(در عالم نشئگی مواد مخدر، صدایی شیطانی از من می خواست دوستم را به قتل برسانم) این جمله را جوان آهنگسازی که در جنایتی خونین در بوستان پردیسان دوست خود را با 4ضربه چاقو به قتل رسانده بود
کد خبر: ۹۰۴۷۷
، روز گذشته در دادگاه کیفری گفت.این پیانیست 22ساله به نام امیرحسین - ح که متهم است در جریان جنایتی مبهم دوست صمیمی خود را به نام آرمین داداشی زاده در بوستان پردیسان به قتل رسانده ، روز گذشته مدعی شد خودش هم بخوبی به خاطر نمی آورد ضربات مرگبار را چطور به بدن دوست خود وارد آورده است.
در این جنایت خونین که سوم شهریور سال گذشته و در بوستان پردیسان به وقوع پیوست ، امیرحسین پس از آن که تحت تاثیر یک ماده مخدر سرخپوستی دوست صمیمی خود را به قتل رساند، با ربودن خودروی پژوی وی به همراه دوستانش به ویلای نوشهر رفت ، اما با پیدا شدن جسد جوان مقتول ، راز جنایت گشوده شد و کارآگاهان در یک عملیات ضربتی با تعقیب قدم به قدم جوان متهم به قتل ، شب بعد وی را در ویلای نوشهر دستگیر کردند.
هنگامی که به نوازنده پیانو گفته شد وی دوست خود را به قتل رسانده است ، وی در همان لحظات اولیه مدعی شد هیچ چیزی بجز تصاویری محو و مبهم از لحظات جنایت در خاطر ندارد و تصور می کرده در خواب چنین تصاویری را دیده است.
با ارسال پرونده جوان متهم به قتل به شعبه 71دادگاه کیفری ، روز گذشته جوان آهنگساز در مقابل 5قاضی دادگاه قرار گرفت تا از خود در برابر اتهام قتل دفاع کند.
قتل ، پس از مصرف مخدر سرخپوستی
روز گذشته پس از آن که نماینده دادستان در کیفرخواست خود برای امیرحسین به اتهام قتل دوستش درخواست اشد مجازات کرد، مادر مقتول در حالی که گریه می کرد، در جایگاه شهود قرار گرفت و رو به جوان متهم گفت : من هیچ چیزی از تو نمی خواهم ، فقط بگو چرا پسرم را این طور ناجوانمردانه به قتل رسانده ای.
پدر مقتول نیز برای متهم تقاضای قصاص کرد.سپس متهم در جایگاه قرار گرفت و در حالی که سرش را به زیر افکنده بود، گفت : من می خواهم همه چیز را بگویم نه برای آن که از اعدام فرار کنم ، بلکه برای آن که خانواده مقتول بدانند که من عمدا فرزند آنها را که دوست صمیمی ام بود، به قتل نرسانده ام.
هنگامی که قاضی عزیز محمدی از او خواست درباره جنایت توضیح دهد، جوان متهم گفت : من یک آهنگساز هستم ، بنابراین دوستان زیادی دارم ، ما یک گروه 10نفره بودیم که همیشه با همدیگر در بوستان پردیسان و یا خانه های اعضای گروه جمع می شدیم و مواد مخدر شیشه و حشیش مصرف می کردیم و بعد در خیابان ها، دیوانه وار و در خلاف جهت رانندگی می کردیم ، طوری که مردم فکر می کردند ما دیوانه شده ایم و به ما می خندیدند.
مدتی قبل از جنایت ، یکی از دوستانم که به چین مسافرت کرده بود، یک ماده مخدر بسیار قوی با خود به ایران آورد. بعدا فهمیدیم این ماده ، مخدری فوق العاده قوی و توهم زاست که سرخپوست های امریکا آن را پس از جوشاندن می نوشیده و یا با چپق می کشیده اند.
کسی که این ماده را مصرف می کند دیگر هیچ اختیاری از خود ندارد و در توهم عجیبی فرو می رود.
صدای شیطانی سی دی
این جوان در ادامه افزود: بعد از یک بار مصرف این ماده مخدر، من و آرمین به این فکر افتادیم که هر طور شده آن را پیدا کرده و مصرف کنیم. بعدازظهر روز جنایت ، آرمین با من تماس گرفت و گفت که از این ماده پیدا کرده است و از من خواست با یکدیگر برای مصرف آن به بوستان پردیسان برویم ، من هم پذیرفتم و با خودروی او به آنجا رفتیم ، بعد از شیشه و حشیش ، ماده مخدر سرخپوستی را هم مصرف کردیم ، دچار حالت عجیبی شده بودیم، اصلا نمی فهمیدیم چکار می کنیم و در کجا هستیم ، آرمین صدای سی دی ای را که با خودمان برده بودیم ، بلند کرد، اما من چون آهنگساز بودم ، خیلی خوب معنی آهنگ را که خواننده اش خودکشی کرده بود، می فهمیدم ، فکر می کردم صدای خواننده هر لحظه مرا بیشتر وسوسه می کند تا دوستم را بکشم ، در یک لحظه دستم را برای برداشتن بطری آب به داخل کوله پشتی ام بردم ، چون موهایم بلند بود همیشه جوانها مرا اذیت می کردند و به همین دلیل چاقویی به همراه داشتم ، آن شب از بدشانسی دستم به چاقو خورد و آن را بیرون کشیدم ، دستم بی اراده حرکت می کرد، می خواستم به دوستم بگویم که فرار کند، اما صدایم درنمی آمد، در یک لحظه در توهمی بین خواب و بیداری دو ضربه به مقتول زدم و بعد که دیدم او جان باخته ، با ماشین او فرار کردم.
قاضی عزیز محمدی از متهم پرسید: اما شما چطور می گویید 2ضربه زده اید در حالی که جای 4ضربه وجود دارد و آخرین ضربه 25سانتیمتر در کمر مقتول فرو رفته است؛
که وی پاسخ داد چیزی یادم نمی آید.قاضی عزیز محمدی از متهم پرسید: شما سابقه جنون دارید که وی گفت : من دچار یک بیماری مادرزادی هستم و به همین دلیل بارها زیر عملهای سنگین رفته ام و اینها زندگی ام را بدجوری به هم ریخت ، بنابراین به مواد صنعتی آلوده شدم و 2بار خودکشی کردم و همین برای دلیل جنونم کافی است. قاضی عزیز محمدی گفت : اما شما به دانشگاه رفته اید و این یعنی این که شما جنون ندارید که جوان متهم پاسخ داد: من نمی خواهم هیچ دفاعی بکنم ، اما فقط می خواهم بگویم که من هیچ انگیزه ای برای جنایت نداشتم ، ولی به خاطر مصرف مواد مخدر سنگین ، تعادلم را از دست داده بودم. با اظهارات متهم ، دادگاه بزودی رای خود را در این باره صادر خواهد کرد.