تعداد معدود شاعران کتابخوان
سعید بیابانکی، شاعر اصفهانی که خود چندین کتاب در زمینه شعر دارد، با اشاره به نحوه سرودن شعر برای کتاب و مطالعه اظهار میکند: هرقدر در سرودن شعر با این موضوع، بیان غیرمستقیمتر و هنریتر باشد، تاثیر بیشتری میگذارد.
الان نزدیک به ده سال است که کتاب نخواندن مورد نقد قرار گرفته و همه مسئولان و دستاندرکاران میگویند کتاب بخوانید؛ اما این بیان تاثیر ندارد، چرا که اگر اثربخش بود اکنون نباید مشکل کتابخوانی داشته باشیم.
شاعر کتاب «یلدا» معتقد است: همانگونه که در بعضی کشورهای خارجی خانهای ساخته میشود، شهرداری برای ارائه مجوز پایان کار، صاحبخانه را ملزم میکند تا یک اثر هنری خریداری و در دیوار خانه نصب کند، درخصوص کتاب هم پیشنهاد من این است که در ایران چنین قانونی اجرا شود و مثلا بگویند 20 جلد کتاب برای مجوز پایان کار ساختمان خریده شود.
وی با بیان اینکه باید برای تبلیغ کتابخوانی همه شیوهها را به کار گرفت، میگوید:به عنوان مثال، چند سال پیش در فیلم هامون که داستان زندگی دانشجوی فلسفهای را روایت میکرد، در چند سکانس در دست بازیگر نقش اول، کتابهایی مثل ابراهیم در آتش، ترس و لرز و آسیا در برابر غرب بود. جالب است بدانید که فروش آن کتابها در آن سال بشدت زیاد شد. این موضوع نشان دهنده آن است که مردم راههای موثر و متفاوت را برای کتابخوانی میپذیرند، چنانکه وقتی یک شخصیت بزرگ کتابی را معرفی کند، همه مردم سمت آن میروند.
بیابانکی توصیهای به شاعران جوان میکند و میافزاید: به نظر من بهترین شیوه برای سرودن شعر با موضوع کتاب، تاثیرپذیری از کتابهای معروف در شعر گفتن است. مثلا وقتی رمانی و تحت تاثیر آن شعری گفته شود، در زیر آن بنویسیم که این شعر برگرفته از فلان کتاب است. هرچند درباره کتاب و مطالعه هم شعرگفتن خوب است، ولی این شیوه هم به نظر من موثر است.
این منتقد ادبی در خصوص میزان ارتباط شاعران جوان با کتاب بیان میکند: تعداد شاعرانی که اهل کتاب باشند، محدود است ، چراکه هرقدر شعر عمیق باشد، نشاندهنده سواد آن شاعر و میزان مطالعه اوست. شاعران جوان در بهترین حالت آثار را هم میخوانند، ولی آن چیزی که به شاعران الهام میدهد غیر از شعرخواندن کتابهای تاریخی، فلسفی و... است. البته بخشی از این عدم توجه به کتاب به استیلای دنیا مجازی بر زندگی شاعران برمی گردد در حالیکه هیچ چیزی جای کتاب را نمیگیرد.
فضای مجازی جای کتاب را نمیگیرد
غلامرضا بکتاش، شاعر همدانی که بهطور ویژه به شعر کودک و نوجوان میپردازد، با بیان اینکه کودک با بیلبورد کتابخوان نمیشود، اظهار میکند: آن چیزی که مهم است، تجربه حسی کودک و نوجوان با کتاب است و فضای مجازی جای کتاب را نمیگیرد. حتی اگر کودکان میخواهند از روی تبلت مطالعه کنند، ابتدا باید کتاب را ورق زده و تجربه مطالعه داشته باشند. باید کنار کتابهای درسی، کتابهای غیر درسی هم قرار داده شود.
مسئول کارشناس شعر کیهان بچهها درخصوص شعرهایی که برای کتاب سروده است، میگوید: در تمام شعرهایم به چشیدن کتاب اشاره کردم. در واقع معتقدم کتابها را باید مثل ادویه مزه مزه کرد و از نان شب برای ما واجبترند. همه جا فست فود زیاد شده، ولی کافه کتاب کم است.
وی دلیل عدم اقبال را نبود آگاهی میداند و تصریح میکند: دانش، ایجاد مطالبه میکند یعنی وقتی مردم نمیدانند کارایی کتاب چیست به طرفش نمیروند.
وقتی لذت کشف زیر دندان نرفته، چگونه میخواهیم سراغ کتاب برویم. باید طعم کتاب را حس کرد. هنوز بچههای ما از کلاس انشا فراریاند و البته بعضی معلمها باعث عدم انتقال لذت نوشتن و خواندن شدهاند. کلاس انشا آزمایشگاهی برای نویسنده و شاعر شدن، خطیب شدن، روانشناس و جامعهشناس شدن است. در هرجامعهای آزمایشگاه ضعیف باشد، دانشگاه ضعیف خواهد شد. متاسفانه خیلی از آدمهای بیعلاقه، معلم انشا هستند و به دانشآموزان میگویند از نوشتن پول درنمیآید.
کتابهای خوب، کتابهای بد
اسماعیل امینی، شاعر و منتقد ادبی نیز با اشاره به نحوه پرداخت شاعرانه به مقوله کتاب و کتابخوانی میگوید: برای سرودن شعر با این موضوع از چند منظر میتوان به آن نگاه کرد. از یک منظر میتوان به این پرداخت که کتاب همدم انسان است و طبیعی است که در این صورت شعر زبان و بیان جدی به خود میگیرد. از منظر دیگر با توجه به اینکه گونهای از کتابها هستند که ظاهرشان کتاب است ولی در اصل کتاب نیستند؛ کتابهای تقلبی و جعلی که برای نقد آنها باید شعر طنز گفت. مثل انسانها که ظاهرشان مثل هم است اما در باطن خوب و بد دارند. از منظر دیگر نیز میتوان درباره حواشی امر کتابخوانی شعر گفت. مانند وضعیت ناشرها، نمایشگاهها و ... .
وی ادامه میدهد: کار فرهنگی مثل شعر و مسابقه برای جلب توجه مخاطبان است، اما ریشه از جای دیگر خراب است. به نظرم برای حل مشکل کتاب نخوانی در وهله اول باید تمام حمایت دولتی از کتاب و همچنین امتیاز کتاب نوشتن از نظام اداری برداشته شود. از همه اینها مهمتر، نظام تربیت و تعلیم ما که بر پایه مدرک گرفتن است، باید درست شده و ارزشیابی مدرک دانشگاهی در نظام اداری برداشته شود. اگر مدرکگرایی قطع شود کسانی به دانشگاه میروند که دنبال کسب مهارت و داناییاند، نه دنبال مدرک و استخدام.
جریان سازی هنری
سیدحمیدرضا برقعی، شاعر و دبیر نخستین کنگره ملی شعر کتاب نیز درباره تاثیر و نقش هنر در تشویق مردم به مطالعه میگوید: قطعا هیچ زبانی مانند زبان والای هنر برای نهادینهسازی یک فرهنگ موثر نیست. در حقیقت برای آنکه مردم کتابخوانی داشته باشیم، تمام برنامهریزان فرهنگی کشور ناگزیر از تشویق قشر هنرمند به خلق آثار هنری فاخر و تاثیرگذارند چه در حوزه شعر و ادبیات و چه در هنرهای تصویری و تجسمی. وقتی گفته میشود برای کتابخوانی باید کار فرهنگی شود، به این معنی نیست که سالی مثلا یک نمایشگاه کتاب در سال برگزار شود و معتقد باشیم که کار فرهنگی کردیم. بلکه باید در این زمینه جریان سازی شود. جریانسازی هنری نیز با حمایت و تشویق هنرمندان عرصههای مختلف برای خلق آثار هنری با موضوع کتابخوانی است.
او در پاسخ به اینکه چه نوع شعری میتواند در ایجاد انگیزه و اشتیاق برای مطالعه نقشآفرینی کند،گفت: در درجه اول شاعری که میخواهد برای موضوع بکری مانند کتابخوانی شعر بگوید، در انتخاب زبان و بیان خود دقت نظر داشته باشد. در واقع شعر وی به گونهای نباشد که مخاطب حس کند در برابر یک دستور و الزام قرار گرفتهاست. زیرا در این سالها که هشدارهایی مبنی بر کتابنخوانی مردم داده شده، لحن مناسبی در گرایش مردم به کتاب انتخاب نشده و همین موضوع سبب نوعی واپسزدگی شده است. او در ادامه افزود: بیان هنرمندانه و دقت در انتخاب واژگان باید مورد توجه باشد. در گام بعدی با توجه به اینکه شعر با موضوع کتاب در ادبیات فارسی کم است، این امکان برای شاعران فراهم است تا در میدان وسیع و تازهای قلمفرسایی کنند و دست به کشف مضمونهایی بزنند که تاکنون کسی به آن فکر نکردهاست. از سوی دیگر از کلیگوییها بپرهیزند و به جنبههای زیبای مطالعه توجه کنند تا هم خودشان و شاعران دیگر و هم مردم را بهعنوان مخاطبان اصلی به کتاب سوق دهند.
رضا یزدانی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم