در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فدیل 43 ساله همزمان با اینکه قیچی خود را داخل موهای پسر جوانی انداخته و کار میکند، توضیح میدهد که پس از بیرون راندن نیروهای داعش از این شهر توسط نیروهای پیشمرگه و همچنین ارتش عراق، کسب و کار او رونق دوبارهای گرفته است. او صحبتهایش را با شادمانی این گونه ادامه میدهد: «این اولین بار طی دو سال گذشته است که این همه مشتری در مغازه حضور دارند. هماکنون در حال اصلاح سر و صورت مردانی هستم که همین کار ساده در زمان حکمرانی داعش بر این منطقه کاملا ممنوع بود.»
آگوست سال 2014 بود که کنترل این شهر کوچک به دست نیروهای داعش افتاد. با این حال فدیل تصمیم گرفت همچنان در زادگاه خود باقی بماند. وی در این زمینه گفت: «من نمیخواستم همه چیز را از دست بدهم. من اینجا ماندم، اما حالا به این نتیجه رسیدم که تصمیم چندان عاقلانهای نبوده است. من نمیتوانستم کار خود را به طور کامل انجام دهم. اگر داعش من را در حال کوتاه کردن ریش مردان میدید، به سرعت یکی از انگشتانم را قطع میکردند.»
طی چند هفته اخیر، میدان اصلی تلکیف محل حضور و تجمع مردان جوانی شده که دائما در حال خوش و بش کردن هستند. بسیاری از آنها، افرادی هستند که به تازگی به شهر بازگشتهاند. یکی از افراد میانسال که در این جمع ایستاده، به خبرنگار الجزیره انگلیسی میگوید: «وقتی آنها کنترل شهر را به دست گرفتند، هر فردی ممکن بود به جاسوسی برای نیروهای پیشمرگه یا دولت متهم شود بخصوص اگر او موبایل همراه خود داشت. آنها به محض کنترل بر شهر، همه چیز را مصادره کردند». تل کیف که در سال 2010 جمعیت آن حدود 22 هزار نفر پیشبینی شد، طی یک قرن اخیر شاهد تغییرات بومی و قومی فراوانی بوده است و پیش از ورود نیروهای داعش محل سکونت مسیحیان آشوری، مسلمانان سنی و ایزدیها بوده است.
البته برخی از شهروندان این منطقه شکنجه و مجازات داعشیها را تجربه کردهاند. یکی از آنها عزیز قاضی 37 ساله است که به دلیل فروش سیگار در ملاعام شلاق خورد. خودش در این مورد میگوید: آنها سیگار را ممنوع و تهدید کردند هر فردی که سیگار بکشد یا بفروشد بشدت مجازات میشود. در ابتدا تصور نمیکردم آنها چنین کاری را انجام دهند، زیرا سیگار کشیدن یکی از عادات اصلی مردان عراقی است. قاضی که یک مغازه کوچک داشت و معمولا در آنجا سیگار و تنباکو میفروخت، حرفهایش را این گونه ادامه میدهد: «یک روز سه نفر از نیروهای داعش به مغازهام آمدند و مرا به زور به میدان اصلی شهر بردند. در آنجا و در حضور مردان و پسران جوان شهر، مطلبی خوانده شد که در واقع اتهامات من به دلیل فروش سیگار بود. پس از آن 9 ضربه شلاق خوردم و سه روز نیز در زندان انفرادی گذراندم». آن طور که دیگر ساکنان این شهر میگویند، داعش در واقع سعی میکرده هر نوع مجازاتی علیه مردم را در میدان اصلی شهر انجام دهد.
این اظهارات را همچنین میتوان از زبان مردمی شنید که با آغاز عملیات آزادسازی موصل، از این شهر گریخته و در کمپهای موقت در مناطق اطراف اسکان یافتهاند. یکی از مواردی که مردم موصل مجبور به انجام آن بودند، شرکت آنها در نماز جمعه این شهر بود. بنا به گفته شهروندان، نیروهای داعش تبلیغات فراوانی برای ترغیب مردم موصل به منظور پیوستن به آنها میکردند. به محض موافقت هر یک از شهروندان، داعش به سرعت آنها را به سوریه و بخصوص شهر رقه میفرستاد.
عبدالخضر یکی از افرادی است که به تازگی از موصل فرار کرده و هماکنون در کمپ آوارهها در منطقه مرزی الخضر زندگی میکند. او در این زمینه به رویترز میگوید: پس از صحبت با افرادی که به داعش پیوسته و به سوریه رفتند، متوجه شدم که تروریستها به این افراد عملیات انتحاری یا گردن زدن را آموزش دادهاند. وی افزود: بیشتر آنها حدود سه ماه در مراکز آموزشی داعش در رقه بودند. در بین آنها نوجوانانی بین 10 تا 15 سال حضور داشتند. برخی پس از مدتی از این کار پشیمان شدند، اما عواقبش آنقدر وحشتناک بود که نمیتوانستند کاری انجام دهند.
علاوه بر وجود این فضای ترس و دلهرهآور در موصل، بسیاری از مردم این شهر شغلهای خود را از دست داده و اقتصاد محلی نیز وخیمتر شد. سلیمان 62 ساله، دو سال پیش و در زمان ورود نیروهای داعش، کار مناسبی داشت، اما به تدریج برای تامین مخارج خود با مشکلات عدیدهای روبهرو شد. وی در این رابطه میگوید: پول و سرمایه خانوارهای موصل به تدریج رو به اتمام گذاشت. این در حالی بود که با گذشت زمان فشار داعش نیز بیشتر میشد. مردم میبایست برای دریافت کارت پزشکی، حدود 500 دینار بپردازند. علاوه بر این، پزشکان وابسته به داعش پولها و مبالغی را تحت عنوان کمک به ساختار خلافت دریافت میکردند، اما آن را به بستگان خود میدادند.
همچون بسیاری دیگر از شهروندان موصل، سلیمان نیز در جنگ بین داعش و جنگندههای ائتلاف غربی گرفتار شده بود. بر اثر حمله یکی از همین جنگندهها بود که خانه سلیمان خراب شد، اما داعش برای جبران این خسارت تنها 30 کیلوگرم گندم به او داد. چند متر آن طرفتر و در یکی از چادرهای این اردوگاه، سحر عابد میگوید مردم موصل هر کاری را انجام میدادند تا بر این مشکلات فائق آیند. او افزود: مردم برای جبران کمبودها مجبور بودند نفت موجود در خانههای خود را بفروشند تا مایحتاج ضروریتری را خریداری کنند. ما نیز بارها مجبور شدیم لباسهایمان را بفروشیم.
فدلی که در 10 کیلومتری شمال شرقی موصل قرار دارد و جمعیت آن حدود چهار هزار و 500 نفر تخمین زده میشود، از دیگر مناطقی است که اخیرا از دست نیروهای داعش آزاد شده است. فرهاد عاصم 54 ساله یکی از ساکنان این شهر در این رابطه میگوید: «آنها یک روز به خانه ما آمدند و پسر کوچکم را بدون هیچ دلیل مشخصی دستگیر کردند. ما التماس کردیم که این کار را انجام ندهند، اما فایدهای نداشت و تصور میکردیم دیر یا زود خبر مرگ او اعلام شود». بنا به گفته عاصم، پسر آنها سه روز بعد و پس از تحمل شکنجههای شدید به اتهام ارتباط با نیروهای پیشمرگه، به خانه بازگشت. او کشته نشد، اما هنوز جای زخم جراحات به جا مانده از آن شکنجهها بر بدنش باقی مانده است.
داوودی یکی دیگر از شهروندان فدلی است که به جنبه دیگری از مشکلات پیش روی شهروندان اشاره میکند. وی در این مورد میگوید: «بسیاری از کودکان تازه به دنیا آمده طی این دو سال، واکسن دریافت نکردند و همین مساله تهدیدی جدی علیه سلامت آنها به حساب میآید، اما یکی از مشکلاتی که همچنان نیز وجود دارد، نرفتن کودکان و نوجوانان به مدارس است. خانوادهها طی این مدت مانع از رفتن فرزندان خود به مدارس تحت کنترل داعش میشدند.»
کلمه «دولت اسلامی» همچنان بر دیوار مراکز سابقه داعش در فدلی به چشم میخورد. روی زمین نیز نسخههای متعددی از روزنامه داعشیها به نام «النبا» دیده میشود که تصاویری از اعضای این گروه تروریستی در آن وجود دارد. سیف مصروف، شهروند 49 ساله فدلی میگوید: حالا داعشیها و تمام نمادهای وابسته به آنها از این شهر رفتهاند، اما زخمهای به جا مانده از آنها به این راحتیها درمان نمیشود. صحبت کردن از زندگی تحت سیطره داعش یک چیز است، تجربه کردن این واقعیت تلخ یک موضوع دیگر.
حسین خلیلی / روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: