در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، چهاردهم مهر سال 91 مردی با آتشنشانی تهران تماس گرفت و از آتشسوزی ساختمان تجاری ـ مسکونی در محله بهار جنوبی خبر داد.
آتشنشانان با حضور در آنجا مشاهده کردند که یک مغازه سیسمونیفروشی آتش گرفته و شعله و دود آن به دیگر طبقات نیز سرایت کرده است. گروهی از آتشنشانان، شعلههای آتش را خاموش کردند و گروهی دیگر وارد ساختمان شدند تا اگر افرادی در این مرکز تجاری ـ مسکونی هستند، آنها را نجات دهند.
در ادامه این عملیات آتشنشانان متوجه شدند تنها پسر 25 سالهای در یکی از واحدهای طبقه پنجم ساختمان حضور داشته که او را خارج کردند. وی به بیمارستان منتقل شد، اما ساعتی بعد تسلیم مرگ شد.
همزمان با تشکیل پرونده قضایی، تحقیقات پلیسی در رابطه با این پرونده آغاز شد.
این در حالی بود که کارشناسان با بررسی ساختمان محل حادثه نظر دادند که آتشسوزی به طور عمدی رخ داده و منجر به مرگ مرد شده است.
با دستور قضایی، صاحب مغازهای که در آتش سوخته بود به پلیس آگاهی احضار شد و مورد تحقیق قرار گرفت و به افسر تحقیق گفت: آن شب مثل همیشه مغازه را بستم و به خانهام رفتم، اما نیمه شب در تماس یکی از همسایهها متوجه شدم، مغازهام آتش گرفته و هر چه وسایل در این مغازه اجارهای داشتم، در میان شعلههای آتش سوخته است. گمان میکردم مغازهام بر اثر حادثه آتش گرفته و سرمایه زندگیام دود شده و رفته است.
وی افزود: زمانی که با آتشنشانان حاضر در محل حادثه حرف زدم، متوجه شدم مغازه به طور عمدی آتش گرفته و همین حادثه باعث شده یکی از همسایهها بر اثر دودگرفتگی فوت کند. نمیدانستم چه کسی میتواند به چنین کاری دست بزند. من فقط با مالک مغازه اختلاف داشتم و به او شک دارم. پس از گذشت چهار سال، تلاش پلیس جنایی برای یافتن آتشافروز قاتل بینتیجه ماند و سرانجام با دستور قاضی مرشدلو، بازپرس شعبه هفتم دادسرای جنایی تهران، پرونده به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد تا حکم دیه به اولیای دم از طریق بیتالمال صادر شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: