در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
استقبال خوب تماشاگران از این نوع محصولات - که بهتماشاگران خانم محدود نمیشود و عموم بینندگان را دربرمیگیرد ـ تهیهکنندگان و کمپانیهای فیلمسازی را به فکر تولید تعداد بیشتر و تازهتری از این نوع محصولات میکند. موفقیت فیلمهای اکشن نوجوانانه با حضور یک کاراکتر مونث نوجوان در راس آن با مجموعه فیلم «گرگ و میش» در سال 2006 آغاز شد. فیلم براساس داستان نوول سه جلدی استفانی مهیرز به همین نام ساخته شد. این مجموعه داستان در زمان انتشار ازجمله کتابهای موفق دنیای ادبیات بود. با این حال، صنعت سینما خیلی دست به عصا عمل کرد و با شک و تردید سراغ تولید نسخه سینمایی آن رفت. اما استقبال تماشاگران از فیلم به قدری بالا بود که تهیهکنندگانش تصمیم گرفتند قسمت سوم آن را به صورت دو فیلم سینمایی و در دو بخش اکران عمومی کنند. داستان فیلم درباره دختر نوجوانی بود که درگیر مبارزه و رقابت چند هزارساله دو گروه گرگنماها و وامپیرها میشود. به دنبال موفقیت بالای بینالمللی گرگ و میش، صنعت سینما به دنبال نوول پرخواننده «بازیهای هانگر» رفت؛ مجموعه فیلمی که براساس این داستان تولید شد، لقب یکی از موفقترین محصولات سینمایی چند سال اخیر را گرفت. تفاوت عمده این مجموعه فیلم با گرگ و میش این بود که جنیفر لاورنس، بازیگر اصلی آن به یکی از موفقترین بازیگران دنیای سینما تبدیل شد. اما عمر هنری کریستین استوارت، بازیگر گرگ و میش با پایان تولید این فیلم تمام شد. بازیهای هانگر، لاورنس را در نقش مبارز معترضی به نمایش گذاشت که علیه سیستم حاکم بهپا میخیزد. این نقش خاص به وی کمک کرد در چند فیلم مطرح و غیرمتعارف بازی کند و حتی جایزه اسکار بهترین بازیگر زن را برای یکی از آنها (کتابچه راهنمای خوشبینی) دریافت کند. پرسشی که از سوی اهل فن و منتقدان سینمایی مطرح میشود این است که آیا محصول تازه شرکت فیلمسازی لئوناردو دیکاپریو میتواند هم فروش بالایی در جدول گیشه نمایش کرده و هم بازیگر نوجوان اصلی خود را به یک بازیگر موفق و سرشناس تبدیل کند؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: