در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
واقعیت این است که در بین اصطلاحات یاد شده در بالا، اصطلاح پایان انقلاب طرفداران بیشتری دارد؛ زیرا در چند دهه گذشته و درواقع بعد از انقلاب اسلامی ایران، انقلاب سیاسی و اجتماعی مهمی در جهان به وقوع نپیوسته است؛ ضمن آن که در شرایط کنونی جهان که گسترش مبادلات اقتصادی و رقابت بر سر به دست آوردن بازارهای جدید یا حفظ بازارهای موجود اولویتهای اساسی دولتها را تشکیل میدهند، چشمانداز وقوع انقلابهای سیاسی و اجتماعی بزرگ نظیر آنچه در سدههای هجدهم تا بیستم اتفاق افتاد، چندان روشن نیست.
با این همه، وقوع نیافتن انقلابهای بزرگ در چند دهه گذشته (بعد از انقلاب اسلامی) به معنای عدم وقوع انقلاب در آینده یا کماهمیت شدن انقلابهای بزرگ در سدههای گذشته نیست. انقلابها اصولا پدیدههایی نادرهستند و اغلب در بزنگاههای تحولات بزرگ تاریخی سر بر میآورند و آثار آنها نیز کم و بیش پایدار و دوران ساز است. فناوریهای نوین بیشک بر جنبشهای اجتماعی تاثیرگذار بوده است و بر این قیاس میتوان پیشبینی کرد انقلابهای سیاسی و اجتماعی را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد، اما این تاثیر گذاریها عمدتا جنبه صوری و ابزاری دارد تا ذاتی و ماهوی.
درباره اهمیت انقلابهای بزرگ و آثار ژرف و ماندگار آنها بر جنبههای گوناگون زندگی بشر امروز، کافی است نگاهی گذرا به فهرست کتابها و مقالات منتشره درباره آنها بیفکنیم. هر ساله صدها کتاب درباره انقلابهای آمریکا، فرانسه، روسیه و چین به زبانهای مختلف منتشر میشود. علاوه بر آثار مکتوب میتوان به دیگر شیوههای تولید فرهنگی نظیر فیلمها، نمایشنامهها، نقاشیها و آثار موسیقایی و دیگر اشکال تولید هنری اشاره کرد که جملگی جنبههای گوناگون انقلابهای بزرگ را بازنمایی میکنند.
درباره ایران و انقلاب اسلامی نیز با آن که کمتر از چهار دهه از عمر آن میگذرد شمار کتابها، مقالهها، پژوهشها و گردهماییهای بینالمللی روزافزون است. این اقبال گسترده به بررسی و تجزیه و تحلیل انقلابهای بزرگ یک معنای روشن دارد و آن، این که انقلابها پدیدههایی گذرا یا مد روز یا از جنس کالاهای مصرفی نیستند؛ بلکه پدیدههایی تاریخ سازند و گذشت زمان چیزی از اهمیت آنها کم نمیکند، بلکه برعکس نقش آنها برای فهم آنچه در آینده ممکن است اتفاق بیفتد، تعیین کننده است. آنچه در باب انقلابها به مثابه رویدادهای عظیم تاریخی و اقبال نسلهای بعدی گفتیم، در مورد رهبران انقلابی و انقلابیون نیز صادق است. انقلابیون بزرگ و در راس آنها رهبران انقلابی مروج و بر پا دارنده ارزشها و باورهای ارزشمند و گرانقدری هستند که میتوان آنها را بازتاب آرزوها و آرمانهای همیشگی بشر به حساب آورد.
انقلابیگری راستین با اخلاق پیوند وثیق دارد. انقلابیون راستین به هدف و غایت سیاست میاندیشند؛ یعنی دستیابی به فضایل انسانی و نهایتا سعادت بشری. فرد انقلابی در مقام یک «عامل» اخلاقی ظاهر میشود و حتی جان خود را بر سر ارزشهای اساسی اخلاقی میگذارد. او جان خود را نثار ارزشها میکند. چه بسیار کسانی که ارزشها و ایدههای بلندی در سر دارند، اما برای بر پا داشتن آنها در جامعه یا دستکم رفع موانع تحقق آنها حاضر به فداکاری و ایثار نیستند؛ چنین افرادی میتوانند بسیار مورد احترام باشند، اما انقلابی به حساب نمیآیند. اگر از منظر «ساختار ـ کارگزار» به این موضوع بنگریم، انقلابیون راستین تسلیم ساختارهای بازدارنده نمیشوند و با تکیه بر اراده و نقش عاملیت انسانی میکوشند ساختارهای ناساز و بازدارنده را از میان بردارند. بدینسان میتوان ادعا کرد که انقلابهای بزرگ عصر جدید، از انقلابهای آمریکا و فرانسه گرفته تا انقلاب اسلامی ایران، عرصه مقابله اراده انسانی در برابر ساختارهای مانع رشد و کمال انسانی هستند که همواره به سود اراده آزادیخواه و رهایی بخش انسانی پایان مییابند. از این دیدگاه پیشرفت تمدن بشری تا حد زیادی مرهون انقلابهای بزرگ و انقلابیون راستین است.
دکتر سیدعلی مرتضویان - هیات علمی دانشکده علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: