در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این تصور به دلیل سابقه دیرینه تئاتر درست است و بیشک نطفه هنرهای نمایشی از صحنه تئاتر شروع شده است تا به ملموسترین و عینیترین شکل، موقعیتها و روابط انسانی را بازآفرینی کرده کنش یا عملکردی را که اندیشه و مفهوم مورد نظر پدیدآورنده اثر است کامل کند. از سوی دیگر، رادیو رسانهای شنیداری است که به تعبیر مک لوهان رسانهای گرم است و مخاطب با این مدیوم ماهیتی کنشگرایانه و متقابل برای درک و دریافت پیام دارد. رسانهای همراه که به لحاظ سهولت دسترسی و امکان انجام فعالیتهای همزمان، با ویژگیهایی نظیر صمیمیت، سادگی و منحصر به فرد بودن تعریف میشود. نمایشهای رادیویی دارای ماهیتی ترکیبی از این دو رسانه است؛ بهگونهای که ماحصل این تلفیق، رسانهای مستقل با ویژگیهای مختص به خود است. اگر تئاتر را رسانه نخبگان یک جامعه بدانیم که پیامش را برای مخاطب خاص میفرستد و نوع تاثیر هنرش بر مخاطب عمیق است، در مقایسه با آن، رادیو از همراهی عموم مردم برخوردار است و نوع تاثیر آن بر مخاطب وسیع است و تلفیق این دو رسانه با هم یا تعاملی که میتوانند برقرار کنند نتیجه مطلوب همافزایی است که سبب میشود فاصله طبقاتی و فرهنگی در مخاطبان جامعه و رادیو کم شود و رادیو و تئاتر در کنار هم و در نتیجه این همافزایی به یکدیگر خدماتی ارائه دهند. با این مقدمه میتوان سراغ نمایش رادیویی رفت. گونهای از نمایش که شنیده میشود و امکان تصویرسازی ذهنی را برای مخاطب فراهم میآورد، درست مانند شعر و رمان اما با برخورداری از صدا؛ صدایی همراه با افکت که تصویر نمایش را برای ما به امری ذهنی بدل میکند و از این طریق تجربهای فراتر از خواندن یک نمایشنامه یا دیدن یک نمایش را مهیا میکند. بخشی از جذابیت نمایش رادیویی و این قالب برنامهسازی به لحاظ بهرهمندیاش از ذات تئاتر و بازیهای بازیگرانی است که تنها با اتکا به صدای خود باید شنونده را با خود همراه کنند. اما آنچه به عنصر نمایش و مدیوم رادیو چنین قدرت بیبدیلی بخشیده و نمایش را یکی از موثرترین قالبهای برنامهسازی در رادیو کرده، همنشینی، صمیمیت، سادگی و منحصر به فرد بودن رادیو درکنار بیان دراماتیک و تاثیر بیچون و چرای آن بر مخاطب است و بنا به کارکرد رادیو که همواره نقش مهمی در جذب مخاطبان این رسانه خاطرهانگیز داشته، پخش همین نمایشهای رادیویی کارکرد این رسانه شنیداری بوده است. هنوز هم بخشی از خاطرات قدیمیها، نمایشهای رادیویی است. از اولین نمایش سریالی بیش از 50 سال میگذرد. سال 1337 که صادق بهرامی و پاشا سمیعی نمایش رادیویی «عشق و جنگ» را با نویسندگی عزیزالله حاتمی کارگردانی و تهیهکنندگی کردند رادیو ایران ساعت 22 را برای پخش آن انتخاب کرد و این شد که تا مدتها ساعت 22 بهعنوان ساعت رسمی پخش نمایش از رادیو باقی ماند و مردم هم به شنیدن نمایش رادیویی در این ساعت عادت کردند.سالهایی که خیابانها ساعتهای 22 تا 24 خلوتتر به نظر میرسید و بسیاری که در خانه رادیو را روشن میکردند، شنونده نمایشهای رادیویی بودند. آنها عادت کرده بودند صدا و اجرای کسانی مثل مهدی علیمحمدی، بهزاد فراهانی، ژاله علو، شمسی فضلاللهی و دیگران را بشنوند. اگر آنها نمایشهای دهه 60 را دوست داشتند، برای این بود که با اشخاص این داستانها همذاتپنداری میکردند، شرح حال قهرمانان داستانهای نویسندگان ایرانی و خارجی را دنبال میکردند، با آنها غریبه نبودند و این صمیمیت و انس تا امروز تداوم داشته و حتی تقویت هم شده است و درنهایت اکنون با راهاندازی رادیو نمایش و تولید نمایش برای شبکههای متعدد صدا، نمایشهای تولیدی مرکز هنرهای نمایشی رادیو برای هر شبکهای متناسب با ماموریت و فراخور حال آن شبکه نمایش تولید میکند. دیگر مخاطبان و علاقهمندان به نمایش رادیویی هر شب تا ساعت 22 منتظر نمیمانند، بلکه یک شبکه 24 ساعته دارند که هر زمانی از شبانهروز آن را روشن کنند، میتوانند به نمایشهای رادیویی گوش دهند.
متنی که باید به دل شنونده بنشیند
آنچه تولید نمایش رادیویی را از دیگر برنامههای رادیو متمایز میکند و آن را در مرتبهای بالاتر قرار میدهد، دو عنصر مهم متن و نمایشنامه کامل و جذاب و بازیگران توانمند است. متن و فیلمنامه از این جهت در برخورد با یک نمایش اهمیت پیدا میکند که متوجه شویم اغلب مشکلات سینمای ایران فیلمنامه است. رادیویی که قرار است چند نمایش در روز پخش کند به نویسندگان باتجربه و آشنا به ادبیات نمایشی نیاز دارد تا با جلب توجه مخاطب و حفظ توجه او تا پایان کشش، دلهره و انتظار را در او برانگیزد و او را با متن همراه کند. درواقع رادیو نسبت به دیگر مدیومها ابزار کمتری برای ارتباط دارد و فقط صداست که این دنیا را زنده میکند. اگر در نمایش روی صحنه بازیگر از همه ابزارهایی که دارد نهایت استفاده را میبرد تا بتواند نقشاش را به بهترین شکل اجرا کند و حتی سکوت و خیره شدنش به یک نقطه برداشتهای متفاوت را برای مخاطب به همراه دارد اما این نوع حرکت در رادیو و در یک نمایش رادیویی معنا ندارد. اینجاست که نقش نویسنده و تنظیمکننده نمایش رادیویی اینجا مشخص میشود که باید با تخصص و تبحر خاص همین سکوت و خیره شدن به نقطهای مشخص را با صدا، افکت و صداسازی به نمایش بگذارد. از اینجاست که میبینیم یک نویسنده نمایش رادیویی با اتکا به سواد و تجربهای که در نگارش متون رادیویی کسب کرده، میتواند برای تئاتر هم نمایشنامه بنویسد، اما لزوما نویسنده تئاتر نمیتواند در نوشتن نمایشهای رادیویی موفق عمل کند، مگر این که تبحر و تخصص آن را داشته باشد. هرچند نمایشهای موفقی در مرکز هنرهای نمایشی ضبط شده که بعد از پخش در رادیو توانستهاند مخاطب زیادی را به خود جذب کنند، اما به نظر میرسد شبکه رادیویی نمایش باید دست به تولید آثار گوناگونی در ژانرهای مختلف بزند تا مورد استقبال شنوندگان قرار بگیرد. شاید در این میان مشکلی به نام کمبود متن خوب برای اجرای نمایشنامه رادیویی همچنان خودنمایی کند. یک متن زمانی مناسب است که بتواند تغییر و تحولی در مخاطب ایجاد کند. نمایشها باید به شکلی باشند که شنونده بتواند از طریق گوش تخیلات خود را به کار بگیرد و اگر تنظیم این گونه نمایشها فاقد استاندارد باشد و نویسنده نتواند آن مفاهیم را برای مخاطب زنده کند، به طور قطع نمایش با مشکل مواجه شده و شنوندگان آن هم سراغ رسانههای دیگر میروند.
محمد عمرانی، کارگردان و بازیگر آثار نمایشی رادیوست. او که کارگردانی نمایشهای رادیویی «کوشنی»، «گنجینه» و سریال رادیویی «قصههای لالهزار» را به عهده داشته، درباره کیفیت متون نمایشی میگوید: انتظار میرود بر کیفیت متنها نظارتی رخ دهد و متون نمایشهای رادیویی که نوشته میشود توسط نویسندگان آشنا به ساختار نمایش تنظیم یا نوشته شود. وی میافزاید: حضور نویسندگان حرفهای در عرصه نمایش و کسانی که از دانش رادیویی خوبی برخوردار هستند بسیار اهمیت دارد. کارگردانهای باسوادی در رادیو داریم که اگر متنهای بامحتوا در اختیارشان قرار دهیم حتما کارهای بهتر و جدیدتری به شنوندگان ارائه میدهند. هرچند نیروهای جوان و تازه نفس در این عرصه وجود ندارد و ما به نویسندگان حرفهای و پیشکسوت رادیو اتکا میکنیم اما باید راه برای ورود نیروهای جوان باز شود تا در کنار ما دانش رادیو را بیاموزند. با اینحال این کارگردان و بازیگر آثار نمایشی تاکید میکند: اگر نمایش رادیویی را به اهلش بسپاریم مخاطب با رادیو آشتی دوبارهای میکند.
تنظیم رادیویی مناسب پشتوانهای برای یک اثر در خور شنیدن
محمد مهاجر، تهیهکننده پیشکسوت نمایش رادیویی نیز میگوید: نگارش نمایشهای رادیویی تخصص ویژهای میخواهد که اگر فردی برای این کار انتخاب شود که آشنایی چندانی با نمایش نداشته باشد، قطعا اثر قابل قبولی از آن بیرون نخواهد آمد.
وی درباره نگارش متن نمایشهای رادیویی عقیده دارد: متنهای رادیویی از نظر داستانی و نگارشی باید حتما تاثیرگذار باشند. من تهیهکننده هستم و در کنار کارگردان و نویسنده نمایشنامهها به طور جدی حضور دارم. تنها توصیهای که به دوستان نویسنده دارم این است که اگر میخواهند درست نوشتن را یاد بگیرند باید خودشان حتما در ضبط کارها حضور پیدا کنند و از نزدیک کار را ببینند تا متوجه شوند متنشان چقدر تغییر کرده و در حین اجرا چه کم و کاستیهایی دارد.
مهاجر خاطرنشان میکند: بیشتر جوانها فکر میکنند همینکه یک دوره فیلمنامهنویسی را گذراندهاند میتوانند اثری را اقتباس کنند یا رمانی را به نمایش رادیویی تبدیل کنند. اما این اصلا درست نیست چراکه وقتی متنی ضعیف باشد شنونده هم از آن رو برمیگرداند. این افراد حتما باید از تجربه افراد قدیمی استفاده کنند تا ضعف کارهایشان برطرف شود.
این تهیهکننده رادیو ادامه میدهد: هماکنون بسیاری از برنامهها را میتوان برشمرد که مشکلشان فیلمنامه یا متن ضعیف است. باید به رسانههای شنیداری و دیداری آن هم در حیطه نویسندگی توجه بیشتری شود تا متنهای قوی و پرمحتوایی را برای اجرا داشته باشیم. باید نمایشهایی تولید کنیم که از محتوای آموزشی بالایی برخوردارند.البته این مقوله تنها مربوط به رادیو نیست بلکه برای تلویزیون و سایر رسانهها نیز باید اجرا شود چراکه کیفیت برنامههای دیگر رسانهها هم افت کرده و گویی در این بین رادیو در این عرصه بیشترین آسیب را دیده است. این تهیهکننده نمایشنامههای رادیویی تصریح میکند: وظیفه تهیهکننده این است که در کنار کارگردان و نویسنده، تنظیم رادیویی را انجام دهد و بر افکت و بازیها نظارت کرده و در صورت لزوم تغییراتی را اعمال کند.
وی این تغییرات را گاهی تا تغییر لحن جدی دانسته و میگوید: همانطور که یک کارگردان نمایش رادیویی موظف است صداها را کارگردانی کند، صداهایی که بتواند حس بازیگر را به بهترین شکل به مخاطب منتقل کند، در تنظیم نمایشهای رادیویی نیز باید این دقت به چشم بیاید و تا جایی که اثر بینقص شود این اصلاحات باید انجام شود. محمد مهاجر که اکنون نمایش «پیرمرد صدسالهای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد» نوشته یوناس یوناسون را روی میز تدویناش دارد درباره تفاوتهای تهیهکنندگی در عرصه نمایشهای رادیویی با دیگر برنامهها میگوید: وقتی صحبت از تهیهکنندگی در رادیو میشود منظور تولید برنامههای غیرنمایشی است که تهیهکننده در آن مسئولیت طراحی، اجرا، انتخاب عوامل ضبط و ادیت را خود به عهده دارد. اما در تهیه نمایشهای رادیویی با دیگر آثار تفاوتهایی وجود دارد.وی با اشاره به تعداد اندک تهیهکنندههای نمایش رادیویی در مرکز هنرهای نمایشی که بیش از ده نفر نیستند، میگوید: کارگردانان مختلفی در مرکز هستند که توسط خود مرکز انتخاب میشوند و آنها انتخاب بازیگران و مدیریت اجرای نمایشنامه را به عهده میگیرند. وی با اشاره به تفاوت متون خارجی و ایرانی ادامه میدهد: به نظر من حفظ خط اصلی داستانها در پرداخت رادیویی آنها اهمیت زیادی دارد. زمانی که یک اثر خارجی دست میگیریم باید آنها را در دو بخش به نمایشنامه تبدیل و تنظیم کنیم. ابتدا باید متن را با فرهنگ ایرانی هماهنگ کنیم و در مرحله دوم آنها را با شرایط رسانه خودمان تطبیق دهیم.
اهمیت فن بیان دربازیگری رادیو
شاید در نگاه اول بازیگری در رادیو ساده بهنظر برسد و کسی که دوره بازیگری را پشت سر گذاشته به دلیل جذابیتهای خاص رادیو دوست داشته باشد در این زمینه هم طبعآزمایی کند، اما این حرفه گرچه ممکن است در نگاه اول سهل و در دستــرس به نظر برسد، ولی واقعیت این است که به گفته اصحاب فن بسیار سختتر از دیگرگونه بازیها مثل سینما و تلویزیون است.
محمد مهاجر در این باره میگوید: شاید در نگاه اول مخاطب بگوید بازیگر رادیو پشت یک میز و میکروفن مینشیند و نقشش را بازی میکند، در حالی که اگر پای صحبت بازیگران رادیو بنشینیم، آنها خواهند گفت بازی در یک نمایش رادیویی خیلی بیشتر از یک اثر تصویری از آنها انرژی میگیرد و دست بازیگر برای استفاده از اعضای بدنش بویژه میمیک صورت بسته است و باید همه احساساتش را با صدا بیان کند تا بتواند نقشش را خوب بازی کند.
وی در ادامه میافزاید: در کنار تئاتر که مخاطب خاص دارد، یک نمایش رادیویی مخاطب میلیونی دارد. در واقع مخاطبان نمایش رادیویی هم عام و هم خاص هستند.
محمد عمرانی درباره ورود جوانان به این عرصه نیز میگوید: همه ما از زمان جوانی وارد این حرفه شدیم و نزد پیشکسوتان نمایش یاد گرفتیم و پشتکار داشتیم. این حرفه بسیار سخت است، چرا که درآمد چندانی ندارد اما اگر میبینید ما در این حرفه پس از تلاشهای بسیار زیاد ماندیم، فقط برای این است که این حرفه برای ما دوستداشتنی است.
وی در ادامه توضیح میدهد: به نظر من افراد قدیمی رادیو و تلویزیون باید برای ورود جوانهای علاقهمند به این حرفه کمک کنند. ضمن اینکه به افرادی که میخواهند با علاقه این حرفه را دنبال کنند پیشنهاد میکنم حتما ساعت مطالعهشان را افزایش دهند و درکنار خواندن کتابهای علمیحتما از افراد قدیمی که تجربه زیادی در این زمینه کسب کردهاند، کمک بگیرند یا در کلاسهای فن بیان با حضور استادان بزرگ، شرکت کنند تا از بهترین راهها برای کسب دانش گویندگی و بازیگری وارد رادیو شوند. بازیگر سریالهای «نفس گرم»، «اولین شب آرامش» و «جراحت» درباره بازیگری در نمایشهای رادیویی میگوید: بازیگر باید خودش را در تمام عرصهها محک بزند تا تکنیکهای آن مدیوم را یاد بگیرد،هرچند در نهایت میبینیم بازیگری که از رادیو وارد تلویزیون میشود به مراتب جلوتر و حرفهایتر از بازیگران تلویزیون است و این حضور به کیفیت سریال کمک میکند.
وی در ادامه میافزاید: آنچه در بازیگری رادیو اهمیت دارد تمرین بیان است؛ چون برای حضور در حرفه بازیگری رادیو، صدا همانند دوبله مورد توجه نیست و آنچه اهمیت زیادی دارد، فراگرفتن فن بیان خوب است.
اگر یک بازیگر این قابلیت را داشته باشد و تئاتر و سینما را هم بدرستی بشناسد، میتواند در این حرفه موفق شود.
نیره رضاییمطلق
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: