود(منظور برنامه های نمایشی است). این مساله همان چیزی است که کار دکتر کرمی را سخت می کند. او در رشته فلسفه ، دکتری دارد و عضو هیات علمی دانشگاه امیرکبیر است. مدیر پژوهش های سیاسی سازمان ، معاون فرهنگی سیما فیلم و مدیر کل طرح و برنامه معاونت سیما، برخی تجربه های مدیریتی وی پیش از حضور در شبکه 4است. توضیحات دیگر را در ادامه خواهید خواند.

شبکه های تلویزیونی در طول چند سال اخیر به سمت تخصصی شدن پیش رفته اند و هر یک کوشیده اند در چارچوب تعریفی که از وظایف آنها ارائه شده ، فعالیت هایی انجام دهند. این مساله تا چه اندازه در شبکه 4رعایت شده است؛

در صداوسیما، شبکه یک به عنوان شبکه ملی تعریف شده است. شبکه 2 گرایش فرهنگی دارد. شبکه 3 شبکه جوانان و ورزش است. شبکه 5 هم شبکه استانی پایتخت است و شبکه 4نیز به شبکه فرهیختگان و شبکه علمی شهرت دارد ؛ البته میان این پنج شبکه ، مرزبندی لطیفی وجود دارد و این مساله به آن معنا نیست که وقتی شبکه 4 برنامه ای علمی تولید می کند شبکه های دیگر به سراغ این موضوع نمی روند. ما برای ارتقای سطح فرهیختگی در جامعه ، برنامه تولید و پخش می کنیم و ممکن است شبکه ای دیگر با گرایشی دیگر مثل آموزش نوجوانان برنامه علمی تولید کند. معنایی که شبکه 4 از تخصصی شدن استنباط می کند این است که در شبکه 4برنامه های علمی بیش از دیگر شبکه ها و با عمقی بیشتر مطرح باشد.

با توجه به این تعریف ، پرداختن شبکه های دیگر به مسائل علمی ، برنامه های مستند، مباحث نظری و... حضور شبکه شما به عنوان شبکه فرهیختگان را در عرصه سیما کمرنگ نمی کند؛

در تعریف شبکه 4آمده که این شبکه به همه موضوع ها می پردازد، با این تفاوت که در پرداختن این شبکه به موضوعات مختلف نگاه کاملا تحلیلی وجود دارد. قصد و قرار ما از ابتدا این بوده که وارد مباحث علمی با نگاه تحلیلی و عمیق بشویم و این عمیق تر بودن و تحلیلی تر بودن و چالشی تر بودن وجه تمایز ما از شبکه های دیگر است. البته اشتراک موضوع برای ما محدودیت ایجاد نمی کند. مدیرانی که در این شبکه حضور داشتند هر یک گرایش علمی و فرهنگی خاصی داشتند که گاه این مساله به کلیت شبکه و برنامه های آن تعمیم داده شده است ؛ مثلا گاهی شاهد گسترش مباحث دینی بودیم و گاه مباحث علمی در برنامه ها پر رنگ شده است.

در حال حاضر برنامه ها به چه سمتی سوق پیدا کرده اند؛

مدتی است برنامه ها به سمت عام شدن پیش می رود و دیگر جنبه تخصصی گذشته را ندارد. این مساله را می پذیرم که در دوره های مختلف ، گرایش های سیاسی و فکری مدیران تا حدودی به برنامه ها تسری پیدا کرده است ؛ البته معتقد نیستم این گسترش خیلی جدی بوده ، اما به طور قطع علایق مدیران تعیین کننده بوده است. باز هم معتقد نیستم که این تسلط آنقدر بوده که بتوان دوره های مختلف را بر این اساس تعریف کرد.

در شبکه های تلویزیونی گاه اتفاق می افتد که برنامه های مشابه متعددی تولید می شود. به گونه ای که اگر لوگوی یک شبکه بالای صفحه تلویزیون نباشد بسختی قابل تشخیص است که این برنامه خانوادگی متعلق به شبکه یک است یا 2 یا 3 به نظر شما این مساله تا چه حد به برنامه های شبکه 4 قابل تعمیم است.

نمونه مشخصی را در این زمینه سراغ دارید؛

به نظر شما نمی توان برنامه ای مانند آسمان شب را از شبکه 3 پخش کرد؛

با این نظر مخالفم. برنامه آسمان شب فقط از شبکه 4قابل پخش است.

چرا؛

هر برنامه ای ممکن است با هر نوع نگاهی از شبکه های دیگر هم قابل پخش باشد، اما آسمان شب که این روزها آرام آرام به سمت پر مخاطب شدن پیش می رود، برنامه ای علمی است. برنامه آسمان شب صرف نظر از مباحثی که درباره سفر انوشه انصاری به فضا در آن مطرح شد، برنامه ای کاملا علمی است. اگر خاطرتان باشد زمانی که بحث حذف شدن سیاره پرتون از منظومه شمسی مطرح شد، نوع بحث ما کاملا جدی و علمی بود. همان زمان طی تماسهایی که با ما گرفته شد خیلی از مخاطبان برنامه گفتند محتوای برنامه بسیار علمی است و بهتر است کمی تعدیل شود. من طی تماسی از مجری برنامه خواستم محتوای بحث کمی تعدیل شود. گاه بحثهایی که در برنامه های شبکه 4 مطرح می شود تفاوتی با مباحث قابل طرح در یک کلاس درسی ندارد و از این نظر کاملا جدی است.

طبق نظرسنجی انجام شده در سال 84 بیشترین میزان مخاطب برای آن دسته از برنامه های شما بوده که محتوای سینمایی و تلویزیونی داشتند. سینما 4 و سینما ماورائ اگر در هر شبکه ای هم پخش شوند مخاطب خواهند داشت. چرا رتبه اول برنامه های شما به برنامه های علمی اختصاص ندارد؛

شاید اگر درباره شبکه های دیگر هم نظرسنجی انجام شود برنامه هایی از این نوع همیشه پر بیننده باشند. کارهای نمایشی همیشه از هر نوع برنامه دیگری پربیننده تر است ؛ اما آیا این برنامه ها از شبکه دیگر هم قابل پخش هستند؛

البته الان همه شبکه ها به سمت ساخت برنامه های این گونه ای رفته اند ؛ برنامه هایی که در آن تنها فیلم نمایش داده نمی شود و مباحث کارشناسی هم مطرح می شود.

بله ، اما ساخت یک برنامه تلویزیونی که در آن مردم دیگر تنها به فیلم نگاه نکنند و لایه های دیگر را هم ببینند برای اولین بار در سینما 4آغاز شد و بعدها در برنامه های دیگر این الگو مورد استفاده قرار گرفت .این مساله نشان می دهد که این نوع نگاه به سینما می تواند تنها محدود به یک برنامه نشود. بالاخره فیلم یک کالای فرهنگی است که تلاش زیادی برای خلق آن شده و از جنبه های مختلف قابل بررسی است. شبکه 4 مثل دیگر شبکه ها، فیلم پخش می کند اما نگاه ما واکاوانه تر است.

اما چرا تفاوت اندکی میان حال و هوای فیلمهای شما و مثلا برنامه سینما یک وجود دارد؛ آیا نمی توان مثلا با نمایش فیلمهای وحشت که البته قول آن را هم داده بودید برنامه سینما 4 و یا سینما ماورائ را از دیگر نمونه های مشابه متمایز کرد؛

ما فیلمهایی را پخش می کنیم که فکر می کنیم شبکه های دیگر نمی توانند پخش کنند. ما فیلمها را صرفا برای سرگرم کردن مخاطب پخش نمی کنیم ؛ هر چند مخاطب از دیدن این فیلمها سرگرم می شود.از سوی دیگر یک وقت ما فیلمی پخش می کنیم تا صرفا بگوییم که فیلم پخش کرده ایم ؛ اما ما فیلم خوب را هم به صرف خوب بودن پخش نمی کنیم ، بلکه می کوشیم آثاری را پخش کنیم که یک تامل ایجاد کند. درباره فیلمهای وحشت هم نکته مهمی وجود دارد. این فیلمها باید با فلسفه ای پخش شود. تصمیم نداریم تنها به صرف نمایش فیلمهای وحشت این آثار را پخش کنیم. در دنیای غرب این آثار با نگاه خاصی تولید می شود؛ البته خانه تاریک و آب تیره فیلمهایی بود که از همین نوع سینما نمایش داده شد. هر چند پخش این فیلمها در تلویزیون عوارض و لوازم زیادی دارد. ما اولین شبکه ای بودیم که لوگو درست کردیم و ممنوعیت و محدودیت تماشای فیلم برای قشری خاص را گوشزد کردیم. خواستیم این مساله را تداوم بدهیم ، اما دیدیم اطمینانی نیست که مخاطب به این درجه بندی پایبند باشد و مثلا تنها خانواده ها فیلم را تماشا کنند. بیشتر این فیلمها به وسیله توده مخاطب دیده می شود و همین مساله کار نمایش این آثار را سخت می کند.

یکی از فعالیت های شبکه 4 ساخت برنامه هایی در حوزه مباحث نظری است. وقتی صحبت از بحثهای نظری می شود اولین مساله ای که چنین برنامه هایی را تهدید می کند رادیویی شدن این برنامه هاست. چقدر به این مساله پایبند هستید که این اتفاق نیفتد؛

بحثهای نظری همیشه خطر رادیویی شدن را دارند ؛ البته این مباحث هم به گونه ای است که بسادگی نمی توان برای آن مابه ازای تصویری پیدا کرد. برای رفع این مشکل چند گام برداشتیم. اول این که در بحثهای کاملا نظری و تخت که در برنامه ای مانند گستره شریعت مطرح می شود، حرکت دوربین فوق العاده محسوس است و دوربین تنوع زیادی دارد. دیگر این که زمان برنامه ها کوتاه تر شده و تلاش کردیم زمان برنامه را از یک ساعت به 43 دقیقه و پس از آن به 28دقیقه تقلیل دهیم تا دیگر مخاطب به دلیل طولانی شدن ، برنامه را رها نکند.از سوی دیگر به دنبال ساختارهای تازه در تولید این نوع از برنامه ها رفتیم. در گذشته برنامه سیمای فرزانگان در هر قسمت به سراغ یکی از چهره های علمی و فرهنگی می رفت و ساختار برنامه به گونه ای بود که یک مجری با یک شخصیت حرف می زد. نتیجه برنامه خوبی بود، اما الان تلاش می کنیم این جنس از برنامه که محتوای آن صرفا نظری نیست را به برنامه های مستندگونه تبدیل کنیم تا ساختار آن روان تر شود. نتیجه این تلاش هم به برنامه دیدار ختم شد که ترکیبی و مستند گونه است. برنامه کتاب چهار هم محصول تلاش دیگر در این عرصه است که با استفاده از دکور و تصویر به موضوع تنوع داده شده است.

ظاهرا ساخت برنامه های مستند یکی دیگر از وظایف جدی شبکه 4 است. در سالهای اخیر مرکز مستندسازی سیما نیز به جمع مدعیان ساخت مستند پیوسته است که خروجی قابل تاملی هم داشته است. به نظر شما مستندهای شبکه 4 در مقایسه با تولیدات این مرکز وضعیت مطلوبی دارد؛

شما برنامه های شبکه 4 را با دقت نگاه می کنید؛

به اقتضای شغلم تمامی برنامه های سیما را نگاه می کنم. گاهی برنامه هایی در تلویزیون گل می کنند. مثل مستند مهاجران و ایران که از شبکه یک سیما پخش شد ؛ اما در شبکه 4 مستند شاخص نمی بینیم.

شبکه 4 یکی از قالب های مهم برنامه سازیش ساخت برنامه های مستند است. این برنامه ها به جای انواع فیلم سینمایی و سریال تولید می شود ؛ اما علت این که مستندهای ایرانی کمتر در این شبکه دیده شده شاید این باشد که مردم برنامه های شبکه های دیگر را بیشتر تماشا می کنند.

چرا شبکه شما را زیاد دنبال نمی کنند؛

این شبکه مختص به نخبگان جامعه است و مشتری ویژه دارد و دیگران گاهی برنامه های آن را نگاه می کنند و اگر مدتی نگاه نکنند خیلی چیزها را از دست می دهند. خیلی از مستندهای این شبکه از جشنواره ها جایزه کسب کرده اند و در حال حاضر هم بیشتر مستندسازان ترجیح می دهند با این شبکه کار کنند.از سوی دیگر ساخت مستند کار ساده ای نیست و تولید آن ، هم هزینه بر است و هم وقت بیشتری را به خود اختصاص می دهد. به همین دلیل تولیدات هم بیشتر ساختار برنامه ای دارد والا در شکل ایده آل ، یک مستند باید با صرف زمان زیاد و هزینه بالا تولید شود که ما از همه اینها تنها بخش محدودی را داریم.

اما پخش مستندهای خارجی امکان مقایسه ای را ایجاد می کند که در این مقایسه کارهای ایرانی رتبه خوبی نمی گیرند؛

علتش این است که در حوزه مستند خارجی ، ما از شهد و عصاره مستندهای خارجی استفاده می کنیم. این مستندها با هزینه کلان ، وقت زیاد و استفاده از تحقیقات طولانی تولید شده اند. ما الان به این سمت جهت گرفته و حرکت می کنیم که آثار فاخری را تولید کنیم. اینها را نباید با تولید داخل مقایسه کرد. تا به مقصد برسیم راه زیاد است. در مجموع جریان ساخت مستند در تلویزیون وضعیت خوبی پیدا کرده و روبه تعالی است ، اما باید در آینده منتظر اوضاع بهتر ماند. شاید ساخت مستندهای خوب در شبکه یک هم مقدمه همین جریان باشد.

اما خیلی از مستندهایی که در همین برنامه مستند 4از میان فیلمهای قدیمی پخش می شود نه پیچیدگی ساخت چندانی دارد و نه کارهای پرهزینه ای بوده است. منظورم کارهای پرویز کیمیاوی ، ناصر تقوایی و... است. حتی برنامه ای خارجی که موضوع آن جنگ جهانی دوم بود و پخش آن در سال گذشته از شبکه 4 بازتاب خوبی داشت ؛ از تعداد تصاویر آرشیوی ، عکس و گفتار متن شکل گرفته بود. با تدوین و سلیقه ، خروجی خوبی پیدا کرده بود. آیا حلقه گمشده خلاقیت و سلیقه است یا مشکلات مالی؛

مشکل مالی یک مساله است ؛ هر چند آن را برجسته نکردم ، گرچه مشکل کوچکی هم نیست. ما مشکل خلاقیت و علاقه هم داریم . این حوزه در بازار عمومی فیلمسازی طرفدار چندانی ندارد. فیلمهای سینمایی اکران می شود، اما مستند اکران نمی شود و به همین دلیل کسانی به سراغ سینمای مستند می آیند که اکران برای آنها مهم نیست و علاقه ای ندارند که برای آنها هورا کشیده شود. در اینجا خیلی از آدمها متمایز می شوند. اینها آدمهای خاص تری هستند. در شبکه 4 مستند خاص هم تولید شده است ، ولی وقتی می خواهیم اینها را کنار بهترین کارهای خارجی بگذاریم ، مقایسه خوبی نمی شود.

مرکز مستندسازی سیما از پاسخهایتان جا نیفتد!

مساله مرکز مستندسازی و ساخت مستند در کنار شبکه به نظرم جای تامل دارد. برای کل سیما مساله مستند مهم است و به نظر می رسد همه شبکه های سازمان در این زمینه جای کار زیادی دارند و باید در این زمینه برنامه سازی کنند، زیرا حق مستند تاکنون ادا نشده است. این که بهترین راه ایجاد مرکز مستندسازی است یا کار دیگری هم می شود کرد، بر سر این مساله بحث دارم. شاید راه اندازی این مرکز دلیل اهمیت این مقوله برای سازمان صداوسیماست. وگرنه سازمان به جای مستند سازی در جای دیگری سرمایه گذاری می کرد.

مستندهای ساخته شده در این مرکز مثل شب چهارشنبه سوری یا کار دیگری که درباره جراحی پلاستیک بود، به این دلیل با استقبال مواجه شد که به سراغ موضوع های اجتماعی رفتند. شما چرا کمتر به این موضوع ها می پردازید؛

نکته خوبی است ؛ البته ما هم به سراغ این مسائل می رویم اما با تحقیق و واکاوی بیشتر. الان برنامه ای داریم به نام بیست شب که ارد عطارپور می سازد و محور آن مسائل اجتماعی است. مسائلی مانند ایدز، مشکل آبهای سطحی ، اشتغال زنان و... برخی از موضوع های این برنامه است که زمستان امسال شاهد پخش آن خواهید بود. با این تفاوت که این مستندها فاخرتر از آثار مشابه است.

این فاخر بودن ان شائ الله که به سمت برنامه کم مخاطب بودن پیش نمی رود؛

منظور از فاخر بودن موضوع نیست ، بلکه مساله به امکانات کار مربوط می شود. مساله دیگر تحقیقاتی است که در این نوع کارهای فاخر صورت می گیرد. پرداختن به جزییات ، محور دیگر این برنامه است. ما مستندی پخش کردیم به نام کاخ شیشه ای سیاست که در آن تمامی ابعاد مربوط به سازمان ملل بررسی شد. همه تلاش ما این بود که همه حرفها درباره سازمان ملل را خود دست اندرکاران این سازمان بزنند ؛ البته تلاش کاملی نبود و حرف زمین مانده زیاد است. این کار دشواری بود که بدون نریشن بخواهیم برنامه ای مستند بسازیم. مشکل تر از آن این بود که طرف مقابل شما درباره چیزی که شما می خواهید صادقانه حرف بزند و حرف شما را بزند، اما در نهایت این برنامه ساخته شد و نتیجه هم بد نبود.

شما برای ساخت برنامه ای درباره سازمان ملل هزینه می کنید. چرا درباره زندگی بهرام مبشر، فیروز نادری یا پروفسور رضا که همگی از شخصیت های علمی بزرگ ایرانی در خارج از کشور هستند برنامه های فاخر تولید نمی کنید و هزینه های تولید، این گونه صرف برنامه های سیاسی می شود؛

حجم کارهای نکرده ما کم نیست. ما درباره کارهایی که کردیم حرف می زنیم.

اولویت با چه کارهایی است؛

ما درباره مفاخر علمی و فرهنگی کار زیادی کرده ایم و از لحاظ حجم زیاد است. همین الان درباره مفاخر برنامه ای می سازیم که قیمت آن با برنامه های دیگر متفاوت است. اگر از بالا به این نقشه نگاه کنید می بینید که مستند سیاسی غالب نبوده است ؛ البته چنین برنامه ای هم به این دلیل ساخته شد که قرار بود ساختار سازمان ملل از نظر سیاسی تغییر کند. در این برنامه به محدودیت های سازمان ملل و مباحث این گونه پرداختیم. درباره چهره های علمی ایرانی مقیم خارج از کشور هم مساله مهم این است که اگر دسترسی داشته باشیم و امکانات موجود باشد، دوست داریم درباره آنها هم برنامه تولید کنیم و آنها را به داخل کشور معرفی کنیم. این نبوده که نخواستیم به سراغ آنها برویم.

به نظر شما می توان برنامه ای درباره مردان و زنان خیابانی ساخت و از شبکه 4 سیما پخش کرد؛

در برنامه بیست شب ، موضوعاتی از این جنس وجود دارد ؛ اما در مساله شناسی مباحث اجتماعی باید به چند نکته مهم توجه کرد. گاه از یک معضل اجتماعی صحبت می شود. گاه از یک نهاد اجتماعی و گاه از یک مساله اجتماعی. باید دید حرفی که قرار است با مخاطبان در میان گذاشته شود چقدر عمومی است و طرح این مساله تا چه حد می تواند موثر باشد. درباره این مساله کارهای زیادی انجام شده است. ما به عنوان شبکه 4 نمی توانیم اینچنین به سراغ موضوع برویم که مثلا این زنان در کنار خیابان می ایستند و دیگران مزاحم آنها می شوند.این مساله البته مساله ای عمومی است و در همه جای دنیا این پدیده وجود دارد. نگاه ما باید موشکافانه باشد. قرار نیست ما این کار زشت را تشریح کنیم.

در 10 سالی که از آغاز فعالیت شبکه 4 سیما می گذرد، این شبکه حدود 5 بار شاهد تغییر مدیریت بوده است. شما یک دوره 3 ساله در این شبکه حضور داشته اید. این مدت زمان برای انجام برنامه های کاری بلندمدتی که در حوزه مدیریت یک شبکه قابل اجراست ، کافی بوده است؛

3 سال فرصت خوبی است و باید زیر ساخت کارهای بلندمدت در آن زمان شکل گرفته باشد. ما فکر می کنیم در حوزه مباحث نظری و دینی ، در تعمیق مباحث علمی ، در تقویت جریان تئاتر کشور، در معرفی موسیقی اصیل و فرهنگی ایرانی و برای تقویت جریان مستندسازی در شبکه بنیان هایی نهاده شده که ان شائ الله در آینده نزدیک نتیجه بخش خواهد بود.

حساسیت ویژه برای مخاطب خاص


انتخاب فیلم برای نمایش در شبکه 4 با حساسیت زیادی انجام می شود. در غرب ، ساختن فیلمهایی با مضامین ترس آور جایگزین یک خلائ فکری و روانی شده است. بریدن از مابعدالطبیعه و نداشتن منبع غیبی آدمها را با تزلزل های وحشتناک و دلهره آوری مواجه می کند. انگار این آدمها در دل دنیایی کور و ناهوشمند رها شده اند و اینها حق دارند بشدت بترسند ؛ اما ترس و خوفی که ما به دنبال نمایش آن بودیم از نوع ترس ماتریالیستی فیلمهای خارجی نیست. ما نمی خواهیم ترس در فیلمها همان کارکردی را پیدا کند که شهوت پیدا کرده و با خشونت و ترس تکمیل می شود. ما چنین تلقی نداریم. ما برای ترس و خوف و دلهره کارکرد مابعدالطبیعی قائل هستیم. حجم زیادی از این فیلمها دیده می شود و گروههای مختلف آن را تایید می کنند، اما فقط به سراغ آن جنس از فیلمهای همراه با ترس می رویم که چنین کارکردی هم داشته باشد و فقط غریزه را تامین نکند.




رضا استادی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها