آموزش های قندک در مشهد

جواد علیزاده پیش از این عمده فعالیتش در حوزه سینمای جوانان مشهد و خانه فیلم مشهد بوده است که این حضور برگزاری چندین دوره پربار خانه فیلم با حضور کارگردانانی چون بهرام بیضایی ، عباس کیارستمی ، رخشان بنی اعتماد و ابراهیم حاتمی کیا را در پی داشته.
کد خبر: ۹۲۷۵۴

علیزاده کار هنری را با بازیگری و کارگردانی تئاتر شروع کرده و تاکنون موفق شده است بیش از 10فیلم کوتاه داستانی و مستند بسازد.
او فارغ التحصیل مرکز اسلامی فیلمسازی باغ فردوس تهران در رشته فیلمسازی است. بهانه این گفتگو پخش مجموعه عروسکی قصه های قندک به کارگردانی او از سیمای مرکز خراسان رضوی است.


در این مجموعه از عروسک های زیادی استفاده کردید. با توجه به این که ، قرار بود کار در سیمای مرکز خراسان ساخته شود، نترسیدید با مشکل روبه رو شوید؛
با شناختی که در چند سال همکاری با مرکز صدا و سیمای خراسان رضوی داشتم و بضاعت های مرکز را از لحاظ فنی و کیفی می دانستم ، به همین خاطر برای پیش تولید این مجموعه خیلی زمان و نیرو گذاشتم.

از طرح کلی مجموعه تا طراحی عروسک ها، طراحی دکورها و تست صدا پیشه ها، عروسک گردان ها و بازیگران.

ساخت عروسک ها چقدر طول کشید و کلا چند تا عروسک در برنامه بود؛
در این مجموعه 10عروسک بودند و به دلیل این که 2نفر به طور همزمان و تمام وقت ساخت عروسک ها را شروع کرده بودند، در طول 50روز همه عروسک ها آماده شدند.

انتقال مفاهیم آموزشی در یک سریال عروسکی با توجه به بضاعت عروسک ها تا چه اندازه دست شما را باز گذاشت و تا چه اندازه شما را محدود کرد؛
عروسک بی جان است که قرار است به آن جان بدهیم ، شخصیت بدهیم به جایش حرف بزنیم و حرکت کنیم. پس اگر این عروسک از لحاظ فنی حرفه ای تر سفارش داده شود، دست کارگردان بازتر است.
اما در این مجموعه جنس تمام عروسک ها از اسفنج بود، جز موها و چشمهای عروسک ها (چشمها همه از توپ تخم مرغی بود که رویش نگین کار شده بود) شما بهتر می دانید اسفنج چقدر آسیب پذیر است. حتی به گرد و غبار هوا حساس است و رنگ آن به مرور تغییر می کند.
از طرفی نمی توان تحرک زیادی به آن داد. اما با وجود همه این محدودیت ها با همکاری عروسک گردان های خوب این مجموعه توانستم تا حد زیادی بر مشکلات غلبه کنم.
در لوکیشن های خارجی کار با عروسک ها مشکلاتمان را دو چندان می کرد. مشکلاتی مانند پنهان کردن و استتار عروسک گردان ها و چگونگی به حرکت درآوردن آنها. در این مجموعه صداپیشه ها با عروسک گردان ها متفاوت بودند.
هر عروسک یک صداپیشه داشت و یک عروسک گردان ، و صدابرداری همزمان انجام می شد. مشکل صدابرداری هم پیدا می کردیم و گاهی اوقات در لوکیشن های خارجی فاصله عروسک گردان ها و صداپیشه ها بنا به مقتضیات مکان و قصه از هم زیاد بود.
صدای صداپیشه ها به گوش عروسک گردان ها نمی رسید و اگر فریاد می زدند تا صدایشان برسد، آن وقت حس و حال دیالوگ از بین می رفت.

در این مواقع چه می کردید و دیالوگ های صداپیشه ها را چطور با حرکت عروسک گردان ها هماهنگ می کردید؛
با همفکری تصویربردار و صدابردار مشکل را حل می کردیم. پیش از شروع فیلمبرداری هر سکانس ابتدا با عروسک گردان ها و صداپیشه ها؛ دیالوگ ها و حرکت عروسک گردان ها را تمرین می کردیم و زمانی که عروسک گردان ها برایشان مشخص می شد سر کدام دیالوگ چه حرکت و واکنشی به عروسک بدهند و موقعی که دیالوگ ها و حرکت عروسک گردان ها اصلاح می شد، فیلمبرداری سکانس مورد نظر را شروع می کردم.
گاهی اوقات به دلیل مشکلات عروسک گردانی متناسب با دیالوگ ها این تمرینات طولانی می شد. انتخاب و گزینش تیم خوب فنی و حرفه ای از مزیتهای یک اثر موفق است و من به حمدالله در این کار با وسواس همکارانم را انتخاب کردم که خوشبختانه از این انتخابم راضی ام.

در کارهای این چنینی تا چه اندازه به نوآوری بها می دهید و اصلا در این کار چقدر نوآوری کردید؛
من همیشه سعی کرده ام موضوعاتی را انتخاب کنم که ویژگی های خاصی داشته باشند تا بتوانم در اجرا نوآوری هایی به کار ببرم.
سعی می کنم این نوآوری باعث پرت شدن بی تمرکزی مخاطب نسبت به فیلم نشود.

برای جذاب تر شدن کارهای این چنینی معمولا صداپیشه ها نقش مهمی دارند. چقدر روی کار صداپیشه ها نظارت داشتید؛
من از حدود یکصد نفر در زمینه های صداپیشگی ، عروسک گردانی و بازیگری تست گرفتم و همکارانم را انتخاب کردم.
جنس صدا برایم خیلی مهم بود. زمانی که در برنامه کودک انیمیشن های تنسی تاکسیدو، یوگی و دوستان ، سندباد و پینوکیو پخش می شد، صدای دوبلورهای شخصیت ها روی فیزیک و ظاهر آنها نشسته بود.
در این مجموعه هم در نهایت آنهایی انتخاب شدند که صدایشان به اصطلاح روی فیزیک عروسک می نشست و با شخصیت آن همخوانی داشت. معتقدم در کارهای عروسکی و انیمیشن ، صداپیشگی نقش مهمی دارد.

نوشتن متنها و فیلمنامه ها چقدر زمان برد؛
زمانی که طرح کلی مجموعه شخصیت ها را نوشتم ، با آقای تشکری صحبت کردم که علاوه بر خودم او هم فیلمنامه ها را بنویسد؛ اما در طول کار اتفاقاتی رخ داد که نویسنده ها تعدادشان زیاد شد.
ماجرا از این قرار بود که ابتدا باید طرح قصه ها به تصویب می رسید و بعد فیلمنامه ها براساس طرحهای تصویبی نوشته می شد و از سوی شورای فیلمنامه مرکز سیمای خراسان رضوی ، خوانده می شد و در صورتی که فیلمنامه به تصویب می رسد من می توانستم فیلمنامه تصویبی را کار کنم.
4روز به شروع فیلمبرداری مانده بود که با خبر شدم 15عدد از طرحهایمان و 5تا از فیلمنامه هایی که براساس طرحهای تصویبی نوشته شده ، به تصویب شورای فیلمنامه خوانی نرسیده است.
من طبق برنامه ریزی که از پیش کرده بودم ، باید فیلمبرداری را طبق تاریخ تعیین شده شروع می کردم. سریعا با چند نفر از نویسنده هایی که از قبل آنها را می شناختم و با فضای کاری شان آشنا بودم ، تماس گرفتم و به همکاری دعوتشان کردم.
جالب است بدانید 2نفر از دوستانم که از تهران برایم طرح و فیلمنامه ارسال می کردند، چون دکورها و قابلیت های آنها را ندیده بودند و شناختی نداشتند مواردی را می نوشتند که برای من قابل اجرا نبود و طی تماسهای مجددی که با ایشان داشتم ، با اصلاحاتی که خودم انجام می دادم ، فیلمنامه ها اجرایی تر می شد.
فیلمنامه هایی را که تصویب می شد و به دستم می رسید، شب دکوپاژ می کردم و فردایش فیلمبرداری می شد و زمانهایی پیش می آمد که برای چند روز آینده ام فیلمنامه ای برای کار نداشتم و این استرس قابل ملاحظه ای به من وارد می کرد؛ ولی با همیاری نویسنده های عزیز این مجموعه این مشکل بر طرف شد و خللی در کار ایجاد نشد.
جالب است بدانید تصویربرداری این مجموعه جلسه زودتر از موعد مقرر و برنامه ریزی شده تمام شد.

چند لوکیشن داشتید و ساخت هرکدام چقدر طول کشید؛
این مجموعه در حدود 40تا 50درصدش در لوکیشن های خارجی فیلمبرداری شد و بقیه آن در لوکیشن های داخلی و استودیو. در همه لوکیشن ها حتی در استودیو هم ما با یک دوربین فیلمبرداری می کردیم.
با توجه به تعدد پلانها و نوع دکوپاژ جابه جایی دوربین زیاد داشتیم. بویژه در فضاهای داخلی و استودیو که این مورد را گروه صبور تصویربردار و شخص تصویربردار متحمل شدند.
در فضای دکور 4لوکیشن داشتیم. دفتر مهد، کلاس مهد، اتاق خانه قندک و اتاق خانه بهارک. برای این که در فضای دکورها عروسک گردان ها بتوانند بهتر و راحت تر کار کنند، کل سطح دکورها را به اندازه یک متر از سطح زمین بالاتر آوردیم که عروسک گردان ها زیر دکورها قرار می گرفتند و از محل برشهایی که از پیش زده بودیم ، عروسک گردانی می کردند.
ساخت دکورهای استودیو با تلاش همکارانم در واحد دکور در کمتر از یک ماه صورت گرفت. لوکیشن های خارجی هم از کوه و دشت گرفته تا مغازه ، خیابان ، داخل ماشین و... تشکیل می شد.
همانطور که قبلا هم گفتم ، کار در لوکیشن های خارجی مشکلات را دو چندان می کرد.

نوشتن متنهای سفارشی چه مشکلاتی برای شما داشته و دارد؛
این مجموعه ، متنهایش سفارشی نبود. طبق پیشنهادی که برای طرح مجموعه به معاونت محترم سیما دادم ، نوشته شد و بعد هم تصویب شد. اما کارهای سفارشی انجام داده ام. عمده مشکل کار سفارشی همان سفارشی بودن آن است.
این که من به عنوان کارگردان باید در چارچوب خواسته سفارش دهنده و سلیقه او کار کنم. گاهی اوقات سفارش دهنده آگاهی خوبی نسبت به جنس تصویر و فیلم دارد و گاهی اوقات نه.
برای همین در کارهای سفارشی سلایق سفارش دهنده ملاک است ؛ ولی در بعضی کارهای سفارشی هم با توجه به نوع کار و قابلیت های آن می توان خلاقیت و نوآوری داشت.

با توجه به این که تجربه ساخت کار عروسکی نداشتید، چه شد که ساخت کاری با این تعداد زیاد عروسک را پذیرفتید؛
سال 83دوران بیکاری ام قدری طولانی شد و از طرفی هم قصد داشتم کاری در زمینه کودک انجام بدهم. به واحد کودک مرکز سیمای خراسان رضوی مراجعه کردم. مسوول واحد گفت اگر طرحی برای 40برنامه در قالب یک کار عروسکی داری ، ما پذیرا هستیم. طرح را یک هفته ای نوشتم و ارائه کردم که تصویب شد.
از آنجایی که هیچ تجربه ای در کار عروسکی نداشتم ، برای اجرا و ساخت عروسک ها به دوستانی مراجعه کردم که تجاربی در این زمینه داشتند.

نام آن سریال چه بود و چه تعداد عروسک در آن حضور داشت؛
به نام گلهای امید در نیمه دوم سال 83پخش شد. دو عروسک بودند به نامهای خانوم جان (مادربزرگ) و قندک (نوه او) و کل کار در 2فضای استودیویی تصویربرداری می شد. در هر قصه که 15دقیقه طول می کشید، اتفاقاتی می افتاد.
سپس یک کارشناس درخصوص موضوع مطرح شده در داستان در فضایی خودمانی و با همراهی عروسک ها با چاشنی طنز موارد آموزشی و تربیتی را یادآور می شد و بخشی هم در کار وجود داشت که به مهدهای کودک و دبستان ها مراجعه می کردیم و درباره موضوع برنامه از بچه ها سوال می کردیم و آنها طبق نظر خودشان جواب می دادند. هر قسمت 30دقیقه بود.
با توجه به استقبالی که از آن مجموعه شد، معاونت محترم سیما پیشنهاد کردند برنامه را ادامه دهم و من با تجربه ای که پیدا کرده بودم ، پیشنهاد همین طرح قصه های قندک را با حضور 10عروسک و بازیگردان ثابت دادم که مورد استقبال قرار گرفت.
کار پیش تولید مجموعه را هم بهمن 83آغاز کردم و اوایل تابستان 84هم فیلمبرداری شروع شد.

مهدی غلامحیدری
gholamheydari@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها