حالا زمانی برای تسویه حساب نیست

پیروزی یا استقلال بازی دارند. دل تو هم بی اختیار برای یکی از این 2 تیم می تپد؛ اما مهاجمی در برابر تیمت قرار گرفته که کمی تو را می ترساند.
کد خبر: ۹۷۶۱۰
توپ را می گیرد، چرخی می زند، یکی را جا می گذارد و... گل... این یعنی رسول خطیبی! بازیکنی که مقابل 2تیم رنگی و پرطرفدار همیشه بوی گل می دهد؛ اما خودش از این که بگویند فقط راه گل زدن به این 2تیم را بلدی، بدش می آید. می گویند این 2تیم جادو شده رسول هستند!
بازیکنی که برای هر دفاعی سم است. کافی است مدافعان کمی غفلت کنند تا او تیم حریف را به آتش بکشد.اگر فکر می کنید رسول خطیبی بازیکنی مغرور و خودخواه است، اشتباه می کنید.
یکی از 23بازیکن اعزامی فوتبال ایران به جام جهانی 2006آلمان با رویی گشاده به پرسش های ما پاسخ گفت. او بامداد امروز همراه کاروان فوتبال ایران عازم زاگرب شد تا برای دیدار روز یکشنبه با کرواسی آماده شود. او تا اولین جام جهانی عمرش فقط 17روز فاصله دارد.


کمی درباره رسول خطیبی توضیح بده.
من رسول پاکی خطیبی ، متولد 1357 تبریز هستم و 4 برادر و یک خواهر دارم. متاهل هستم و یک فرزند به اسم فراز دارم.

از چند سالگی فوتبال را شروع کردی؛
سال 1369اولین بار در زمین چمن بازی کردم. آن موقع در نوجوانان ماشین سازی بازی کردم.

تا حالا خانواده مشکلی برایت ایجاد نکردند؛ مخالفتی در کار نبود؛
زمانی که به مدرسه می رفتم، بدجوری با من مخالفت می کردند. آن موقع در تهران همراه برادرم، حسین زندگی می کردم.
حسین در بانک تجارت بازی می کرد. یک بار امتحانات را بد دادم و از چند درس افتادم که مادرم گفت تا وقتی قبول نشوی ، حق نداری تمرین کنی.
خیلی بد شد چون مسابقات کشوری آموزشگاه ها در اهواز بود و من هم می خواستم بروم. این بود که به خانواده نگفتم و همراه تیم تهران به اهواز رفتم و از آنجا به آنها خبر دادم که در اهواز هستم. در آن مسابقات من آقای گل کشور شدم و عکسم در کیهان ورزشی چاپ شد. چاپ این عکس پایان همه مخالفت ها بود چون پس از آن با فوتبالم مخالفت نکردند.

از خودت و سپاهان بگو؛
من سومین فصل حضورم را در سپاهان پشت سر می گذارم. سال اولی که به سپاهان آمدم ، در جام حذفی ایران قهرمان شدیم ، در فصل دوم هم با این که تیم سپاهان نتیجه خوبی نگرفت ، فکر می کنم برای من فصل خوبی بود.
15گل در لیگ برتر زدم و 4گل در جام حذفی و 4گل هم در قهرمانی باشگاه های آسیا زدم و در مجموع برای من فصل خوبی بود. امسال هم من اول فصل با یک بدشانسی روبه رو شدم که مادر عزیزم را از دست دادم.
در اول فصل روحیه مناسبی نداشتم و 7یا 8بازی را از دست دادم و نتوانستم سپاهان را همراهی کنم.

این اتفاق در طول فصل هم فکرت را مشغول کرد؛
فصل پیش که بازی با پیروزی را 2بر یک بردیم، مادرم زنده بود؛ اما مریض بود. پیش از بازی خیلی به من سفارش کرده بود که خوب بازی کنم.
من در آن بازی 2گل زدم که به مادرم تقدیم کردم. در بازی این فصل که پیروزی را بردیم ، پس از گل اول به یاد آن روز افتادم. خیلی تاثیر بدی در من گذاشت. وسط بازی دلم برای مادرم گرفت.

چرا می گویند رسول خطیبی فقط به استقلال و پیروزی خوب گل می زند؛
نمی دانم چرا این را می گویند.

بازی با پیروزی و استقلال مهم است و توی چشم. به همین دلیل هر کاری توی آن بازی انجام بدهی ، زیر ذره بین است.
اصلا این طور نیست که من در کل فصل خواب باشم و فقط به این 2تیم گل بزنم.

چند گل به استقلال و پیروزی زده ای؛
15 گل به استقلال زده ام و 8 گل هم به پیروزی.

در این فصل چقدر به قهرمانی فکر می کردی؛
از میان 5تیمی که در پایان فصل در صدر جدول حضور داشتند (استقلال ، پاس ، سایپا، صباباتری و ابومسلم) فقط 3تیم ادعای قهرمانی داشتند و ابومسلم و صباباتری در ابتدای فصل چنین رده ای را برای خود پیش بینی نمی کردند.
البته تیم ما هم برای قهرمانی بسته نشده بود؛ اما توانمندی قهرمانی را داشتیم. این را بویژه در نیم فصل دوم نشان دادیم و دیدید که تا فینال جام حذفی بالا آمدیم.
لیگ امسال یک حسن بزرگ داشت و آن هم نزدیکی قدرت تیمها بود. فکر می کنم این یکسانی قوا در فصل آینده بیشتر به چشم بیاید. اگر این طور شود و چند تیم دیگر هم مدعی شوند، لیگ جذابی پیش روی ما خواهد بود.

نظرت درباره قهرمانی استقلال چیست؛
تیم استقلال پس از چند سال که با بدبیاری جام را از دست داد، به حقش رسید. این تیم از وقتی لیگ برتر راه اندازی شد، بجز یک فصل در دیگر فصلها مدعی جدی قهرمانی بود و جام را در روز آخر از دست داد.
پس بی راه نگفتم اگر این تیم را شایسته قهرمانی بدانم. استقلال در این فصل واقعا فوتبال بازی می کرد و به غیر از اینها از بازیکنان خوبی سود می برد. هم 11نفر اصلی آنها خوب بود و هم نیمکت ذخیره آنها نیمکت خوبی بود. آقای قلعه نویی هم بخوبی تیم خودش را می شناسد. به هر حال ، مبارکشان باشد.

رسول خطیبی هم لیگ آزادگان را تجربه کرده و هم از اولین دوره لیگ برتر در این لیگ بازی کرده. چقدر این 2با هم تفاوت دارند؛ فقط اسم لیگمان را عوض کرده ایم یا اتفاق دیگری هم افتاده؛
نمی شود گفت فقط اسم لیگ را عوض کرده ایم ؛ چون تفاوت لیگ حرفه ای با جام آزادگان کاملا قابل لمس است. من از سال 74در لیگهای ایران شرکت داشتم. اما فکر می کنم در این 2سال گذشته ، لیگ برتر به بهترین نحو در حال انجام است. فقط بازی در یکی ، دو زمین مشکل است.

اوایل فصل گفته بودی احتمال دارد از سپاهان جدا شوی ؛ اما جدا نشدی ، جریان چه بود؛
من 10سال است فوتبال حرفه ای بازی می کنم و فکر می کنم تیم زیاد عوض نکرده ام. 2سال در شهرداری تبریز بودم. 5سال در استقلال، یک سال ذوب آهن و نزدیک به 3سال هم سپاهان که همه آن سالها برای من خوب بوده است ؛ اما در سپاهان خیلی راحتم و بدون مشکل بازی می کنم.
جدا شدن از باشگاه به شرایط بازیکن بستگی دارد. امکان دارد من برای باشگاه خوب کار کنم و خوب گل بزنم ؛ اما باشگاه ، یکی بهتر از من را پیدا کند یا آن یکی را ترجیح بدهد. آن زمان است که دیگر ماندن در باشگاه ممکن نیست. یعنی دست خودت نیست . چون نمی توانی بمانی.

یعنی الان چنین شرایطی داری؛ یا آن موقع که این تصمیم را گرفته بودی چنین شرایطی داشتی؛
واقعیتش این است که در یک مقطع زمانی کوتاه چنین تصمیمی گرفته بودم ؛ ولی الان چنین فکری در سر ندارم و خیلی از بودن در این تیم راضی هستم.
تا هر زمان هم که باشگاه به من نیاز داشته باشد، در خدمت سپاهان خواهم بود. اما وقتی مرا نخواهند به تیم دیگری فکر می کنم.

برای این فصل به خودت چه نمره ای می دهی؛
نمره قبولی!

به باشگاه های خارجی هم فکر می کنی؛
اینها باشد برای بعد از جام جهانی.

یعنی امکان دارد دوباره به اروپا بروی؛
نمی دانم ، واقعا پیش بینی آینده برایم سخت است.

تجربه اول اروپایی ات شیرین بود یا تلخ؛
زمانی که می خواستم به هامبورگ بروم ، آنها در تعطیلات نیم فصل بودند و ما هم 2بازی با تیم پاس پیش رو داشتیم.
با توافق 2طرف قرار شد 2بازی را برای پاس انجام دهم که با بدشانسی در بازی اول رباط پایم پاره شد و من با پای گچ گرفته به آلمان رفتم.
3ماه را به خاطر مصدومیت از دست دادم و 3ماه باقیمانده هم صرف هماهنگی با بازیکنان تیم شد. زجر زیادی کشیدم تا خودم را در تیم جا بیندازم ، اما در لیگی مثل بوندس لیگا خیلی سخت است پس از 3ماه مصدومیت آن هم در تیمی که تازه وارد آن شدی ، جا بیفتی.
کل قرارداد من 6ماهه بود و به همین دلیل به هیچ نقطه امیدوارکننده ای نرسیدم و به ایران بازگشتم.

تفاوت بین بازیکنان اروپایی و ایرانی؛
از نظر کیفیت فوتبال ، فکر نمی کنم زیاد با آنها تفاوت داشته باشیم. اگر بایرن کمی به علی کریمی میدان بدهد، از بالاک هم برایشان بهتر کار می کند. به نظر من بازیکنانی که در 2سال گذشته به اروپا رفتند خوب کار کردند.
نقطه ضعف این فوتبال فقط امکانات باشگاه هاست. شاید همه خیال کنند من به جنبه مالی کار خیلی توجه می کنم ؛ اما منظورم از امکانات ، زمین های ورزشی ، مشاوران پزشکی و بدنسازی ، متخصصان علم تغذیه ، پزشکان مجرب و کاملا ورزشی و تمرینات خوب و برنامه ریزی شده است.
در این زمینه ها ما خیلی با آنها تفاوت داریم. به اندازه فاصله زمین تا آسمان ! اروپایی ها فوتبال را از پایه شروع می کنند. از سنین بسیار پایین.
مدارس فوتبال آنها زیر نظر باشگاه ها و با هدف و دنباله دار کار می کنند؛ اما مدارس فوتبال در ایران ، شخصی و صرفا برای پر کردن اوقات فراغت نونهالان و نوجوانان است.

تیم هامبورگ که 6ماه در آن حضور داشتی ، چه امکاناتی داشت؛
اولا بگذارید از نظم آنها بگویم. همه بازیکنان باید 30دقیقه زودتر از آغاز تمرین در زمین حاضر می شدند تا ماساژ و تستها و کارهای ارتوپدی و پزشکی انجام شود.
بازیکن پس از تمرین ، دیگر دغدغه پیراهن شستن و واکس زدن کفش ندارد. همه این کارها در باشگاه انجام می شود.
ما 13زمین تمرینی داشتیم. کدام باشگاه ایرانی 2زمین تمرین دارد؛ این 13زمین فقط برای تمرین تیم هامبورگ بود و برف و باران نمی توانست تمرین تیم را تعطیل کند.
ما هر روز در یک زمین تمرین کار می کردیم که در هفته می شد 6زمین تمرین و تازه 7زمین هم بدون تمرین می ماند که تیمهای آماتور و امید و جوانان در آن تمرین می کردند.

تغذیه بازیکن در آنجا دستور خاصی داشت؛
هامبورگ یک پروفسور تغذیه داشت (که فکر می کنم الان هم داشته باشد) به اسم آقای شوارتز. او هر دو هفته یک بار می آمد و تستی از بازیکنان هامبورگ می گرفت.
او فقط در بازیهای ما حاضر بود؛ اما نتیجه کارهای او همیشه جلوی چشم ما بود. 2روز پس از هر آزمایش جواب تستها را روی تابلو می زد.
مثلا می نوشت : مهدی مهدوی کیا ویتامین آ ندارد و کلسیم بدنش کم است یا رسول خطیبی ویتامین ای ندارد و آهن بدنش کم است.
اگر 2هفته دیگر آن بازیکن کمبود ویتامین بدن خود را جبران نمی کرد، جریمه می شد. آنجا اتاقی بود که تمام ویتامین ها و مواد مورد نیاز برای بازیکنان در آن اتاق وجود داشت و بازیکن مجبور بود کمبود بدنش را تامین کند.
اگر این کار را نمی کردیم حتما جریمه می شدیم. از این اتاقها در باشگاه های ما دیده می شود؛ فرق ما با اروپا فقط در همین چیزهاست. در متخصصان هورمون و تغذیه و امکاناتی از این دست است.

چند بازی برای هامبورگ انجام دادی؛
در 7مسابقه شرکت داشتم که فیکس نبودم و از نیمه دوم وارد بازی شدم. من به جای مهدی بازی می کردم و به همین دلیل نتوانستم گلی بزنم.

چطور شد رفتی استقلال اما در آن تیم نماندی؛
خیلی ها نمی دانند من برای چه از استقلال جدا شدم. شرایط انتقال من به استقلال خیلی خاص بود. پاس برای رضایتنامه من 250میلیون از استقلال می خواست که 100میلیون را آقای فتح الله زاده جور کرد و 150میلیون مانده را واقعا نداشت که بدهد.
من از نزدیک شاهد بودم که خیلی تقلا کرد تا شاید این پول را جور کند؛ ولی توان پرداخت 150میلیون را نداشت. در قراردادی که میان 2باشگاه استقلال و پاس بسته شده بود، ماده ای وجود داشت که اگر استقلال نتواند تمام پول را سر موقع بپردازد، هم من دوباره بازیکن پاس می شدم و هم آن 100میلیون به تیم استقلال برگردانده نمی شد.
آقای قلعه نویی و آقای فتح الله زاده خیلی تلاش کردند که من بمانم ، اما نشد. از آن طرف یکی ، دو باشگاه بودند که پیشنهاد دادند این مبلغ را بپردازند.

چه باشگاه هایی؛
سپاهان و استقلال اهواز که شرایط سپاهان بهتر بود و من به سپاهان رفتم. بعد، اتفاق بدی افتاد که من تا مدتها زیر سایه اش بودم. برخی اهالی فوتبال و بچه های مطبوعاتی خیال کردند من به خاطر پول پاس را ترک کردم. در صورتی که این طور نبود. پاسی ها کمی به من بی مهری کردند.
آنها بدون درنظر گرفتن زحماتی که برای پاس کشیده بودم ، 250میلیون بابت رضایتنامه من از باشگاه پول گرفتند و یک بار در مصاحبه های خودشان نگفتند که ما این پول را گرفتیم ، نه رسول خطیبی ، تا مردم خیال نکنند من به خاطر پول به سپاهان رفتم.
این شد که تا مدتها در ورزشگاه ها به من می گفتند "خطیبی پول پرست"!باشگاه پاس در این یکی ، 2سال اخیر حضورم مقداری نا هماهنگ شده بود که حتی بازیکنان قدیمی خودش را کنار گذاشت.
مثل آقای مارکار آقاجانیان و یا آقای حکیم زاده و آقای غنی زاده. اینها بازیکنانی بودند که عمرشان را در پاس گذراندند؛ اما باشگاه آنها را کنار گذاشت و حتی از آنها در رده های پایین تر هم کمک نگرفت که این به نظر من کمی نامهربانی به این بازیکنان پیشکسوت بود.
من خودم راستش کمی از این حرکت زده شدم. باشگاه پاس به نظر من باشگاه بزرگی است و باید واقعا بزرگی کند.

پس دوست داشتی در استقلال بمانی و بازی کنی؛
می گویم شرایط آن موقع طوری شد که من از استقلال رفتم. شاید خواست خدا بود که من به سپاهان بیایم که قطعا همین طور بوده. شاید در استقلال می ماندم و بعد از 2بازی مصدوم می شدم.
واقعیت امر این است که من الان در سپاهان فوق العاده راحت هستم. نه این که چون در این تیم هستم این را می گویم. هر وقت هم از سپاهان بروم ، این را خواهم گفت که من در سپاهان راحت بودم و از این تیم راضی هستم.

چرا زیاد پاس نمی دهی؛
من پست تخصصی ام هافبک نفوذی است. مدتها در این پست بازی کردم. از زمانی که فرهاد کاظمی به پاس آمد من به خط حمله رفتم. من بازیکن متعصبی هستم ، حتی اگر روی سکو بنشینم هم دوست دارم تیم من پیروز شود.
برای من هم فرقی نمی کند چه کسی گل می زند و یا چه کسی پاس گل را می دهد. در طول این همه سال هم برای آقای گلی نجنگیده ام. پس مطمئن باشید اگر بعضی مواقع پاس نمی دهم این از روی خودخواهی یا برای رسیدن به افتخارات شخصی نیست.

درباره مهاجمان ایرانی چه نظری داری؛
از زمانی که یادم می آید مهاجمان خوبی داشته ایم. از آقای پیوس بگیرید تا ناصر محمدخانی ، علی دایی ، خداداد عزیزی ، اصغر مدیر روستا و ادموند بزیک و... اینها بازیکنان بزرگ کشورمان هستند.
برادرم حسین خطیبی هم 2دوره آقای گل ایران شد. او هم مهاجم خیلی خوبی بود.

چقدر از قراردادت با سپاهان باقی مانده است؛
هنوز یک ماه دیگر از قراردادم باقی مانده.

می خواهی این مدت تمدید شود؛
گفتم بستگی به شرایط دارد. اگر باشگاه سپاهان دوست داشته باشد، برای تمدید آن صحبت می کنیم. البته تا حالا که حرفی زده نشده است.

آیا امیدواری دوباره به فوتبال اروپا برگردی؛ اصلا پس از هامبورگ پیشنهاد دیگری از اروپا داشتی؛
هر بازیکنی دوست دارد در اروپا بازی کند. بازی در اروپا افتخار بزرگی برای هر بازیکن ایرانی است و همه دوست دارند در اروپا بازی کنند.
اما بخش دوم پرسش شما؛ از هانزا روشتوک آلمان و یکی ، دو تیم عربی (اماراتی و قطری) پیشنهاد داشته ام.

,B> به بازی زیبا اعتقاد داری یا به گرفتن نتیجه؛
برخی مربیان بزرگ دنیا زیبا بازی کردن را در نتیجه خوب می دانند؛ چون می گویند نتیجه فقط در تاریخ می ماند.
امتیاز که می گیری همه چیز خوب است ؛ اما اگر برای نتیجه بازی کنی و نتیجه را هم نگیری آن وقت مردم از دست تو راضی نیستند.

می شود مربیان خوب و بزرگ خارجی را برای باشگاه ها استخدام کنیم؛
ما اگر مربیان بزرگ و علمی را برای رده های پایه بیاوریم ، خیلی موفق تر خواهیم بود. متاسفانه بسیاری از مدیران عامل باشگاه ها و تماشاگران و دیگر مسوولان همیشه حال را می بینند و برای برنامه های کوتاه مدت سرمایه گذاری می کنند، نه برای برنامه های طولانی که در چند سال جواب می دهد.
شاید این تصمیم آنها به دلیل نوع خاص فوتبال ماست که همه موفقیت را در حال جستجو می کنند و اگر کار زیربنایی کنی و یکی ، دو سال موفق نباشی تو را زیر سوال می برند و تمام کارت را بی ارزش قلمداد می کنند.بپردازیم به تیم ملی.

نظرت درباره گروه ایران چیست؛ آیا امیدی به صعود هست؛
32تیمی که برای جام جهانی انتخاب شده اند، 100درصد بهترین تیمهای قاره خود هستند و به همین دلیل به جام جهانی آمده اند. این دوره شاید یکی از معدود دوره هایی است که هر قاره بهترین های خودش را در این جام دارد.
تیم ما هم یکی از بهترین های آسیاست. با انگیزه بالایی که داریم ، فقط باید یک هدف را دنبال کنیم. اگر در گروهی دیگر هم می افتادیم ، باز به انگیزه و اتحاد نیاز داشتیم.
ما باید برویم جام جهانی و فوتبال خوب ارائه کنیم. خوب بازی کردن و نترسیدن ، اصل داستان است. تیمهای بزرگ از تیمهای متوسط یا ضعیفی که شجاع بازی می کنند می ترسند.
باید بپذیریم که الان مکزیک و پرتغال از ایران می ترسند و ما باید به همه نشان بدهیم این ترس تیمهای نامدار گروه ما بی دلیل نیست.ما باید برویم فوتبال منطقی بازی کنیم و اگر خدای نکرده صعود هم نکردیم ، حداقل مردم از ما راضی باشند که ترسو حاضر نشدیم.
اگرچه من معتقدم ، اگر بتوانیم فوتبالی در سطح بالا و خوب بازی کنیم ، صعود هم خواهیم کرد.

رقیب ایران در این گروه چه تیمی است؛
هر 3تیم ایران ، مکزیک و پرتغال مدعی صعود از این گروه هستند. تازه آنگولا را هم نباید دست کم گرفت. تیمهای آفریقایی نشان داده اند، حتی در اولین حضورشان در جام جهانی هم خطرناک هستند.
این آنگولا اگر تیم سرسختی نبود، نمی توانست نیجریه را با آن همه ستاره حذف کند. من گفتم همه تیمها بهترین های قاره خودشان هستند. هیچکدام از بازیهای ما آسان نیست ؛ ولی برد در این مسابقه ها هم غیرممکن نیست.

پس امید به صعود ایران هست؛
در هر وضعیتی باید امید داشته باشی. من فکر می کنم در تاریکی مطلق هم نباید امیدت را از دست بدهی. در دل آن تاریکی هم خدا هوای تو را دارد. پس نباید ناامید شد.
تیم ما در ورزشگاه کریکت گراوند شهر ملبورن استرالیا مجوز صعود به جام جهانی گرفت. بازی در نورنبرگ یا فرانکفورت یا لایپزیگ قطعا از بازی در استرالیا سخت تر نیست. هر کس بگوید تیم ما امید ندارد اشتباه می کند.

درباره برانکو چه نظری داری؛
مربی خوبی است.

چون تو را به جام جهانی می برد؛
نه نه ، اصلا این را برای خوش آمدش نمی گویم. برانکو برای تیم ما زحمت کشیده و تیم را به جام جهانی برده است. همه بازیکنان زمان بلاژه ویچ هم این را می دانند که تمام کارهای بلاژه ویچ را برانکو انجام می داد.
به نظر من ما باید به او اعتماد کنیم ، اگر اعتماد نکنیم اشتباه کرده ایم. تا به حال به برانکو اعتماد کرده ایم و حالا هم باید او را حمایت کنیم. داستان پس از جام جهانی هرچه که می خواهد، باشد. من به آن کاری ندارم. اما حالا وظیفه همه ، حمایت از این تیم است.

نظری درباره فهرست برانکو نداری؛
من یک بازیکن هستم ، چه نظری می توانم درباره آن داشته باشم؛ من فقط می توانم بگویم از این که انتخاب شدم خیلی خوشحالم و فکر می کنم مزدم را گرفتم. این خیلی راضی کننده است.

اگر خودت سرمربی تیم ملی بودی و از میان صدها و هزاران بازیکن فقط 23 انتخاب داشتی ، چکار می کردی؛
سعی می کردم جز حقیقت و لیاقت بازیکنان چیز دیگری را نبینم.

فکر می کنی حالا این اتفاق افتاده؛
بله. البته شما هیچ وقت نمی توانی فهرستی بدهی که همه را راضی کند. بالاخره یکی ، دو منتقد و مخالف هم برای آن فهرست پیدا می شود؛ اما به هر حال فهرستی بود که همه آن را تقریبا بدون نقص دانستند.

بهترین مدافعی که جلویش بازی کردی، چه کسی بوده است؛
رحمان رضایی.

اگر از استقلال و پیروزی همزمان پیشنهاد داشته باشی ، کدام تیم را به آن یکی ترجیح می دهی؛
(با خنده) سپاهان!

تیم ملی موردعلاقه ات؛
تیم ملی ایران.

در میان تیمهای خارجی چطور؛
تیم ملی برزیل.

تیم باشگاهی خارجی؛
رئال مادرید.

بازیکن مورد علاقه؛
رونالدینیو و رونالدو.

یاسر اشراقی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها