پیوند تقویم و طبیعت، میراث ایرانیان

در کنار سفره ای آراسته ، ایرانیان در انتظار گذر لحظه ها در کنار هفت سینی به هزار راز و رمز، می نشینند تا زمان به لحظه موعود برسد.
کد خبر: ۹۱۲۵۴
صدای فریاد شادی و صلح ، از توپها برمی خیزد تا جهان تازه شدن خود را به فرخندگی آغاز کند و ایرانیان قدم به سال جدید خود گذارند.
دیرزمانی است که ساکنان خاکی که ایران بزرگش می نامیم ، هر سال چنین می کنند تا آغاز سال خود را با شروع نو شدن طبیعت همراه سازند.
هنوز و پس از گذشت قرنها از آغاز اینچنین رسمی ، ما تنها ملتی در جهانیم که سالش دقیق ترین سالها و لحظه نو شدنش طبیعی ترین انتخاب و علمی ترین تحویل سال است.
اگرچه ثبت رسمی سال شمسی با مبدا تحویل سال نو و ماههای قدیم ایرانی به سال 1304و تصویب مجلس شورای ملی بازمی گردد، اما قرنها سابقه تمدنی در پشت این تصویب به چشم می خورد.ایرانیان به شهادت تاریخ، یکی از اقوام پیشرو در زمینه مسائل مربوط به دنیای نجوم و محاسبات سماوی بوده اند.
این حرف را نه ایرانیان که برجسته ترین مورخان غربی به زبان می آورند و تا آن حد پیش می روند که جورج سارتن ، پدر دانش تاریخ علوم در مقاله ای که در خصوص تحول تاریخ علم نگاشته، زمانی که به تمدن اسلامی می رسد، چنین می نویسد: "برای اعراب ، فتح ایران از همه مهمتر و نتیجه اش بیشتر بود، چون فاتحان را که مردمی دلیر اما بی فرهنگ بودند، با تمدنی عمیق و عالی یعنی تمدن ایرانی آشنا ساخت ، از این تمدن تاکنون سخنی نگفته ام، زیرا نمی توان با کلامی مختصر و موجز حق خدمتی را که تمدن ایرانی به جهان کرده است ، ادا کرد... و باید دانست که سهم این تمدن در دانش پیش از دوره اسلامی نیز چشمگیر و برجسته بوده و در دوره اسلامی نیز نقش کلیدی ایفائ کرده است".

دانش کهن
از روی منابع اندکی که از ویرانی های بسیار بجا مانده است ، می توان رد بنیان های قوی و تاثیرگذار دانش باستانی را یافت که با خرد اندیشمندان این خاک درآمیخته است.
اگرچه متاسفانه بسیاری از منابع دست اول به دست یاغیان وحشی به نابودی کشیده شده ؛ اما از اندک باقیمانده نیز می توان هزار راز نهفته را آشکار ساخت.
ایرانیان باستان از دوران آغازین امپراتوری بزرگ هخامنشی و بسیار پیش از آن با مبانی علمی دانش اخترشناسی آشنا بوده اند.یکی از جلوه های مهمی را که می توان به عنوان شاهدی بر این مدعا به شمار آورد، باید در پدیده ای به نام تقویم یافت.تقویم و گاهشماری یکی از نیازهای اولیه انسانی بود که در راه مدنیت گام برمی داشت.
عصر نوین زندگی انسان و زندگی در شهرهای تازه و رونق کسب و کار و تجارت در کنار کشاورزی باعث جدی تر شدن نیاز به دانش تقویمی می شد که خود وابسته به آگاهی عمیق نسبت به حرکات سماوی و نجومی اجرام سماوی بوده است.
داستان تحول گاهشماری در ایران ، بسیار دلکش و جذاب است که چگونگی تبدیل شدن تقویم ایرانی به یکی از دقیق ترین تقویم های جهان را نشان می دهد؛ اما در اینجا به آن نمی پردازیم ، با این حال توجه به چند نکته لازم است.
امروز بخوبی می دانیم که ایرانیان باستان با صور فلکی منطقه البروج آسمان کاملا آشنا بوده اند؛ اما مهمتر از آن ، توانایی تعیین زمانهای نجومی با کمک رصدهای گوناگونی است که بر مبنای منابع موجود می توان نسبت به آن اطمینان داشت.

هندسه تحویل سال
اگر به آسمان نگاه کنیم ، آن را در نگاه اول همانند کره ای می بینیم که تمام اجرام آسمان روی آن تصویر شده اند.
امروزه این کره را کره سماوی می نامیم و از آن برای محاسبات نجومی خود در نجوم جدید بهره ها می بریم ؛ اما روی این کره می توان خطوطی مشابه خطوط زمینی رسم کرد.
یکی از شاخص ترین خطوط فرضی زمین ، خط استواست که می توان آن را بر این کره آسمانی نقش نمود و خط دیگر مسیر ظاهری حرکت خورشید به دور زمین در طول یک سال است که آن را به نام دایره البروج می شناسیم.
این دو دایره عظیم با یکدیگر زاویه ای معادل 5/23 درجه می سازند و بنابراین در 2نقطه یکدیگر را قطع می کنند و در 2نقطه به بیشترین جدایی (همان 5/23 درجه) می رسند.
یکی از این نقاط اوج که بالای استوای سماوی قرار دارد، به انقلاب تابستانی معروف است و دیگری زمانی که خورشید به حداقل ارتفاع خود می رسد، به انقلاب زمستانی ، که طولانی ترین شب سال در آن رخ می دهد و ایرانیان باستان با محاسبه آن جشن تاریخی یلدا را برگزار می کرده اند.
اما 2نقطه دیگر به اعتدالین مشهور شده است ؛ نقاطی که ارتفاع خورشید نسبت به مسیر سالانه اش در میانه قرار گرفته و به همین دلیل طول روز و شب برای زمینیان برابر خواهد شد.
یکی از این نقاط زمانی است که خورشید با عبور از آن کم کم ارتفاعش در آسمان افزایش پیدا می کند و دیگری زمانی که ارتفاع خورشید کاهش می یابد که اولی به اعتدال بهاری معروف است و دومی به اعتدال پاییزی ایرانیان ، رسیدن خورشید به نقطه اول را به عنوان مبدا تحویل سال خود انتخاب کرده اند.
این انتخاب همراه با آغاز فصل بهار است ؛ اما شاید جذاب ترین ویژگی این انتخاب در این نکته نهفته است که اجداد ما بیش از 2000سال پیش توانایی تعیین دقیق این نقطه در آسمان و زمان رسیدن خورشید به آن را داشته اند.

