یادداشت

قصه چشم‌هایی که بی‌خواب شد

بعد از سال‌ها به المپیک رسیدیم و ماه‌ها انتظار کشیدیم تا اولین نمایش درخشان شیرمردان والیبال را در المپیک ببینیم.
کد خبر: ۹۳۰۲۱۲

همه خبرهای منفی پیرامون تیم ملی والیبال را نشنیده گرفتیم و حق را به والیبالیست‌ها دادیم. نخواستند به رژه افتتاحیه بروند گفتیم حق دارند... و گفتند لباس نداریم گفتیم راست می‌گویند. آنقدر ثانیه‌ها را دنبال کردیم تا به بامداد دوشنبه رسیدیم. شمارش معکوس به صفر رسید و ما با این امید مقابل گیرنده نشستیم که مثل دو ماه اخیر که دو بار آرژانتین را شکست دادیم، این بار هم برد به نام ایران ثبت شود؛ اما هر چه از بازی می‌گذشت، مایوس‌تر می‌شدیم. تیم ما عصبی و پراشتباه بود. مشخص نبود چه در درون تیم می‌گذرد.

ولاسکو و لوزانو هر دو آرام بودند؛ اما تیم لوزانو اصلا آرامش نداشت. از سعید معروف که دامنه اعتراضاتش با کارت زرد داور کمتر شد، تا دیگر بازیکنان. مشخص نبود و مشخص نشد که چرا تیم ما این‌قدر ناآرام و عصبی بود. آنها که خواب را بر خود حرام کرده بودند تا با دیدن بازی مقتدرانه تیم ملی والیبال، یک روز زیبا را شروع کنند؛ همه نقشه‌ها را برآب دیدند. روزشان خراب و خراب‌تر شد تا در میان بهت همه، شکست 3 بر صفر مقابل دیدگان ورزش‌دوستان ایرانی قرار گرفت. تیم ما باخت. خیلی راحت‌تر از آنچه فکرش را می‌کردیم. شاید برای همه ما لازم است بعضی مواقع با فروتنی بیشتری به دنیا نگاه کنیم.

امید توفیقی

ورزش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها