با علی حاتمی بچه محل بودیم و او را از بچگی می‌شناختم. در جنوب شهر زندگی می‌کردیم. همه چیز را خیلی خوب و دقیق می‌دید.
کد خبر: ۹۷۶۳۱۹

بخوبی به یاد دارم 17 ساله بود که در اداره تئاتر پیش من آمد. پیسی به اسم میرا آورده بود. همان موقع متوجه شدم که ذهن گیرایی نسبت به محیط و فضا دارد. خیلی نسبت به این موقعیت‌ها حساسیت داشت و واکنش خوبی نشان می‌داد. کلام و جنس دیالوگ‌ها هم خاص خودش بود. گرچه برای بازیگر حفظ کردن این دیالوگ‌ها سخت بود، اما آن‌قدر خوش‌اخلاق و کاربلد بود که هر کسی با او کار می‌کرد شیفته‌اش می‌شد. از من برای بازی در نقش رئیس شهربانی دعوت کرد و شروع کردم به تحقیق آن دوران. هم راجع به مختاری و هم راجع به بایرام. با علی که صحبت کردم گفتم خصوصیات این دو را می‌توانی در یک کاراکتر جا بدهی. دوگانگی شخصیت‌ها چهره می‌سازد و علی از این ویژگی‌ها استفاده می‌کرد. به اعتقاد من جلال مقدم هم آدم عجیب و غریبی بود. اینها فراست‌ها و آگاهی‌های خاصی داشتند. از یک چیز به چیز دیگری می‌رسیدند که اصلا فکرش را نمی‌کنی. / سینما پرس

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها