تعارض گفتمانی ایران و آمریکا

روابط ایران و آمریکا به‌واسطه ظهور انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 و آنچه که به عنوان صداهای نو در روابط بین‌الملل تعریف می‌شود و وضع موجود روابط بین‌الملل و آنچه به عنوان کمپ آمریکا در منطقه از آن یاد می‌شد تحت چالش جدی قرار گرفت.
کد خبر: ۹۶۲۵۴۶

پس از این اتفاق بزرگ، ایران در زمره کشورهایی تعریف شد که به آمریکا تعلق نداشت و با یک ادبیات جدید منافع آمریکا در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس را تحت تاثیر خودش قرار داد؛ به همین جهت بررسی روابط ایران و آمریکا نه فقط نیاز به تحلیل نوع روابط در دوره پهلوی، بلکه نیازمند مواضع نظام جمهوری اسلامی علیه استکبار جهانی است.

از کودتا تا تسخیر سفارت

آمریکا به عنوان یک دولت استعماری، استکباری و دولتی که در کودتای 28 مرداد نقش ایفا می‌کند در مبارزات انقلابیون قبل از پیروزی انقلاب به عنوان یک کشوری که باید پاسخگو باشد شناخته می‌شود و زمانی که شاه از ایران فرار می‌کند و انقلابیون به پیروزی می‌رسند باز زیر سوال است و لزوم بازگرداندن شاه به ایران از سوی دانشجویان مطرح می‌شود که منجر به اشغال سفارت این کشور شده و تمام اینها رابطه دو کشور را در یک شرایط بسیار پیچیده قرار می‌دهد به طوری که آمریکایی‌ها رابطه را قطع کرده و به براندازی فکر می‌کنند.

هم جمهوری اسلامی ایران آمریکا را دشمن شماره یک قلمداد می‌کند و هم آمریکا جمهوری اسلامی ایران را به عنوان تهدید واقعی خود در منطقه می‌شناسد. جمهوری اسلامی ایران نظامی برآمده از انقلاب اسلامی ایران است و انقلاب اسلامی مجموعه‌ای از گفتمان‌های انتقادی نسبت به دولت‌های استکباری است که این گفتمان وارد بدنه مردمی منطقه شده و منجر به تقویت فریادهای ضد‌آمریکایی در منطقه می‌شود و از جانب دولت‌های وابسته مانند کشورهای خلیج فارس به آمریکا فشار می‌آید که این انقلاب که در جمهوری اسلامی ایران تجلی یافته منافع شما و ما را به خطر می‌اندازد.

برجام و آینده یک رابطه تیره

با توجه به ریشه‌های تاریخی بحران در مناسبات تهران و واشنگتن و این‌که متغیرهای متعددی در مورد رابطه ایران و آمریکا وجود دارد، نمی‌توانیم صحبت از یک متغیر خاص مطرح کنیم. به همین جهت بحث در مورد رابطه ایران و آمریکا نمی‌تواند بزودی و بسرعت به نتیجه برسد. در ماجرای برجام آنچه که به عنوان نقطه اشتراک بین ایران و آمریکا مورد توجه قرار می‌گیرد بحث انرژی هسته‌ای است، اما نمی‌توان انتظار داشت آنچه در برجام شکل می‌گیرد تمام مسائل موجود بین رابطه ایران و آمریکا را پاسخ بدهد، بنابراین انتظار این‌که برجام به دنبال این بوده که وضعیت ایران و آمریکا را در ماجرای تحولات منطقه مشخص کند اشتباه است.

در مورد رابطه ایران و آمریکا می‌توانیم از برجام به عنوان یک شکل همکاری بین ایران و دولت‌های دیگر دارای تاثیر بین‌المللی حرف بزنیم، اما همچنان نمی‌توانیم بگوییم برجام صرفا ماحصل گفت‌وگوهای بین ایران و آمریکا است و روابط ایران و آمریکا بعد از برجام متحول شده یا نشده چراکه در برجام بین ایران و 5+1 یک مساله‌ای را در دستور کار قرار دادیم نه بحث روابط ایران و آمریکا، در طول سال‌های پس از انقلاب در دوره‌هایی ارتباطاتی میان دو کشور دیده شده، اما همین ارتباطات محدود منجر به این شده که برخی از تحلیلگران صحبت از رابطه کنند، اما این به معنای رابطه نیست، بلکه نشان از یک همکاری در خصوص یک موضوع است. ما نمی‌توانیم بگوییم آنچه در برجام رخ داد همکاری ایران وآمریکا بود، بلکه می‌گوییم همکاری ایران با دولت‌های بین‌المللی علی‌الخصوص آمریکا در موضوع هسته‌ای بود. بنابراین نمی‌توانیم بگوییم برجام زمینه ارتباط‌‌دهنده ایران و آمریکاست، اما می‌توان این‌گونه بیان کرد که به جهت وجود خلأ ارتباطی، برجام این ارتباط را برقرار کرده و این احتمال داده می‌شود که زمینه‌های رابطه پدید آمده باشد.

رویارویی گفتمان مقاومت با آمریکا

طبعا ایران به جهت ایدئولوژیک در گفتمانی به سر می‌برد که این گفتمان با اهداف یا جهت‌گیری‌های کلی آمریکا در منطقه و جهان اسلام تفاوت دارد ایران اصلی‌ترین مشکل را استیلای فرهنگی آمریکا می‌داند و معتقد است این استیلا در خاورمیانه منجر به دور ماندن فضای فرهنگی جهان اسلام از اصالتش شده و توجه را به بنیادهای اصیل دینی و ملی می‌دهد. دیپلماسی فرهنگی آمریکا با توجه به تحولات جهان به دنبال یکسان‌سازی یا به تعبیر آنچه که فوکویاما به آن اعتقاد دارد گسترش لیبرال دموکراسی در جهان است که با گسترش آن انگاره‌های آمریکایی ترویج و تکثیر می‌شود، زمانی که انگاره‌های آمریکایی به منطقه وارد می‌شود با توجه به متضاد بودن نوع نگاه جمهوری اسلامی ایران به آن تفاوت‌ها و اصطکاک‌ها پدید می‌آید.

طبعا جمهوری اسلامی ایران خود را در گفتمان مقاومت تعریف کرده و گفتمان مقاومت به واسطه ویژگی‌هایش با آمریکایی‌ها در تعامل نیست، آنچه از ناحیه اسرائیل و بلوکی مانند عربستان سعودی، امارات، قطر یا ترکیه دیده می‌شود همه در جهت مخالف این گفتمان است. به همین جهت افتراق وسیعی بین ایران و آمریکا وجود دارد و این دو کشور منافع مشترکی در منطقه تعریف نکردند. البته منافع مشترکی می‌تواند در یک زمان بین ایران و آمریکا شکل گیرد مانند حذف طالبان؛ اما در مورد مسائل جدید مانند گروه‌های تکفیری، داعش و... آمریکایی‌ها هنوز به جمع‌بندی نرسیدند که گروه‌های تکفیری تهدید جدی برای آنها است و برای همین داعش و گروه‌های دیگر تروریستی توانستند بیش از پنج سال رشد کرده و به حیاتشان ادمه دهند. اما در مقابل جمهوری اسلامی ایران از ابتدا گروه‌های تکفیری را برای جهان اسلام، منطقه و جمهوری اسلامی ایران تهدید فرض کرده است، از این جهت افتراق اساسی بین ایران و آمریکا درخصوص گروه‌های تکفیری، وضعیت سوریه و محور مقاومت وجود دارد که از نکاتی است که می‌توانیم فرض کنیم خلأ بین ایران و آمریکا را تقویت می‌کند.

بهبود مناسبات، نیازمند تغییر آمریکا

در حوزه‌های اقتصادی هم به جهت تحریم‌های مکرری که آمریکایی‌ها از ابتدای پیروزی انقلاب تا کنون درخصوص ایران داشتند بخصوص تحریم‌های دارویی همچنین انسانی نشان‌دهنده افتراق وسیع میان دو کشورو درحقیقت بی‌اعتمادی بین ایران و آمریکا را بیشتر می‌کند، چراکه به ضروری‌ترین یا حیاتی‌ترین ابعاد انسانی تهدید وارد می‌کند و این هم از نکات مهم است.

به هر حال می‌توان گفت افتراق‌ها بین ایران و آمریکا درخصوص مسائل مختلف فرهنگی، اقتصادی سیاسی و امنیتی فراوان دیده می‌شود و ضمنا این احتمال هم وجود دارد که به‌واسطه تغییر و تحولاتی که طی یک ماه آینده در آمریکا به واسطه رئیس‌جمهور جدید این کشور صورت می‌گیرد نیازمند حقیقت تجدیدنظر درخصوص محورها یا موضوعات مختلف دو کشور خواهد بود. اگر تغییر در راه رسیدن جمهوریخواهان به قدرت باشد طبعا سیاست‌های آنها در برابر ایران متفاوت خواهد بود و دستیابی دموکرات‌ها به قدرت هم می‌تواند از ارزیابی مجدد آمریکایی‌ها برخوردار باشد.

دکتر محسن اسلامی/ استاد دانشگاه و رایزن سابق فرهنگی ایران در سازمان ملل

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها