کاروان حسینی به سرزمین کربلا رسید

امام حسین ع و همراهان روز دوم محرم الحرام سال 61 هجری وارد کربلا شدند. نقل شده که هنگام ورود به این سرزمین ، مرکب امام ع قدم از قدم برنمی داشت و حدود 7یا 8 اسب عوض کردند ولی هیچ کدام قدمی برنمی داشتند.
کد خبر: ۸۷۴۰۲

حضرت سوال کردند این زمین چه نام دارد؛ در جواب گفتند: غاضریه ، سوال فرمودند آیا نام دیگری دارد؛ عرض کردند بله نینوا هم می گویند. باز سوال فرمودند، گفتند شاطی الفرات هم می گویند و باز پرسیدند دیگر چه نام دارد؛ عرض کردند کربلا. امام ع تا نام کربلا را شنیدند (بنا به قول سید بن طاووس) عرض کردند «اللهم انی اعوذ بک من الکرب و البلاء» خدایا به تو پناه می برم از گرفتاری و بلای این سرزمین سپس فرمودند: ای اصحاب من همین جا فرود آیید و پیاده شوید: «اینجا قتلگاه ما و جایگاه ریخته شدن خون ما و جای قبر ماست». در این هنگام ام کلثوم نزد برادر آمد و عرض کرد: برادر جان اینجا خطرناک است و ترس عجیبی دلم را فرا گرفته . امام فرمودند: خواهرم هنگامی که با پدرم به جبهه صفین می رفتیم همین جا بود که پدرم نزول اجلال کرد و سر روی دامن برادرم گذاشت و لحظه ای خوابید سپس بیدار شد و گریه می کرد برادرم سوال کرد پدر جانم چرا گریه می کنی؛ فرمودند: در عالم خواب دیدم که این بیابان گویا دریایی از خون شده و حسین ع من در دریای خون فریاد می کرد و استمداد می طلبید در حالی که هر لحظه در معرض غرق شدن بودولی هیچ کس در مقام یاریش برنیامد. آنگاه پدرم رو به من کردند و فرمودند: وقتی چنین حادثه ای پیش آمد چه خواهی کرد؛ گفتم : صبر می کنم و جز صبر کردن چاره ای دیگر ندارم . زینب س فریاد زد آه چه مصیبتی ! حسین ع خبر مرگش را به من می دهد. زنان حرم ناله سر دادند و به صورتهای خود سیلی زده و گریبان های خود را چاک کردند. حسین ع خواهرش را تسلی داد و فرمود: خواهرم ، نسبت به بلایای الهی صبر و شکیبایی پیشه کن ، زیرا همه ساکنین آسمان ها فنا می شوند و اهل زمین باقی نمی مانند و همه مخلوقات می میرند سپس فرمود: خواهرم ام کلثوم و تو ای زینب و تو ای رقیه و تو ای رباب و تو ای فاطمه توجه کنید هرگاه کشته شدم گریبان چاک نزنید و صورت نخراشید و سخن ناروا برزبان جاری نکنید.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها