پسر جوان که پس از دوستی با دختری، برادر او را به قتل رسانده بود در جلسه دادگاه مدعی شد؛ مقتول مهدورالدم بوده است.
کد خبر: ۹۰۹۸۱۳
قتل؛ پایان تلخ آشنایی در فیسبوک

به گزارش جام‌جم ، تحقیقات جنایی در این پرونده از پنجم بهمن سال 92 و در پی کشف جسد پسر جوانی به‌نام امیر در شرق تهران در دستور کار پلیس قرار گرفت. ماموران در بررسی‌های خود دریافتند، مقتول خفه شده است.

در ادامه با تحقیق از خانواده مقتول مشخص شد، پسر جوانی به نام احمد خواستگار خواهر مقتول بوده و با امیر اختلاف داشته است. احمد دستگیر شد و به قتل اعتراف کرد. با تکمیل تحقیقات برای احمد به اتهام قتل عمد و برای خواهر مقتول به نام ناهید به اتهام معاونت در قتل، کیفرخواست صادر و پرونده به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.

احمد در جلسه دادگاه گفت: با ناهید در فیسبوک آشنا شدم. مقتول خواهرش را مورد آزار و اذیت قرار می‌داد. وقتی ناهید این موضوع را به من گفت، برای انتقام، امیر را با نانچکو خفه کردم.

ناهید هم به اتهام معاونت در قتل پای میز محاکمه قرار گرفت و با رد ادعاهای احمد گفت: من وقتی با احمد درددل کردم، نمی‌دانستم می‌خواهد دست به این جنایت بزند. من حرفی از آزار و اذیت برادرم به او نگفته بودم و حتی به احمد گفتم به برادرم علاقه دارم. قضات دادگاه پس از رسیدگی، احمد را به قصاص محکوم و ناهید را از اتهام معاونت در قتل تبرئه کردند. حکم دادگاه نیز در شعبه 47 دیوان عالی کشور تائید شد. در حالی که پرونده در مرحله استیذان بود، احمد با ادعای این‌که مقتول را به‌خاطر مهدورالدمی کشته، تقاضای اعاده دادرسی داد. در ادامه نیز با درخواستش موافقت و پرونده دوباره به شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.

صبح دیروز جلسه رسیدگی به این پرونده به ریاست قاضی مقدم‌زهرا برگزار شد که اولیای دم برای قاتل تقاضای قصاص کردند. آنها عنوان کردند؛ امیر پسر خوبی بود و متهم با ادعاهایش نه‌تنها پسرمان را از ما گرفت، بلکه آبروی ما را هم برده است.

سپس احمد در جایگاه قرار گرفت و در دفاع از خود گفت: ناهید مدعی بود برادرش او را مورد آزار و اذیت قرار داده است. من هم از چند «عالم» استعلام گرفتم و آنها گفتند که برادر ناهید مهدورالدم است به همین خاطر یک روز با امیر قرار گذاشتم و او را با نانچکو خفه کردم.

در ادامه جلسه، ناهید اظهار کرد: احمد دروغ می‌گوید و من هیچ‌وقت چنین موضوعی را به او نگفتم. من و برادرم ارتباط خوبی داشتیم و او مرا خیلی دوست داشت. امیر مخالف ازدواج ما بود و احمد هم به همین دلیل او را کشت.

پس از دفاعیات متهم، قضات برای تصمیم‌گیری وارد شور شدند.

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها