داستان مجموعه خط قرمز درباره یک جوان دله دزد به نام ناصر است که چند جوان نادان مانند خود را دورش جمع کرده و حالا با ریاست خودش می خواهد با این گروه بچه های نازپرورده کارهای بزرگتری انجام دهد
کد خبر: ۹۹۱۹
اما از قرار معلوم او آنقدرها هم بد نیست که گاهی اوقات وجدان درد نگیرد و به خودش لعنت نفرستد که چرا این جوانان از همه جا بی خبر را از راه راست منحرف کرده و در دل به این ریاست بلاهت آمیز جاه طلبانه اش نخندد در این قسمت ، کامران یکی از اعضای گروه ناصر دستگیر می شود و پدر رامین )پدر یکی از اعضای گروه ( در زندان به دیدن او می رود، اما این زندان به هیچ وجه مثل زندان های دنیای خارج نیست ؛ بلکه یک جایی کمی تا قسمتی شبیه اتاق یک هتل است اما دراین هتل زندان نام ، پدر رامین با ترس از سربازی که بدون حتی یک بار نگاه کردن به داخل سلول زندان ، تنها جلوی در نیمه باز چوبی آن رژه می رود، بسیار راحت و در عرض چند ثانیه کاغذی با کامران ردوبدل می کند که در آن نوشته است که می خواهد همه اعضای گروه را به خارج از کشور بفرستد )از قرار معلوم از ترس آبروریزی پس از دستگیری پسرش ( تا پس از رفتن بقیه گروه ، کامران همه تقصیرها را به گردن آنها بیندازد، پس چون جا خیس است و بچه ای هم وجود ندارد، بنابراین بقیه در می روند و کامران هم با کمک یک وکیل مجرب تبرئه می شودو حالا باید شماره تلفن رامین توسط کامران به پدر رامین داده شود و کامران هم معلوم نیست با کدام وسیله نوشتاری ، شماره را روی کاغذ برای پدر رامین می نویسد. یعنی زندان های این مملکت )حالا در اینجا زندان یک پاسگاه نیروی انتظامی ( اینقدر بی دروپیکر هستند که بتوان یک مجرم را آنقدر درون آنها راحت گذاشت که چنین اتفاقات خنده داری در آنها بیفتد؛! و شعور یک مخاطب کمی دقیق، به اندازه ای سطح پایین است که نتواند جعلی بودن کل جریان ردوبدل کردن نامه را تشخیص دهد؛!البته کارگردان این معجون جعلی برای کامل کردن سیر حوادث عجیب و غریب اش ، یک داستان فرعی عاشقانه جعلی دیگر را در اثرش تعبیه کرده که باید منتظر قسمتهای بعدی سریال نشست تا ثمرات مبارک آن را مطابق سبک منحصربه فرد کارگردان )که فیلمنامه نویس نیز هست ( دید. فعلا که عروس خانم بله را گفته است ؛ آن هم دختری از خانواده ای آبرومند و ثروتمند در خانه ای با پلکان های چوبی ، که کاملا می داند خواستگارش یک جوان بیکار و بی عار است ! همچنین باید به یک کلیپ کاملا نچسب هم اشاره کرد که هم از نظر قرار گرفتن آن در میانه این قسمت سریال که به یک فاصله گذاری طربناک می ماند و هم از لحاظ اجرای سردستی آن با تکنیک دم دست و اصلا فکر نشده اسلوموشن ، به هیچ وجه نمی تواند به عنوان یادآوری خاطرات کامران با اعضای گروه در زندان با یک نمای لایی )اینسرت ( تکرار شونده رو به پایین از کامران در پس زمینه و یک پنکه سقفی چرخنده در پیش زمینه تصویر و چند نما از گردش اعضای گروه با ماشین ، کارکرد موثری داشته باشد این کلیپ علاوه بر این که هیچ تاثیری در پیشبرد داستان ندارد، )چون حداقل می توانست بیانگر نوعی پشیمانی کامران از همراهی با این گروه باشد( نمایانگر این است که کارگردان هیچ زحمتی به خود نداده تا لااقل کلیپی را که در میانه یک قسمت از سریالش نمایش می دهد، تداعی گر سبک بسیاری از کلیپهای نمایش داده شده از تلویزیون نباشد و تقلید بیمایه او را از این کلیپها یادآور نشود.به هرحال کارگردان خط قرمز در دنباله این سریال شب آفتابی را نیز تولید و روانه آنتن کرد که درآن رگه هایی از خط قرمز مشاهده می شود اگر قرار باشد همیشه سریالهای این کارگردان رنگ وبویی مانند "شب آفتابی " و "خط قرمز" داشته باشد نتیجه آن برای جوانها که قشراصلی مخاطبان این نوع سریالها را تشکیل می دهند مطلوب نخواهد بود.