مبدا اصیل تقویم
ما تنها قومی در جهان هستیم که لحظه تحویل سالمان بر مبنای قرارداد نیست و هر سال جابه جا می شود و برخلاف تصور عامه این نشانه ای از ضعف تقویم ما نیست ؛ بلکه نشان از دقت آن دارد؛ چرا که دقیقا زمانی سال ما آغاز می شود که مرکز قرص خورشید در آسمان از روی نقطه اعتدال بهاری که به نقطه اول حمل هم موسوم است ، عبور کند.
به همین دلیل ممکن است در برخی از سالها ما چند ساعتی را بدون تاریخ داشته باشیم. یعنی مثلا تحویل سال شما 3ساعت پس از پایان آخرین روز اسفند باشد.
این همان زمانهای اضافی است که در هر 4سال به هم اضافه می شوند و یک روز کبیسه را به وجود می آورند.نکته دیگری که در خصوص نوروز باید گفت ، نام دیگری است که به لحظه تحویل سال نسبت داده می شود.
این نقطه را حتی در متون نجومی جدید به عنوان نقطه اول حمل می شناسیم . این نام به این معنی است که خورشید هنگام تحویل سال در مرز دو صورت فلکی حوت و حمل قرار دارد و با تحویل آن وارد صورت فلکی حمل می شود.
این ایده برای حدود 2000سال پیش درست بود و هنگام سال تحویل واقعا خورشید از صورت فلکی حوت به حمل وارد می شد؛ اما زمین علاوه بر حرکتهای آشنای وضعی و انتقالی، حرکت دیگری هم دارد که به حرکت تقدیمی معروف است.
در این حرکت که به دلیل تاثیر گرانش خورشید و ماه به وجود می آید، تقریبا هر 27هزار سال یک بار محور قطبی زمین (خطی که از 2قطب شمال و جنوب زمین می گذرند) مخروطی را در آسمان رسم می کنند و به همین دلیل ستاره قطبی طی زمانهای گوناگون تغییر می کند.
با این حرکت محل نقطه اعتدال بهاری میان صورتهای فلکی نیز جابه جا می شود و امروز در میانه صورت فلکی حوت قرار گرفته است.
تمرکز و دقت فراوان در آسمان ها که برخی از بازتاب های آن را می توان در کتب مقدس باستانی ایرانیان و اساطیر به یادگار مانده از دوران فراموش شده کهن یافت ، همگی تصدیق کننده توانایی علمی این قوم و آشنایی آنها با پدیده های گوناگون است.
بسیاری از مورخان تاریخ علم و اسطوره شناسان گواهی می دهند که چه ردهای پررنگی از دانش ستاره شناسی در این متون باقی مانده که اگر هیچ کدام از آنها نبود، جز همین نوروز به یادگار مانده ، برای افتخار تمدنی بزرگ کافی بود.
داستان جشنهای نوروزی باستان در پایتخت بزرگ ترین امپراتوری که جهان به خود دیده است ، حتی اگر با غلوهای تاریخی و داستان پردازی ها آمیخته باشد، نشانگر جدی وابسته شدن رفتارهای روزانه ما با مفاهیم نجومی از دورانی طولانی و قدیمی است.زمان می گذرد و ما به تحویل سال 1385خورشیدی نزدیک می شویم.
خورشید کم کم به لحظه اعتدال زمین و آسمان می رسد و خاطره ای کهن تر از یادگارهای جدید را برای ما زنده می کند. شاید بتوانیم در اندیشه خود سفری به گذشته کنیم و محاسبان نجومی دوران هخامنشی را به یاد آوریم که چگونه با رصدهای پیچیده خود زمان اعتدال را اعلام می کردند و جشنهای بزرگ بهاری در کاخهای باشکوه دوران فراموش شده آغاز می گشت تا در قلب بزرگ ترین شهرهای زمین آن دوران مراسمی آغاز شود که ندای دوستی در آن موج می زد.
به نقشهای برجسته به یادگارمانده نگاه کنید که افراد ملل گوناگون چه مهربانانه دستهای یکدیگر را گرفته اند و دعا کنیم بار دیگر دانش این سرزمین که به لطف فرزندان بی ادعای آن تاکنون روشن مانده ، بار دیگر فروزان شود و بتوانیم در دنیایی جدید نقش تاریخی خود را به عهده گیریم.

پوریا ناظمی
nazemi@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها