در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، ساعت 12 و 25 دقیقه 20 اردیبهشت امسال درگیری بر سر پارکینگ میان چند نفر از اهالی ساختمانی در حوالی محله یوسفآباد رخ داد که منجر به زخمی شدن مردی 50 ساله به نام مجید شد. ماموران کلانتری 125 یوسفآباد با حضور در آنجا و بررسیهای اولیه متوجه شدند مرد زخمی که مدیرمسئول نشریه شمارش است، به بیمارستان منتقل شده و ضارب به نام مهدی همراه برادر و برادرزادهاش که در درگیری حضور داشتند، فرار کردهاند.
ماموران در بازرسی از اتاقکی که ضارب در پارکینگ بنا کرده بود، مشروبات الکلی اسپری اشکآور و یک دست لباس پلیس با درجه سرهنگی پیدا کردند. حدود سه ساعت بعد، ماموران کلانتری از طریق مسئولان بیمارستان متوجه شدند مرد میانسال به دلیل شدت خونریزی تسلیم مرگ شده است. به همین منظور پروندهای در شعبه سوم بازپرسی دادسرای جنایی تهران تشکیل و با دستور بازپرس سجاد منافیآذر، تحقیقات پلیسی آغاز شد .
بررسیهای پلیسی نشان میداد مقتول ساکن طبقه چهارم و عامل جنایت در طبقه دوم ساکن بوده است. درگیری از طبقه چهارم شروع و به پارکینگ ساختمان کشیده شده بود. همچنین با تحقیق از خانواده مقتول معلوم شد متهم بخشی از پارکینگ مشاع ساختمان را به انباری تبدیل کرده و همین موضوع باعث اختلاف او با مقتول و همسایهها شده و حتی مقتول از او شکایت کرده بود.
متهم فراری حتی خودروی بیاموی گرانقیمتش را به چراغگردان، آژیر و بلندگو مجهز کرده که این خودرو نیز توقیف شد. چند روز بعد از جنایت، برادر و برادرزاده عامل جنایت بازداشت شدند که معلوم شد مهدی ـ متهم فراری ـ در این درگیری خونین شرکت داشته و خبری از او ندارند. این دو نفر مدتی بازداشت بودند تا اینکه با سپردن وثیقه آزاد شدند. پلیس در جستوجوی عامل اصلی جنایت بود تا اینکه با گذشت پنج ماه از این جنایت، مخفیگاه متهم در خانهای در ماهدشت کرج شناسایی و عصر سهشنبه بازداشت شد.
سرهنگ کارآگاه حمید مکرم، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، گفت: متهم در بازجویی اولیه به درگیری منجر به جنایت با انگیزه انتقامگیری از مقتول و قدرت نمایی در محل سکونتش اعتراف کرده است.
مهدی ـ متهم به قتل ـ دیروز برای ادامه تحقیقات به شعبه سوم بازپرسی دادسرای جنایی تهران منتقل شد و به قاضی پرونده گفت: من قصد قتل نداشتم. آپارتمانی که به مقتول فروختیم، فقط یک پارکینگ داشت، اما مقتول مدام میگفت باید یک پارکینگ دیگر به او بدهیم که من قبول نکردم. همین باعث درگیریمان شد. او حتی از من شکایت کرد. روز حادثه با من تلفنی تماس گرفت و فحاشی کرد. عصبانی شدم و به خانه بازگشتم که دیدم، خودروی گرانقیمت امانتی دوستم را تخریب کردهاند.
وی افزود: من، برادرم و برادرزادهام که در آنجا بودند، با مرد همسایه و چند نفر دیگر دعوایمان شد. من با دسته قمه 20بار ضربههایی به مقتول و اطرافیان زدم. درگیری بالا گرفت و شیشه خودروی زانتیای آنها را تخریب کردم. نفهمیدم چطور قمه به مرد همسایه اصابت کرده و منجر به مرگ او شد، من قصد قتل نداشتم.
متهم میانسال به اتهام مباشرت در قتل عمدی، نزاع منجر به قتل عمدی، تخریب زانتیا، جعل عنوان سرهنگی و همراه داشتن لباس نظامی و نگهداری مشروبات الکلی دستساز بازداشت و برای ادامه تحقیقات در اختیار ماموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.
ادعای سرهنگی کردم تا مشکل اداریام حل شود
مهدی اعتیاد شدیدی داشت. او بسختی میتوانست روی پاهایش بایستد. هنوز باورش نمیشد که مرد همسایه فوت شده و مدام میگفت نمیخواسته او را بکشد و نمیداند چطور قمهای که به دست داشته به مرد همسایه اصابت کرده و به مرگ او منجر شده است.
اعتیاد داری؟
بله. سه سال است که اعتیاد دارم. تریاک و گاهی شیشه مصرف میکنم. از زمانی که پدرم بیمار شده و آلزایمر گرفت، حالم بدتر شده و همین موضوع باعث شد اعتیادم بیشتر شود. چند بار سعی کردم ترک کنم و حتی کمپ رفتم که نتوانستم.
متاهلی؟
سال 78 همسر و فرزند داشتم. اما به دلیل اختلاف و نداشتن تفاهم از هم جدا شدیم و در خانه پدریام زندگی میکردم.
کارت چه بود؟
من سالها در ژاپن در یک مرغداری کار میکردم و ماهی 3000دلار میگرفتم. چند سال کار کردم. وضع مالیام که خوب شد به ایران آمدم و کارهای ساختمانی را شروع کردم.
مشروب مصرف میکنی؟
خودم درست و مصرف میکردم.
چطور متوجه مرگ همسایهات شدی؟
سه روز بعداز جنایت بود که یکی از اقوامم با من تماس گرفت و خبراز مرگ او داد.
بعد چه شد؟
خیلی ترسیده بودم. اعتیاد هم داشتم که باعث شد فرارکنم و خود را تسلیم نکنم.
بعد از فرار کجا رفتی؟
چند روز به باغ خودمان در کرج رفتم. بعد از آن سراغ دوستم رفتم و از او خواستم خانهای برایم اجاره کند. او گفت خانه خودش در ماهدشت است. یک سال آنجا را از وی اجاره کردم و قرار شد اقساط وام 40 میلیون تومانی خانهاش را به مدت یک سال، من به عنوان کرایه بپردازم.
قصد خروج از کشور را داشتی؟
یک بار به این فکر افتادم. حتی مردی را هم پیدا کردم که چهار میلیون تومان میگرفت مرا از مسیر کوهستان به ترکیه و از آنجا به اروپا ببرد، اما ترسیدم.
چرا لباس پلیس در خانهات داشتی؟
علاقه زیادی به لباس پلیس داشتم. مدتی پیش از حادثه به خاطر کار سندم به ادارهای رفته بودم که کارم در آنجا جور نشد. اما دیدم مامورانی که به آنجا میآیند با آنها خوب برخورد میشود. همین باعث شد که وسوسه شوم و لباس پلیسی با درجه سرهنگی بخرم. به مغازهای رفتم و با پرداخت 200 هزار تومان آن را خریدم. اما از آن استفاده نکردم و حتی آن را نپوشیدم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: