در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حامد چطور با همدستت آشنا شدی؟
ما هردو کارگر ساختمانی بودیم. یک سال پیش با هم در یک قهوهخانه در جنوب تهران آشنا شدیم و ارتباطمان شکل گرفت. بعد از اینکه از کار بیکار شدیم، تصمیم گرفتیم سرقت و زورگیری کنیم.
شیوهتان چطور بود ؟
برخی مواقع با خودروی نیسان امانتی دوستانمان راه محمولههای باری شهرستانها به تهران را در اتوبانهای منتهی به تهران با تصادف ساختگی میبستیم و قبل از پایین آمدن آنها برخی از محمولهها را سرقت و پول و گوشی راننده را به زور و کتک میگرفتیم، چند نفری مقاومت کردند که با چاقو زخمیشان کردیم.
روزی چقدر نصیبتان میشد ؟
روزی چهارتا سرقت میکرده و برای یک هفته سرقت را متوقف و بعد دوباره شروع میکردیم. در این یک سال شاید نفری 50 میلیون تومان از راه دزدی به دستمان رسید، اما همهاش خرج خانواده و زندگیمان شد و نفهمیدم چهطور پول از دستمان رفت. پول بادآورده را باد میبرد. وحید بخشی از پولهای دزدی را میخواست برای مهریه به همسرش بدهد که طلاق نگیرد که در جریان این سرقتها بازداشت شدیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: