در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر دل دلیل است آوردهایم / اگر داغ شرط است ما بُردهایم
اگر دشنه دشمنان، گردنیم
اگر خنجر دوستان، گُردهایم
تنور دوازدهمین دوره شعر فجر قرار است با این محفل بیش از پیش گرم شود. چهارمین دورهای است که بنیاد شعر و ادبیات داستانی، جشنواره را برگزار میکند. پس از حسن مطلع قیصر و خوشامدگویی به میهمانانی که بیشتر آنها را شاعران جوان و اهالی ادبیات و شعر تشکیل دادهاند از مهدی قزلی مدیرعامل بنیاد دعوت میشود تا بیاید روی سن. قزلی دبیر اجرایی چهار دوره اخیر جشنواره، شرایط حاکم بر چنین جمعی را میشناسد که با تاکید بر جدی گرفتن شعر جوان، برگزاری این محفل را شاهد و مدعای این قضیه معرفی میکند و البته با اکراه از نصیحت، آرزو میکند شاعران جوان حاضر بتوانند به بهترین نحو ممکن از فرصتهایشان استفاده کنند. تا اینجای کار سخناناش با سخنرانیهای تیپیک مسئولان تفاوت چندانی ندارد اما در پایان صحبتهای کوتاهش برگ برندهاش را رو میکند و دست میگذارد روی یکی از نقاط ضعف این چندساله شعر فجر و ابراز امیدواری میکند که در آیندهای نهچندان دور، یک بخش رقابتی جانبی مختص شاعران جوانی که فرصت چاپ کتاب نداشتهاند طراحی شود. چیزی شبیه به دورههای اولیه جشنواره، با محوریت ارسال اثر و البته با ساختاری دقیقتر و بهینهتر. همانطور که انتظار میرفت پیشنهاد بشدت مورد استقبال مخاطبان جوان جلسه قرار گرفت.
شروع خوبی بود. اینکه پس از سالها در کنار بررسی کتابهای شعر، جشنواره از هیبت کرخت و رسمی خودش خارج شود و دوباره استعدادهای جوان کشور را با تکاثرهایشان مورد توجه قرار بدهد به اندازه کافی هیجانانگیز است.
چهارسوی ایران در محراب
صابر قدیمی با ذکر حکایتی از ابوسعید ابوالخیر، میاندارانه و هیاتوار توصیه میکند که حاضران از جایشان بلند شوند و یک ردیف جلوتر بیایند تا مشکلی برای مهمانان تازهوارد به سالن پیش نیاید. سالن در حدود 200 نفره تالار محراب بعد از گذشت نیمساعتی از شروع برنامه تک و توک جای خالی دارد. امیرعلی سلیمانی با یک غزل شعرخوانیهای امروز را آغاز میکند:
قرار بود مرا هم به آسمان برساند
کسی که پنجره رو به آفتاب خودم بود
نگاه کردم و گفتم قرار نیست بمانی؟
عجیب بود، سوال خودم بود، جواب خودم بود
و بعد هم میرود مینشیند کنار قدیمی تا او را در اجرا همراهی کند. مهمانان محفل شعر جوان از ترکیب متنوعی برخوردارند. از مناطق مختلف کشور در جلسه حضور پیدا کردهاند. هانی ملکزاده از رشت ترانه میخواند و بعد هم حمید چشمآور از استان البرز قصیدهای فاطمی تقدیم میکند که به مناسبت این روزها هم بیارتباط نیست. حسین زحمتکش هم غزل میخواند:
کسی که دست به سویت دراز کرده، مرنجان
مگو گداست که شاید سوال داشته باشد
به گوش هیچکسی نالههای من نرسیده
چو مسجدی که اذانگوی لال داشته باشد
علی فردوسی نفر بعدی است که از اصفهان خودش را رسانده تهران و غزلی فاطمی برای حضار میخواند:
تعجب است قیامت چرا به پا نشده
که آسمان و زمین خونبهای فاطمه است
کیانوش خانمحمدی اولین کسی است که شعر سپید میخواند و پس از او محمد شمس از گیلان غزلی میخواند با مطلع:
بنشین تا که شبی ماه به دادت برسد
خلوت وقت سحرگاه به دادت برسد
رویا باقری هم اولین شاعری است از بانوان که برای مهمانان غزل میخواند و پس از او جلسه با آرین داوودی به ترانه بازمیگردد.
سیدسعید صاحبعلم غزل انتخاب کرده و بعدتر مهدی نظارتیزاده از اصفهان با خودش شعر سپید آورده و احسان رعیت هم ترانه میخواند. صدیقه مرادزاده از برگزیدگان دوره پنجم شعر فجر هم سپیدخوانی میکند. محمدحسین ملکیان هم از اصفهان برگزیده دوره هشتم جشنواره است که برای این محفل غزل شطرنجش را انتخاب کرده:
گذاشتند هر از چندگاه فکر کنی
ولی فقط به سفید و سیاه فکر کنی
نه چپ نه راست نه رو به عقب نه رو به جلو
به هیچ چیز بجز این نخواه فکر کنی
بدان که بازی شطرنج را نخواهی برد
مگر سفید بچینی سیاه فکر کنی
تقریباً بخش اول شعرخوانیها با تنوعی قابل قبول از فرم و محتوا به پایان میرسد.
شعر؛ عالم سکوت
اسماعیل امینی شاعر و طنزپرداز میرود پشت تریبون و بعد از بحث در مورد تاثیرگذاری مخاطب جدید بر شاعران از سلبریتیها و مخاطبان کیلوییشان صحبت میکند و اینکه شعر باید از شاعرش مشهورتر باشد و تاکید دارد که شعر عالم سکوت و خلوت و تامل و حوصله است. همه اینها را مقدمه قرار میدهد تا برود سر وقت موضوع مورد نظر. تا پاسخی منفی بدهد به مطالبه ابتدای جلسه جوانان که شعر عالم شتابزدگی و هیجان نیست و از همین هم نتیجه میگیرد و رسماً اعلام میکند با وجود بخش رقابتی در جشنواره شعر و ارسال شعر و ایجاد شور و هیجان مخالف است.
کار را که کرد، آنکه تمام کرد
حامد عسکری
بخش دوم شعرخوانی با غزلی از عارفه دهقانی از سر گرفته میشود. سجاد سامانی هم غزل میخواند:
آرزویم بود و با خلقی بیانش کردهام
وای بر من، آرزوی دیگرانش کردهام
وزن غزل در این بخش از برنامه سنگینتر شده است. احسان افشاری غزلی بلند را برای خواندن انتخاب کرده و پس از او احسان محمدی از اردبیل و ساجده جبارپور و بهزاد نجفی هم غزل میخوانند. امید بیگدلی سپید میخواند و حامد عسکری بهعنوان آخرین شاعر جوان حاضر یک ترانه به دهه شصتیها و یک غزل هم برای حسن ختام کارش تقدیم میکند:
دوست ندارم که قضاوتت کنم
نمیخوام بگم که من خوب تو بدی
شب به شب تو آینه به خودم میگم
هی پسر کجا به دنیا اومدی؟
من و تو به درد هم نمیخوریم
بذار زندگیت بازم لطیف بشه
من دهاتیام به زندگیت برس
حیفه که شناسنامهات کثیف بشه
محفلیها امروز به زاهدان میروند
گزارشی که میخوانید از محفل جوانان دوازدهمین جشنواره بینالمللی شعر فجر تهیه شده است که شامگاه شنبه 14 بهمن در تالار محراب برگزار شد. محافل دوازدهمین جشنواره شعر فجر عصر امروز دوشنبه نیز مهمان استان سیستان و بلوچستان در شهر زاهدان خواهد بود.
بالارفتن میانگین سنی تیم شاعران با هرمز!
البته که در میان همه این جوانان حضور هرمز علیپور هم قابل توجه است. استاد هم شعر میخواند و کفه سنی شعرخوانی محفل را متوازن نگه میدارد. غلامرضا طریقی هم به درخواست حاضران یک غزل فارسی و یک شعر ترکی میخواند و مورد استقبال قرار میگیرد. برنامه قرار است با اجرای موسیقی و خوانندگی اهورا ایمان به پایان برسد. پیش از آن اما شاعران جوان میروند روی سن تا تصویر این روز را در چند هفته مانده به اختتامیه شعر فجر ماندگار کنند. شاعرانی باطراوت و جوان از سلایق گوناگون دهه 60 و 70. با آرزوهایی شاعرانه که امیدوارند جشنواره دوازدهم شعر فجر بیش از گذشته به آنها جامه عمل بپوشاند.
معید داستان
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: