ایده های جذاب و یک قصه خوب

سریال «وفا» قرار بود محرم سال پیش از تلویزیون پخش شود اما طولانی شدن زمان تولید باعث شد که نمایش این سریال به نوروز 85موکول شود.
کد خبر: ۹۲۲۳۹

می توان این تاخیر را به فال نیک گرفت چون در ایام نوروز فرصت بیشتری برای تماشا و پیگیری سریالی وجود داشت که بازیگران مطرحی چون هانیه توسلی ، فرهاد اصلانی و فرهاد قائمیان در آن ایفای نقش می کردند.
سریال وفا در زمانی پخش شد که شبکه های دیگر سریال خاص و قابل توجهی برای روزهای تعطیل نداشتند و مردم بسیاری هر شب منتظر نمایش این سریال بودند شاید همین فرصت ایجاد شده نکته سنجی ها را درباره این اثر بیشتر کرد.
«وفا» طرفداران بسیاری پیدا کرد البته این موضوع را نمی توان در سطح توقع مخاطبین دخیل دانست ،مسلما تماشگران رسانه ملی از سازندگان حرفه ای این سریال توقعی بیش از آنچه دیدند،داشتند .
طرح اولیه وفا را فریدون جیرانی ، فیلمنامه نویس و کارگردان سینمای ایران نوشته است که البته تمرکز وی بر مجموعه ستاره هایش اجازه تکمیل این طرح و ساختش را به جیرانی نداد.
اما به نظر می رسد بیشترین جذابیت مجموعه حاضر، ناشی از همین طرح اولیه باشد. چرا که سریال وفا آکنده از ایده هایی جذاب است که در فیلمنامه و اجرای آن هدر رفته است.
قرار بود ماجراهای این مجموعه که نام اولیه اش غریبه ای در شام بود در سوریه اتفاق بیفتد. بنا به دلایلی در این مسیر ناکام ماند و قرار شد ماجراها در لبنان رخ دهد و به همین مناسبت پاره ای اقتضائات نیز در داستان سریال بنا بر موقعیت خاص کشور لبنان ایجاد شد و نهایتا نام سریال نیز براساس نام یکی از شخصیت های قصه نامگذاری شد که البته چندان وجه مناسبی نیز ندارد.
«وفا» به لحاظ تم و مضمون از یک مایه دوگانه تبعیت می کند. پلیسی (جاسوسی) و عشقی. اگرچه لطیفی در ساخت سریال ها و فیلمهای مختلف با بافت ها و ژانرهای گوناگون کارکرده است و گونه هایی از قبیل کمدی ، وحشت ، اکشن ، خانوادگی و سیاسی در این دست آثار قابل بازیابی است ؛ اما باز به نظر می رسد این ویژگی پیش از آن که به پیشینه لطیفی مرتبط باشد، با طرح اولیه فیلمنامه که نهایتا با محوریت علیرضا افخمی گسترش پیدا کرد، مرتبط است.
این ماهیت دوگانه تماتیک دست سازندگان اثر را تا حد زیادی باز گذاشته است تا بر مبنای جذابیت های ناشی از این تنوع ژانری ، داستان سریال را پیش ببرند. بستر اصلی سریال یک موضوع جاسوسی است.
می دانیم گونه جاسوسی (SPY film) ژانری است که تاکید آن بر فعالیت های جاسوسی ماموران خارجی و کشف آن اقدامات است. فیلم جاسوسی در واقع به نوعی زیرمجموعه فیلم پلیسی است ؛ اما به خاطر درونمایه های سیاسی و انعکاس وضعیت روز جهان از نظر سیاسی ، خود به تنهایی ژانری مهم به حساب می آید.
آثار جاسوسی با طرح خطراتی که جامعه را تهدید می کند، شور و اضطراب خاصی در تماشاگران به وجود می آورد. گاه این فیلمها از رویاهای واقعی بهره می گیرند و حتی به شکل نیمه مستند ساخته می شوند که از آن جمله می توان به فیلم خانه خیابان نود و دوم (هنری هاتادی،1965)اشاره کرد؛ اما غالب این فیلمها صرفا به منظور سرگرمی ساخته می شوند.
آلفرد هیچکاک نیز چند فیلم با حال و هوای عاشقانه ساخته است که از آن جمله پله سی و نهم (1935)و خانم ناپدید می شود (1938)قابل اشاره است. این ژانر هنوز هم جزو آثار پرطرفدار در فیلمسازی است.
سریال وفا نیز از همین ایده اخیر استفاده کرده است، یعنی بهره گیری از موضوع جاسوسی با حال و هوای عاطفی. این مساله 2حس متضاد در تماشاگر ایجاد می کند.
تم جاسوسی بسیار مهیج و تعلیق زاست و تم عشقی واجد نوعی احساسات امنیت بخش. در واقع ترکیب این 2تم ، حس غریبی از امنیت و بی امنیتی در ذهن تماشاگر ایجاد می کند و از همین روست که اغلب آثار جاسوسی دنیا کم و بیش واجد مایه های عشقی نیز هستند.
البته در سریال وفا سعی شده هر دوی این جنبه ها در ذیل مناسبات ایدئولوژیک ترسیم شوند و در فضایی صرفا داستانی و خیال پردازانه قرار نگیرند. بحث جاسوسی به مناسبات خصمانه ایران اسرائیل منتهی می شود و بحث عاطفی نیز به علقه های سیاسی -مذهبی ایران و جنبش حزب الله لبنان.
به این ترتیب راهبرد سیاسی سریال نیز در مبنایی خاص طراحی می شود تا تلفیق جاسوسی عشقی چارچوب منطقی خویش را داشته باشد. نگارنده پیش از این در مطلبی با بیان ضعف ساختاری مجموعه های تلویزیونی مناسبتی ، به این نکته اشاره کرده بود که با عنایت به شتابزدگی ای که در ساخت این نوع برنامه ها وجود دارد و این که مجموعه مورد نظر باید در زمانی معین روی آنتن برود، بسیاری از قابلیت ها و توانمندی ها قربانی این عجله محوری ها می شود و در نهایت حاصل کار اثری نیست که پیش از این انتظار می رفت.
به نظر می رسد سریال وفا در همین وضعیت واقع شده است. با عنایت به حجم طرح ، شتابزدگی در به پایان رساندن آن مضاعف به چشم می خورد.
همان طور که در سطور بالا آمد، این سریال واجد قابلیت های موقعیتی ، داستانی و شخصیتی جذابی بود که اگر روی آنها تامل دراماتیک صورت می گرفت و در یک روایت درهم تنیده به اطلاع مخاطب می رسید، می توانست در موفقیت سریال نقش بسزایی ایفا کند؛ ایده هایی از قبیل:
1-یک مامور امنیتی که به تنهایی در حال نگهداری از طفل نوزادش است.
2-یک جاسوس مخرب که به خاطر اقتضائات عملیات ماموریتی اش مجبور می شود همسرش را بکشد.
3-سرگردانی یک مامور امنیتی ایرانی در یک سرزمین غریب در حالی که ماموریتی مهم نیز پیش رو دارد.
4-تعلق عاطفی بین دو جوان که به لحاظ سیاسی مقابل یکدیگر قرار گرفته اند.
5-استیصال جاسوس برای خروج از کشور و یافتن راه حل هایی از قبیل تغییر چهره و به دست آوردن گذرنامه مناسب و...
6-یک مامور امنیتی گیج که از قضا موفق می شود سوژه موردنظر را شکار کند.
7-رفاقت طنزآلود دو مامور امنیتی که یکی شان دایما در فکر گریز از ماموریت است و... اما این قابلیت ها در عمل تلف شده است و حاصل کار تبدیل به اثری از هم گسیخته شده است که واجد روایت هایی ناقص و ابتر و سرگردان در هواست ، در حالی که می شد از مجموع این داستانک های پراکنده ، روایتی محکم برای ساخت سریالی بیش از 13قسمت پردازش کرد.
نیم نگاهی به مجموعه های موفق مثل ارتش سری به عنوان یک الگوی مناسب و استاندارد سریال سازی برای تلویزیون گواهی بر این نوع پردازش هاست. در سریال وفا درواقع به جز یک موسیقی شنیدنی از علیرضا کهن دیری که بخوبی توانسته است مایه های مهیج و عاطفی کار را در قالب یک نوای عربی بریزد، بازیهای نسبتا قابل توجه از قائمیان و اصلانی و توسلی و چند ایده خوب که عمدتا به کلیشه شکنی از تصویر قالبی ماموران اطلاعاتی امنیتی مربوط می شود، نکته دیگری در چنته ندارد و از قضا انواع و اقسام ضعفها را در خود جای داده است.
به عنوان مثال کاراکتر مامور ایرانی (فرهاد اصلانی) که همسرش فوت کرده است و خودش به تنهایی در حال نگهداری از طفل کوچکش است ، می توانست به عنوان یک وضعیت جذاب پرورش پیدا کند.
اما با حضور ناگهانی یک دختر جوان از بستگانش همه چیز تغییر می کند و معلوم نیست چرا از اول چنین فضایی برای این مامور تدارک دیده شده بود که حالا بخواهد این طور شتابزده پاک شود.
حتی برخورد بین مامور و دختر به گونه ای است که در آغاز گمان می رود قرار است بین این دو علقه ای ایجاد شود، ولی آن نیز در خلا رها می شود و زمانی هم که مامور پایش به لبنان می رسد، قضیه فراموش می شود و به جز یکی دو تلفن دیگر یادآوری هم نمی شود.
مثال دیگر خرچنگ (فرهاد قائمیان) است که در موقعیتی دراماتیک مجبور می شود همسرش را به خاطر اقتضائات جاسوسی بکشد و همین قتل ، به وی انگیزه می دهد که بعدا برای اولین بار احساسش را در کارش دخالت دهد و انتقام خون همسرش را از ژوبین و وفا بگیرد. اما این زمینه دراماتیک در عمل تبدیل به یک وضعیت خالی از هر نوع هیجانی شده است.
تماشاگر حتی نحوه قتل فروغ به دست خرچنگ را نیز نمی بیند تا دست کم دشواری این کار برای خرچنگ و انگیزه اش را برای قتل ژوبین معنا کند.
از همین رو هر گاه خرچنگ از اشتیاقش برای این انتقام صحبت می کند، وضعیت آن سان که باید و شاید، وجهه منطقی داستانی ندارد و بیشتر به یک پز شبیه است.
نحوه پایان رساندن سریال نیز از جمله ضعفهای آشکار اثر به حساب می آید. جدا از مغشوش بودن میزانسن صحنه بمب گذاری در صحن امامزاده ، کیفیت حضور حسین برادر وفا که سوژه اصلی خرچنگ است، یکی از عجیب و غریب ترین ایده های سریال است ، آن سان که یادآور حضور حضرت عیسی ع در فیلم بن هور است!
واقعا چه نیازی بوده است تا این شخصیت سیاسی - نظامی ، یکدفعه وجهه ای مقدس در حد شمایل بزرگان دین پیدا کند و با پرهیز از نمایش چهره و نماهای طولانی از قدمهای وی ، حرمتی معصوم وار برایش تدارک دیده شود؛ او چطور از آن فاصله تشخیص می دهد که سیم قرمز حامل جریان الکتریکی بمب است؛
خرچنگ که یکی از ضدقهرمان های اساس داستان به شمار می رود، چرا مرگش اینقدر سریع و بدون مقدمه پردازی حادث می شود؛ اصلا چرا خاوری به دنبال اوست؛ او که قرار است یک شخصیت لبنانی را ترور کند چرا نباید از جانب خود پلیس لبنان تحت تعقیب باشد و یک مامور ایرانی وظیفه مراقبت از یک لبنانی را به عهده بگیرد؛
مسلمان شدن ژوبین در آخرین ثانیه های زندگی اش چرا اینقدر شعاری و سطحی صورت گرفته است؛ آیا راه حل بهتر و تلویحی تری (مثلا وقوع مرگ او هنگام پخش اذان از مسجد) وجود نداشت و حتما باید متوسل به کلیشه شعاری شود؛ آیا تهیه هنرمندانه تری نسبت به این دست شعارهای عوام گرایانه برای راهبرد مذهبی سریال وجود نداشت؛
کلیشه مرگ همزمان عاشق و معشوق را نمی شد جور دیگری برگزار کرد؛
از این دست اشکالات در بسیاری از صحنه های سریال وجود دارد که مجموع آنها باعث شده است وفا نتواند به موقعیت یک سریال موفق دست پیدا کند و شاید مهمترین عامل این نابسامانی ، همان شتابزدگی سنتی موجود در پشت سر ساخت سریال های مناسبتی باشد.
نکته ای که انتظار برآمده از دیدن نامهای چهره های موفق موجود در عنوان بندی اثر را نقش بر آب می کند.

مهرزاد دانش
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها