زنان در عصر شایسته سالاری

روند تحولات اجتماعی در سطح جهانی نشان دهنده 4مرحله است. مرحله اول ؛ پری کلاسیک یا ماقبل کلاسیک که در آن خانواده ها و اعضای آن رفتارهای بومی و صددرصد طبیعی و مانند مابقی موجودات زنده ، زیستی بیولوژیک داشتند.
کد خبر: ۹۳۱۸۲

در آن شرایط خانواده به صورت قومی قبیله ای یا طایفه ای و چیزی شبیه به پدر سالار اداره می شد. همه اعضای خانواده به نوعی همکاری معیشتی داشتند و در مالکیت سهمی بیشتر از آنچه که رئیس قبیله می داد نداشتند.
مرحله دوم کلاسیک که خانواده هم مثل سایر پدیده های انسانی یک حالت منظم تدوین شده ای داشت که در آن زن و شوهر به عنوان دو رکن اصلی به حساب می آمدند؛ منتهی مرد در بیرون خانه و زن در داخل خانه مدیریت داشت.
به عبارت دیگر خانواده کلاسیک خانواده ای است که در آن مالکیت عمدتا متعلق به مرد و مدیریت متعلق به زن می شود. این نحوه خانواده تقریبا شبیه خانواده هایی است که نسل گذشته ما داشت.
این مرحله نیز در سطح جهانی در کشورهای پیشرفته پشت سر گذاشته شده است ؛ اما در کشور ما هنوز اکثر خانواده های شهرستانی و روستایی و بعضی خانواده های شهرهای بزرگ هم با همین الگو عمل می کنند.
مرحله سوم ، مرحله مدرنیته است که در آن مرد و زن هم بیرون خانه کار می کنند و هم درون خانه و مالکیت و مدیریت هر دو به یک اندازه تقسیم می شود.
این الگوی موردنظر الان در بسیاری از کشورهای غربی و کمابیش در کشور ما در حال اجراست.
و اما مرحله چهارم که از قرن 21به بعد با افزایش کمی و کیفی بانوان و احاطه آنان بر مشاغل والایی مانند پستهای ریاست جمهوری ، وزارتخانه ها و دانشگاه ها و بقیه مراکز مردمی ازجمله NGOها، طلیعه رنسانس بستری به پیش قراولی بانوان فرهیخته ساطع شده است و در سطح دنیای موجود هر روز بر تعداد پستها و سمتهای عالیرتبه توسط زنان افزوده می شود.
اگر این حرکت را متناظر با تحولات باطنی بانوان بدانیم ، باید قبول کنیم که تغییر انفسی در زنان به وجود آمده که شان خودشان را آن طور که جوهر وجودی آنان ایجاب می کند تعیین ببخشند.
به عنوان نمونه اگر سری به نسل دوم انقلاب بزنیم ، می بینیم که اکثر صندلی های آموزشی و پژوهشی در مدارس و دانشگاه ها توسط بانوان اشغال شده است و در کنار آن راهنمایی های بسیار کارگشایی توسط خانمها به همسرانشان که در مشاغل مختلف تصدی دارند داده می شود.
این چند نمونه مشتی است از خروار که با این آیه قرآنی تناظر دارد. «ان الله ما یغیر بقوم حتی یغیر ما بانفسهم» یعنی خداوند هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر که آنها تحولات درونی پیدا کنند.
مهمترین عامل تحول در هر جامعه ای بانوان هستند، زیرا بیش از نیمی از جمعیت را تشکیل می دهند و بقیه جمعیت را هم اداره می کنند. جامعه بشری به طور کلی و جامعه ایرانی به طور خاص در حال تحولات عمیقی است که پوسته های مردسالارانه در شرف افتادن است و به جای آن ساحتی به نام حق سالاری مطرح می شود که این مساله نه مرد سالاری است و نه زن سالاری و نه بچه سالاری.
عرفان آینده صحبت از حق سالاری می کند و این امر در شرف تحقق است و ساختاری که آن را اداره می کند، چه در خانواده چه در سطح سازمان ، چه در سطح کشور و حتی در سطح بین المللی شایسته مداری است.
بنابراین بر خلاف گذشته که به دلیل نیاز اقتصادی فیزیکی که معیشت ، قدرت بازو می طلبید، امروز اقتصاد و فرهنگ اجتماع و سیاست بر مدار دانایی دور می زند و در این رابطه زنها نه تنها دست کمی از مردان ندارند، بلکه به دلیل توانمندی هایی که دارند در بسیاری از امور دانایی محور می توانند شان و هویت خود را به منصه ظهور رسانند.
به عنوان دو نکته آسیب شناسانه برای جامعه ایران باید متذکر بود که: زن ایرانی موجود نباید از زن اروپایی مفقود سرمشق بگیرد؛ چه آنها خودشان را به صورت کالا در اختیار سرمایه داری قرار داده اند.
از طرف دیگر زن متکامل ایرانی نباید تقاص اجحافی که در طول تاریخ بر او شده را از نسل موجود مردها بگیرد.

دکتر حسین باهر
متخصص علوم رفتاری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها