یادداشت

مردی برای تاریخ ورزش ایران

هفدهم دی هر سال برای یک روز یاد تختی می‌افتیم. سراغ دوستان و رفقای قدیمی بازمانده‌اش می‌رویم، هم‌محله‌هایی که حالا موهایشان یکدست سفید شده است و اگر بخواهیم خیلی تنوع به کارمان بدهیم یکی از حریفان خارجی‌اش را پیدا می‌کنیم و او هم از تختی می‌گوید. اسم جهان‌پهلوان که می‌آمد مردم سر از پا نمی‌شناختند. «نوبت به آقاتختی رسید، وزن هفتم کشتی می‌گرفت، حریف دستش رو بسته بود، تختی هم با حریف کار نمی کرد.»
کد خبر: ۹۸۷۰۳۵

همه از جوانمردی‌اش، بزرگواری و بی‌اعتنایی‌اش به ثروت، آرامش و متانت و دست‌گیری‌اش از آنها که جز خدا دادرسی نداشته‌اند حرف می‌زنند.

کسی تردیدی ندارد که غلامرضا تختی شایسته همه این تحسین‌هاست، اما از تختی برای زندگی امروز چه آموخته‌ایم؟

از اخلاق و منش تختی که به آن می‌نازیم و می‌گوییم چراغ راه زندگی‌مان است کجا و چطور استفاده کرده‌ایم؟ اصلا استفاده کرده‌ایم؟

نگاهی به حواشی ورزش ایران نشان می‌دهد که خیلی اوقات از جهان‌پهلوان فقط برای نامگذاری ورزشگاه‌ها یا نوشتن شعار روی دیوارها استفاده کرده‌ایم. هیچ‌وقت زیر پوست دلایل اسطوره شدن تختی نرفته‌ایم، چرا که کار دشواری است و نیازمند همتی پهلوان‌گونه است.

در تاریخ ورزش ایران قهرمان بسیار داشته‌ایم، مدال‌آور و فاتح سکوها، اما پهلوان ماندگار در اندازه‌های تختی بسیار اندک داشته‌ایم. آن‌قدر اندک که هیچ‌کس دوست ندارد بپذیرد جهان‌پهلوان تختی خودخواسته به زندگی‌اش پایان داد. هنوز هم مرگ او مثل زندگی‌اش در هاله‌ای از راز قرار دارد.

تختی آبروی ورزش ایران است. هنوز هم وقتی بی‌اخلاقی، فساد، ریاکاری و رفتارهای ناسالم فضای ورزش را پر می‌کند امیدواریم که پهلوانی مثل تختی از جسم و جان و اعتبار خود هزینه کند تا ما از مهلکه گذر کنیم.

روحش شاد و یادش تا ابد زنده

مهدی توتونچی

جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها