کاری کردی که ناداوری هم نتوانست مدال طلا را از تو بگیرد. این را قبول داری؟
یک جورهایی میخواستند حقم را بخورند. به خودم میگفتم حسن باید قهرمان شوی.
واقعا در آن لحظات به چه چیزی فکر میکردی؟
سالن خیلی شلوغ بود. غیر از صدای خادم چیزی نمیشنیدم. آقا رسول از بیرون اشکالات را میدید و توضیحات لازم را میداد.
حریفات واقعا مصدوم بود یا این که بیش از اندازه تمارض میکرد؟
مصدوم که شد دیگر خیلی زمان تلف میکرد. چهار امتیاز جلو بود و میخواست نفسی تازه کند. به همین دلیل به بهانه باندپیچی کردن، مدام کشتی را قطع میکردند. فکر میکنم درس خوبی به روسها دادیم.
نظر خیلیها این است که یزدانی با اقتدار قهرمان المپیک شد. منظورمان این است که طوری کشتی گرفتی که نتوانستند حقت را بخورند.
زحمات زیادی کشیده بودم. من تازه وارد این وزن شدم و کمی کار برایم سخت بود. اما خدا را شکر که رو سفید شدم و توانستم این مدال را برای کاروان ایران بهارمغان بیاورم.
زمانی که کشتی متوقف شده بود چند نفر از ایرانیها که از شمال کشور آمده بودند مدام فریاد میزدند باید طلا بگیری. حقت را بگیر حسن. این حرفهای آنها را میشنیدی؟
سر و صدا زیاد بود، اما ایرانیهای زیادی در سالن بودند. واقعا دم همه آنها گرم. بخصوص آنها که کیلومترها راه را طی کرده بودند و در سالن حضور داشتند. این مدالی که گرفتم متعلق به همه ایران است. امیدوارم در روزهای آینده بقیه بچههای کشتی آزاد هم بتوانند با مدالهای خودشان دل مردم را شاد کنند.
در المپیک جردن باروفس معروف هم ناکام بود. این بار هم نشد تا با او کشتی بگیری.
قسمت نبود. البته یک جورهایی هم حیف شد. دوست داشتم در فینال باروفس را ببرم. البته این حریف روسی هم حریف قلدری بود. در هر صورت من مدال طلا را گرفتم و از این اتفاق خیلی خوشحالم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: