قاب های سینمایی خاکریز های جنگی

محمدرضا ایرانمنش ازجمله بازیگران سینما و تلویزیون ایران است که کار حرفه ای خود را با بازی در فیلم سجاده آتش آغاز کرد.
کد خبر: ۹۳۰۱۵
بازی او در مجموعه های داستان یک شهر، پرونده های مجهول و گل مرداب هنوز در یادها باقی است. این بازیگر که یادگار زمان جنگ را همچنان با خود یدک می کشد، مجروح شیمیایی است و مدتی است به دلیل بیماری ناشی از این مساله کم کار است ؛ اما به دلیل علاقه ای که به این حرفه دارد، علاوه بر بازی در بعضی فیلمها و سریال ها به فعالیت در زمینه تهیه کنندگی و کارگردانی نیز علاقه مند است.
در حال حاضر، نماهنگی با موضوع زلزله بم در دست تهیه دارد. حضور او در سریال وفا انگیزه ای برای نشستن پای صحبت این بازیگر شد.


برای شروع بحث از حضور کمرنگتان در سینما صحبت کنیم. موافقید؛
فکر می کنم با توجه به موقعیتی که سینمای ما پس از نیمه دوم دهه 70پیدا کرد، کمرنگ شدن حضور من و امثال من که بیشتر در ژانر جنگی کار می کردیم ، خیلی طبیعی بود.

چه موقعیتی؛
راستش را بخواهید، به نظرم از نیمه دوم 70به این طرف ، درباره ژانر جنگی و پیشرفت سینمای جنگ و کلا سینما نمی توان صحبت کرد و فکر می کنم اگر هم فیلمی ساخته شده ، برای خالی نبودن عریضه است.

فکر می کنید چرا این ژانر مهجور ماند؛
سینمای دفاع مقدس شروع بسیار خوبی داشت. ما در حین جنگیدن ساخت فیلمهای جنگی را هم آغاز کردیم و بزرگان سینمایمان در حقیقت برای شکوفایی آن تلاش کردند و از حمایت دولت هم برخوردار بودند. سیاستگذاری درست در شکل گیری و روند رشد آن موثر بود.
البته تلاش حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی را در هویت بخشیدن به این ژانر نباید نادیده گرفت.

در واقع ، اکثر فیلمهای ژانر دفاع مقدس با کمک حوزه هنری ساخته شد.
درست است ؛ ولی دقیقا پس از گذشت چند سال پیشرفت و رشد و نمو سینمای دفاع مقدس با افول آن روبه رو شدیم.

منظورتان این است که سیاستگذاری پس از مدیریت کسانی مثل آقای انوار باعث این افول شد؛
البته یکباره این اتفاق نیفتاد و به مرور شاهد حذف بودیم.

انصافا فیلمهای خوب و قابل تاملی در آن زمان ساخته شد.
بله ، به نوعی زمانی که فیلمسازهای ما تازه داغ شده بودند و داشتند زوایای مختلف جنگ را به تصویر می کشیدند به حاشیه جنگ و بازتاب پس از آن کشانده شدند. البته آژانس شیشه ای ، نسل سوخته یا هیوا باید ساخته می شدند.
ولی بی مهری مسوولان باعث شد سازندگان چنین فیلمهایی به جای این که به زوایای جنگ بپردازند، به معضلات پس از جنگ پرداختند. در صورتی که آنها به بهترین شکل می توانستند جان نثاری بچه های جنگ را نشان دهند؛ ولی متاسفانه تعطیل شد.

شاید سیاستگذاران سینما و سینماگران ما فکر کردند فرهنگ جامعه دیگر اجازه ساخت چنین فیلمهایی را نمی دهد؛
اشتباه نکنید، مردم از فیلم جنگی خسته نشدند، بلکه از کذب و دروغ خسته شدند. فکر می کنید چرا مردم از نسل سوخته و موج مرده استقبال کردند. چون به درستی پرداخت شده بود.

منظورتان صداقت در کار است؛
بله ، دقیقا. البته این یک بحث ریشه ای است و مهجور ماندن این ژانر علاوه بر سیاستگذاری دلایل دیگری هم دارد.
از جمله این که تعداد ساخت فیلمهای سینمای ایران در طول سال متناسب با موضوعات و ژانرهای مختلف را با تعداد سینماهایی که داریم مقایسه کنید. من معتقدم سینما در مملکت ما هویت ندارد.

چرا؛
چون هنرمند ما هویت ندارد.

در مملکت ما چقدر به هنرمند اهمیت می دهند، جز این که یک قطعه برای مرگشان در نظر گرفته اند؛
در واقع نوشدارو پس از مرگ سهراب! با این شرایط معتقدم وقتی هویت نباشد، نمی توان منتظر پیشرفت در سینما بود و این می شود که در جشنواره هایمان به جای این که رقابت ببینیم ، شاهد حسادت افراد هستیم.

چه باید کرد؛
مشخص است باید به سینمایمان هویت بخشیم.

خانه سینما را در این امر موثر می بینید؛
نمک به زخممان می پاشید. از سال 69در این وادی هستم فکر می کنید تا الان خانه سینما برای من و امثال من چه کار کرده است؛ باید مرکزی به وجود بیاید مثل یک بانک که هنرمندان متولیان کار شوند و دستمزدی ماهیانه برای آنها در نظر گرفته شود.
درست مثل بچه های تلویزیون که حقوق ثابتشان را دارند و بابت هر طرح قراردادی مجزا می بندند. یعنی اگر یک سال هم طرحی به آنها نخورد، حقوق ماهیانه آنها را دلگرم می کند.

برگردیم به حضور کمرنگتان ، شما جلوی دوربین تلویزیون هم خیلی کوتاه ظاهر می شوید.
خب این به دلیل بیماریم است که مدتی است با آن دست و پنجه نرم می کنم و همین عاملی شده تا کمتر به سراغم بیایند.
البته بعضی دوستان و عزیزان لطف دارند و برای این که همواره حضور داشته باشم ، نقشهایی ولو کوتاه پیشنهاد می کنند.

به هر حال ، نقش اگر کوتاه هم باشد قطعا باید مورد پسندتان قرار گیرد.
قطعا همین طور است.

مثل نقش حسین در سریال وفا که در ایام نوروز پخش شد.
البته شخصیت حسین در سریال وفا در محوریت داستان قرار داشت.

برداشت شما از این شخصیت چه بود؛
حسین سمبل و نمونه مبارزان حزب الله فلسطین است درواقع در این کار تمام عزم بچه های حزب الله و اهمیت وجود فلسطینی ها را در یک شخصیت به نام حسین می بینیم.

فکر می کنید این شخصیت درست پرداخت شده است؛
با توجه به دانش و تفکری که در نویسندگان کار، آقای افخمی و رحمانی و کارگردان ، آقای لطیفی وجود دارد فکر می کنم با زمان اندکی که در اختیار داشتند، این شخصیت ها را به خوبی پرورش دادند. به طوری که از ابتدای داستان با این که حسین را نمی بینیم ؛ اما او را می توانیم لمس کنیم.

زنده ماندن حسین در پایان داستان و نشان پرچم یاحسین ، حکایت از ادامه داشتن نهضت امام حسین ع دارد؛
می توان چنین برداشتی هم از این شخصیت داشت؛ اما در کل نشان دهنده تداوم مبارزات حزب الله است.

سریال دیگری در ایام نوروز با نام سفرنامه امین و مینا پخش شد که در آن هم نقش کوتاهی داشتید. درباره آن توضیح دهید.
سریال امین و مینا برای شبکه قرآن سیما تولید شده بود که کارگردان آن ، آقای کریم سربخش بود. البته این سریال تاکنون چند سری ساخته شده است که در سری قبل آن کاملا حضور داشتم و در این سری آخر داستان به گونه ای پیش می رود که عروسک های امین و مینا به همراه عمویشان که نقش آن را رضا توکلی بازی کرد، به اصفهان سفر می کنند.

ویژگی خاصی در این سریال شما را جذب کرده که در سری جدید هم اگر چه کوتاه حضور داشتید؛
به نظرم مجموعه امین و مینا جزو معدود سریال ها و شاید بتوان گفت اولین سریال عروسکی ای است که مضامین قرآنی و پند و اندرزهای غیرمستقیم در آن وجود دارد و این بزرگ ترین عامل جذب من برای ایفای نقش در آن است.

کدامیک از نقشهایی را که تا به حال بازی کرده اید، بیشتر دوست دارید؛
چون همه نقشها را با مطالعه انتخاب می کنم ، طبیعتا همه را دوست دارم ؛ ولی شخصیت مهدی در سجاده آتش را بیشتر دوست دارم. مخصوصا سکانس هایی را که مهدی با فرمانده عراقی کل کل دارد.
نقش حمید در فیلم دکل هم جزو نقشهای مورد علاقه من است.

بازی در تلویزیون را بیشتر می پسندید یا در سینما؛
فرقی نمی کند، سینما، تلویزیون یا تئاتر، کار خوب بیشتر مد نظرم است. به هر حال ، بازیگر ممکن است سالهای پرکاری را پیش رو داشته باشد، از طرفی هم ممکن است سالهای کم کاری را تجربه کند که این مساله زیاد به جایی برنمی خورد.

تا کی می خواهید ادامه دهید؛
راستش بازیگری با خونم عجین است و دوستش دارم. فکر می کنم اگر در طول یک سال بازی نکنم ، کمبودش را کاملا حس می کنم و البته الان که وضعیت جسمانیم بهتر است ، اگر کار خوبی پیشنهاد شود آمادگی کامل دارم و در کنار بازیگری سعی می کنم تهیه کنندگی و کارگردانی را ادامه دهم.

در حال حاضر کاری برای تهیه دارید؛ چون شنیدم عازم بم هستید.
بله ، کلیپی قرار است برای بم کار بکنیم که در واقع ادای دینی به مردم آن دیار است. این کلیپ را آقای عبدالرضا زهره کرمانی کارگردانی می کند و من و خانم پرستو صالحی در آن ایفای نقش می کنیم.
این کلیپ براساس شعر و آهنگی ساخته می شود که با صدای زهره کرمانی اجرا شده است.

بهناز وفایی وحدت
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها