در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او پیش از این نیز چنین ادبیاتی را به کار برده بود، زمانی که در برج معروفش با مدیران رسانهها جلسهای را ترتیب داده و چند بار خطاب به آنها گفته بود: «ما در سالنی پر از آدمهای دروغگو هستیم... .»
پدیده ترامپ در همه ابعادش تعجببرانگیز است. شاید بتوان برای رفتار و گفتار خارج از عرف او دلایلی هم تراشید؛ اما نمیتوان این واقعیت را نادیده گرفت که او نماینده عصبانیت جامعه آمریکایی از وضعیت موجود است. این خشم نهتنها در آمریکا بلکه در مناطق دیگر جهان نیز کمکم خود را نشان میدهد و همین منطق خشمگین بروز یافته است که فریادها و ناسزاهای ترامپ را در محافل رسمی برای مردم شنیدنی کرده است؛ آنها برای همین ناسزاها و متلکها به ساختار موجود هورا میکشند و ترامپ نیز در میان این تشویقها رئیسجمهور آمریکا شده است!
انتقاد از رسانهها و شبکههای تلویزیونی سابقه طولانی دارد؛ از انتقادات آکادمیک نظریه پردازان مکتب فرانکفورت گرفته تا طرح «امپریالیسم خبری» توسط رئیسجمهور فنلاند در نشست سال 1971 یونسکو، اما همه این انتقادات هرچند با رویکردهای رادیکالی نیز همراه بودهاند، اما یک نقطه را هدف میگرفتند: «شکست هژمونی و سلطه رسانهها در مهار فرهنگ نوین جهانی.» آنها نگران فرهنگ توده بودند که با ابزارهای تکنولوژیک و تکنیکهای رسانهای هر روز شکل تازهای میگیرد. در واقع طرح این مفاهیم شورش علیه سلطه رسانههایی بود که افکار عمومی را با سیاستهای مالکان خود تنظیم و به بازی میگرفتند. تصور اینکه فردی مانند ترامپ نماینده چنین شورشی علیه ساختارهای موجود باشد، از آن جهت مشکل است که به نظر میرسد او تنها موج سوار خوبی برای این انتقادها و مطالبهها بوده است. زمانی که همه رسانههای رسمی و بنگاههای خبری علیه او مینوشتند و برنامه سازی میکردند طبیعیترین رفتار ممکن انتقاد از آنها بود. رفتاری که باز هم در چارچوب منافع او تحلیل میشود! تجربه ترامپ تازه برای افکارعمومی آغاز شده است، اما نوع مواجهه او با رسانهها در صورتی که به تقویت رویکردهای انتقادی و گسترش آن بینجامد میتواند به نفع جریان انتقادی تمام شود. در دورهای که مسئولیت اجتماعی رسانهها زیر سایه منافع جریانها و مالکان سیاسی آنها قرار گرفته مخاطبان با ضعف سواد رسانهای، آسیبپذیرتر شده اند و بازیهای پیچیدهتری با افکار عمومی میشود. نباید از یاد برد که فریادهای خشمآلود و ناسزاهای سیاستمداران به رسانهها هر چقدر هم تند باشد در نهایت در حوزه سیاست آنها تعریف میشود و اتفاقا این رفتارها و گفتارها به هر میزان نامتعارفتر باشند مشکوکتر به نظر میرسند!
این که برخی استفاده ترامپ از شبکههای اجتماعی به جای رسانههای کلاسیک را تحولی به سمت شفافتر شدن مسیر ارتباط با مخاطبان دانستند زمانی اعتبارش کمرنگتر شد که او در توئیتر خود، با زبان گلایه از رسانههای آمریکا نوشت: «اگر رسانهها من را به دقت و محترمانه پوشش میدادند، من دلیل بسیار کمتری برای رجوع به توئیتر میداشتم!»
سید ناصر نعمتی/ روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: