نگاهی به وضعیت گردشگری روستایی در کشور

بگذاریم روستا، روستا باقی بماند

گردشگری روستایی، به عنوان نوعی از گردشگری، قدمتی طولانی دارد و ظاهرا به عنوان یک فعالیت تفریحی ـ اجتماعی در نیمه دوم قرن هجدهم از انگلستان آغاز شده و بعد از جنگ جهانی دوم یعنی سال 1945 به صورت یک کنش فراگیر در حوزه توریسم درآمده است. گفته شده در فراگیری این نوع گردشگری، بیش از هر چیز، توسعه صنعت خودرو نقش داشته است.
کد خبر: ۸۸۵۷۲۸

با وجود محاسن زیادی که گردشگری روستایی برای گردشگران و نیز جامعه میزبان دارد؛ شکی نیست که این موضوع می‌تواند مثل چاقویی دولبه کار کند و باعث آسیب‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست‌محیطی شود. آسیب‌هایی که ممکن است حتی ماهیت روستا را دگرگون و جاذبه‌ها را سلب کند و در نهایت به نابودی آن منطقه بینجامد.

کلاردشت، نام یکی از شهرستان‌های استان مازندران است. برای این‌که به این شهرستان برسید می‌توانید از جاده چالوس یا جاده عباس‌آباد استفاده کنید و بعد از گذر 25 کیلومتری از یک جاده فرعی به این منطقه در دل رشته‌کوه‌های البرز برسید. این منطقه زیبای طبیعی از اواسط دهه 50 خورشیدی برای هدف گردشگری مورد توجه قرار گرفت و حتی سال 1353، طرح تفصیلی جهانگردی آن هم تهیه شد اما ظاهرا این برنامه با تاخیر انجام شد و در نهایت انقلاب اسلامی، باعث توقف اجرای چنین برنامه‌ای تا حدود 15‌سال بعد شد.

در طول دوران سازندگی و در راستای اهمیت گرفتن بخش خدمات و گردشگری، کلاردشت، با شعار «بهشت گمشده ایران» کانون توجه گردشگری قرار گرفت. هاشمی رفسنجانی، رئیس‌جمهور وقت، در خاطرات سال 1370 خود از سفر به کلاردشت می‌نویسد: «تهرانی‌ها برای خرید زمین و ساخت ویلا هجوم آورده‌اند و زمین گران شده و کشاورزی را تحت‌الشعاع قرار داده است؛ بعضی‌ها از این وضع ناراضی‌اند، اما اکثرا خوشحال‌اند.» حالا که حدود 25 سال از توجه به این منطقه، به عنوان یک قطب گردشگری در شمال کشور می‌گذرد، بررسی این‌که این مساله، که 25 سال گردشگری، چه فواید و مضراتی برای این منطقه دارد، کاری شایسته خواهد بود.

پژوهشی با عنوان «نقش و تأثیر خانه‌های دوم بر ساختار اقتصادی ـ اجتماعی ناحیه کلاردشت» که توسط مسعود مهدوی، مجتبی قدیری و مهدی سنایی انجام شده و در نشریه پژوهش‌های جغرافیایی انسانی به چاپ رسیده نشانگر این است که حدود 25 درصد از منازل مسکونی شهر کلاردشت در حال حاضر خانه دوم افرادی است که در برخی از ایام سال در کلاردشت زندگی می‌کنند و برخی دیگر از ایام سال را در منزل اصلی خود مثلا در تهران یا چالوس به سر می‌برند. این حجم از استقبال گردشگران از یک منطقه روستایی باعث شده ساختار اقتصادی ـ اجتماعی منطقه به طور عجیبی دگرگون شود. نشانه این دگرگونی این است که سال 1355، 64 درصد از ساکنان منطقه کلاردشت در بخش کشاورزی فعال بودند ولی در سال 1385، 60 درصد از کل افراد در بخش خدمات (عموما مربوط به گردشگری) فعالیت می‌کردند.

پژوهش دیگری با عنوان «بررسی ظرفیت تحمل حوزه مقصد گردشگری با تاکید بر جامعه میزبان» (نمونه موردی: مطالعه شهرکلاردشت)، نوشته رهنمایی و فرهودی و نیز یک محقق آلمانی به نام آندریاس دیتمان، با استفاده از پژوهش در میان مردم و مسئولان کلاردشتی به این نتیجه رسیده‌ که «اگرچه تاثیر مثبت گردشگری بر روی برخی از متغیرهای اقتصادی‌، اجتماعی و فرهنگی در این شهر مورد‌ تائید‌ است، اما وخیم‌تر‌ شدن‌ وضعیت‌ بسیاری از متغیرها به‌‌ویژه متغیرهای اجتماعی، فرهنگی و محیطی را در پی داشته و بر متغیرهای مذکور اثرات منفی‌ عمیقی‌ بر جای گذاشته است.» به نوشته این پژوهش «ماهیت‌ اثرگذاری‌ گردشگری‌ بر‌ تمام‌ متغیرهای محیطی حوزه‌ کلاردشت‌ منفی اسـت و 76 درصد متغیرهای اجتماعی و فرهنگی حوزه تحت تاثیر گردشگری وضعیت نامطلوبی پیدا‌ کرده‌اند.»

این هفته، از ایتالیا خبر آمد که مسئولان محلی، در واکنش به حضور سالانه، 2 و نیم میلیون نفر گردشگر در چند روستای این کشور، مقرراتی تنظیم کردند و با وضع سهمیه برای تعداد گردشگران ورودی، گفته‌اند ورود به هر کدام از این روستاها به اخذ کارت ویزیت که چیزی شبیه ویزاست نیاز دارد. خبرگزاری میراث فرهنگی که این خبر را مخابره کرده، گفته دلیل اصلی وضع محدودیت و قواعد این است که «تعداد گردشگرانی که از این روستاها دیدن می‌کنند از حد تحمل خارج شده و سکنه محلی نگران آن هستند که زندگی و طبیعت و جامعه بومی درسیل بی‌امان گردشگران غرق شود.» با در نظر داشتن این تجربه بین‌المللی و نیز تجربه روستایی مثل ابیانه که به همت مسئولان و مردم محلی، تغییر زیادی در محیط و بافت اجتماعی و فرهنگی آن بوجود نیامده می‌توان هم به گردشگری روستایی امید داشت و هم به روستا ماندن روستاها.

مصطفی مسجدی آرانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها