
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
به گزارش جام جم آنلاین ، صنعتگران هر کدام به شکل انفرادی چرخه اقتصاد کشور را میچرخاندند و بدون واسطه و دلال بازار را مدیریت میکردند.
تنیدگی صنعت و بازار در این دوره آنقدر زیاد بوده که به چشم «هانری رنه دالمانی» گردشگر و تاجر فرانسوی هم آمده، در این سفرنامه از وضع بانکهای ایران بین سالهای 1868 تا 1950 و وضع سیستم اداری آمده که در ادامه میخوانید.
«انگلیسیها در ایران بانکی به نام شاهنشاهی تاسیس کردهاند که در ایالات و ولایات شعباتی نیز دارد. روسها هم برای رقابت آنها در تهران و ولایات مهم بانکهایی دایر کردهاند.
گر چه روسها و انگلیسها در امور اقتصادی بشدت با هم رقابت میکنند، ولی بتازگی هر دوی آنها در مقابل آلمانها شکست خوردهاند، زیرا که فعالیت بانکهای آلمان در ایران بیشتر است و اکنون هم درصدد گرفتن امتیاز تاسیس یک مرکز تجاری در خلیجفارس است و میخواهد بندری برای ورود و خروج کشتیهای آلمانی در آنجا دایر کند.
مسکوکات ایرانی
در ایران برای مبادلات سکههای نقره یک قرانی و دو قرانی به کار میبرند. سابقا این سکهها کوچک و کم حجم و تقریبا نقره خالص بودند، این مسکوکات را تجار جمع کرده به صورت شمش در آوردند و در بازارهای اروپا فروختند و سود زیادی به دست آوردند.
سال 1787 ضرابخانه جدیدی در تهران دایر شد و درصدد اصلاح مسکوکات برآمد و پولهای سکه زد که نقره خالص آنها کمتر از پولهای قبلی، ولی خوشترکیبتر از آنها بود. امروزه بیشتر دو قرانی نقره رواج دارد که ارزش آن به اندازه یک فرانک فرانسه است.
چون مسکوکات طلا حکم جواهر را دارد و در معاملات به کار نمیرود شمردن پول نقره مخصوصا تعداد زیاد آن زحمتآور است.
معمولا خرمنی از این پولها را جلوی خود ریخته و متوالیا مشتی از آن را برمیدارند و پنج به پنج میشمارند و در طرف دیگر میریزند و چون شماره به 50 رسید یک دانه از آنها را به کنار میاندازند و پس از آنکه عمل شمارش انجام گرفت سکههای کنار گذاشته را میشمارند تا مقدار پول معین شود. هرگاه احیانا عدد پولهای کنار گذاشته شده 13 باشد فورا پنج عدد از آنها را روی پولها میریزند تا نحوست عدد 13برطرف شود.
آلیا نقره مسکوکات ایران آنطور که باید سخت و محکم نیست و اگر زیاد دست به دست بگردد مقداری از نقره آن کاسته میشود و اگر با دست مالش داده شود، لکهای روی دست میماند که با زحمت پاک میشود.
وضع سرمایه در ایران
در دنیا ملتی نیست به اندازه ایرانی که از نشان دادن سرمایه خود بترسد و علت عمده آن هم این است که ثروتمندان از ترس ماموران دولتی مجبورند از بروز سرمایه خودداری کنند، زیرا که اگر بروز دهند ماموران آنها به هر وسیله ولو آنکه به عنوان وام هم باشند، میگیرند ولی این وام هرگز ادا نخواهد شد.
علت دیگر هم این است که ایرانی مقید است و دوست دارد که همیشه سرمایهاش در دسترس او باشد و اگر ذخیره نقدی داشته باشد آن را در لنگه جوراب کهنه پشمی ریخته آن را در زیرزمین یا زوایای مخفیخانه خود دفن میکند، یک علت دیگر هم نبود امنیت قضایی است که ثروتمندان نمیتوانند در این کشور شرکتی تشکیل دهند و سرمایه خود را به مصرف کارهای سودمند برسانند و از همه بالاتر آنکه اروپاییانی هم که در این کشور دست به تشکیل شرکتهایی زدند، طوری با مردم رفتار کردند که اعتماد عامه مردم از آنها سلب شده و به همین دلیل است که ثروتمندان از به کار انداختن سرمایه خود مضایقه میکنند.
غالبا این سرمایهها به طلا یا جواهر تبدیل شده و در جایی از خانه که جز صاحب آن، کسی آنجا را نمیشناسد در زیر خاک پنهان میگردد و پس از مرگ صاحبخانه در همان محل میماند و وارث هم به آن دسترسی پیدا نمیکنند.
عشق به تجملات و استعمال جواهر در تمام طبقات اجتماعی ایران حتی در دهکدهها نیز محسوس است.
زرگران و جواهرفروشان به خانههای توانگران رفته و محرمانه به آنها چیزهایی میفروشند و از این معاملات محرمانه سود زیادی میبرند.
معاملات تجارتی غالبا با گفتوگوی زیاد و تعارفات متبادله انجام میگیرد. بسا میشود که ساعات و روزهایی با تعارفات و صحبت برگزار میشود و به اصل موضوع نمیپردازند و بسی طول میکشد تا تصمیم قطعی در معاملهای اتخاذ شود و عقیده دارند که نباید مانند اروپاییان بدون احتیاط لازمه و مطالعات زیاد به کار انداخت. دلایل آنها متکی به تقدیرات است، آنها معتقدند که نباید در کارها شتاب کرد.
همچنین در ایران مانند اروپا کارخانهای وجود ندارد، یعنی موسساتی یافت نمیشود که صدها کارگر مطیع رئیس باشند و کارها با دستگاههای مکانیکی صورت گیرد.
در ایران هر صنعتگری به تنهایی کار میکند و همین قوای پراکنده، قوه کلی صنعتی ملی را تشکیل میدهند در واقع بازار به منزله کارخانه بزرگی است و حیات تجارتی در همین جا تمرکز یافته است. مواد خام در اتاقهای کوچک و کثیف که غالبا در عقب دکانها واقع شدهاند، به صورت اشیا صنعتی در میآیند. صنعت عمده و قابل ملاحظه ایران، فرشبافی و نساجی است.
قلمدان ایرانیها
قلمدانهای اشخاص ثروتمند فوقالعاده تماشایی و گرانبها هستند، این قلمدانها تابلوهای نقاشی کوچک بسیار ممتازی دارند. قلمدان جعبهای است به شکل مکعب مستطیل که طول آن تقریبا 30 سانتیمتر و عرض و ارتفاع آن سه تا چهار سانتیمتر است و مانند غلافی است که دارای کشو است، در این کشو قلمهای تراشیدهای از نی، مداد، قلمتراش، قیچی، دوات فلزی و قاشقی کوچک جای دارد.
معمولا در دوات فلزی که ممکن است از برنج یا نقره یا طلا باشد مقداری ابریشم قرار میدهند و روی آن مرکبی که با دوده درست شده میریزند و ابریشم را که به منزله اسفنج است با دسته قاشق خوب زیر و رو میکنند تا خوب از مرکب آلوده شود.
قلم هم یک نوع نی محکمی است که در باتلاقهای جنوبی ایران میروید و از نوع همان قلمهای قدیمی است که برای نوشتن روی پاپیروس به کار میرفت. قلم را با قلمتراش میتراشند. این عمل نیز استادی و مهارت نیاز دارد. بتازگی قلمهای فلزی اروپایی در ایران معمول شده ولی با این قلم نمیتوان خط ایران را بخوبی نوشت و خوشنویسان ابدا با چنین قلمی کار نمیکنند.
طرز نامهنویسی
میرزاها برای نوشتن نامه روی زمین مینشینند و نامه را روی زانوی خود مینویسند، بعضی هم میز کوچکی در مقابل خود قرار میدهند که ارتفاع آن از 30 سانتیمتر تجاوز نمیکند. سابقا نامهها را به شکل مثلث مینوشتند، بعد میرزا کاغذ را با قیچی میبرید و آن را به شکل مثلث منظمی تا میکرد که هر یک از اضلاع آن چهار سانتیمتر باشد، بعد آن را در زیر نواری از کاغذ ابریشمی قرار میداد و فرستنده روی آن را مهر میزد، اما امروزه این طریق متروک شده و نامهها را در روی کاغذهای مستطیلی مینویسند که از اروپا وارد ایران میشود.
در آغاز نامه همیشه باید فرمولهای ادب و احترام نوشته شود و مطلب لازم از سطر چهار یا پنج شروع میشود، پس از تمام شدن نامه فرستنده به جای امضا، پشت آن را مهر میزند و چون به مقصد رسید گیرنده نیز روی پاکت را باز میکند و روی دیده مینهد.
فهیمه سادات طباطبایی - ضمیمه چمدان
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد