در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سیدغلامرسول شیعه مذهب در گذشته مورد توجه مسلمانان بویژه مسلمانان هندی بوده و همین توجه باعث شده این بنا در دورههای بعدی تحت تأثیر معماری هندی قرار گیرد. طبق روایات، وی در سفری به چابهار تصمیم داشته که زن چابهاری اختیار کند و به تدارک چنین منظوری مشغول میشود، اما در شب عروسی دچار کسالت میشود و در بستر مرگ میافتد و چون مورد توجه مردم بوده، هنگام مرگ به آنها وصیت میکند که پس از مرگ سوگواری نکنند و به جای آن مدت 10 شبانهروز بر سر قبرش شادی کنند تا روحش شاد شود.
به همین منظور مراسم او هر سال از پانزدهم ذیالقعده به مدت 10 روز برپا میشده و در این مراسم عده زیادی از مردم چابهار و مناطق همجوار شرکت میکردند. در مراسم جشن و پایکوبی مردم چابهار، در صبح روز اول و دوم حیاط آرامگاه توسط زنان جارو زده میشد و مردها با لباس پاکیزه به فراهم کردن بساط جشن میپرداختند و هنگامی که آفتاب طلوع میکرد ساز و دهل مینواختند. قوالان پاکستانی، آوازخوانان هندی و خواننـدگان سیاهچهره و مهماننوازان بلوچ به هر طریقی در این شادی خدمت میکردند و این مراسم مدت 10 روز در سه نوبت صبح، عصر و شامگاه اجرا میشد.
زنان کهنسال به درون آرامگاه میرفتند در حالی که در این زمان مردان در بیرون محوطه پیشخوان به نواختن ساز و دهل مشغول بودند و چند زن جوانتر به پایکوبی میپرداختند و زنان مسن در درون آرامگاه به دعا مشغول میشدند تا سال دیگر زنده بمانند و در مراسم جشن عروسی سیدغلامرسول شرکت کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: