باز هم غلام ششلول بند، بهروز و خشایار مستوفی زیر آسمان شهر، پر از ستاره است
پیرو پایان یافتن مجموعه زیر آسمان شهر به نظر می رسد که واگویه نکردن پاره ای مسائل مهر تاییدی تمام و کمال بر کاری باشد که با فکری پویا و هدفی دوست داشتنی آغاز شد به اوج رسید
کد خبر: ۸۶۱۷
ولی متاسفانه مسیری در فرود را تا رسیدن به انتها طی کرد شخصیت اصلی این مجموعه که همان خشایار باشد، انصافا در تمام طول سریال ، مسلط، جذاب و به قول معروف ، اینکاره ظاهر شد. همواره حرکات ریز و استادانه ای را از این هنرپیشه عرصه طنز تلویزیونی شاهد بودیم که بعید به نظر می رسد از زیر سنگ محک کارگردان گذشته باشد؛ بلکه باید اعتراف کرد که لولایی چهره ای قوی بود که خودش یعنی خشایار را بخوبی درک کرد وجا دارد به این هنرپیشه خوب و دوست داشتنی ، دست مریزاد و خسته نباشی بگوییم او ثابت کرد زیر آسمان شهر، پر از ستاره است.دیگر چهره موفق این مجموعه ، آقای ملک مطیعی در نقش غلام بود که مثل "دود از کنده برمی خیزد" را انصافا احیاء کرد. بجز موارد اندکی که به علت ضعف نوشتاری مجموعه ، مجبور بود تا نقش خسته کننده ای را ایفا کند )مثل گم شدن انگشتر خانم فرامرزی (، در سایر جریانات ، بازی قوی و خوبی را از او شاهد بودیم که به هرحال محصول تجربه چند ده ساله ایشان است.مهران غفوریان در نقش بهروز، کارگردان ، فیلمنامه نویس ظاهر شد که علاقه زیادش به دست داشتن در چند شخصیت پشت و جلوی دوربین ،باعث شد تا چهره وی که می رفت تا به هنرپیشه ای خوب در عرصه طنز تلویزیونی تبدیل شود، رفته رفته پویایی خود را از دست بدهد! همچنین حضور وحید و فولاد نیز به عنوان دو شخصیت جوان و نسبتا معمولی ، تقریبا موفق و کافی بود.درباره متن های نمایشی هم می توان گفت که برخی از آنها واقعا قوی بودند؛ بعضی معمولی و برخی هم کاملا ضعیف و ناتوان ؛ بویژه برخی از آنها که داستان را از مسیر طنز خارج و به تراژدی موعظه گرانه ای تبدیل می کردند که باعث می شد خیلی وقتها ندانیم "زیر آسمان شهر"، مجموعه ای طنز برای سرگرمی مردم است یا موعظه گری به مثابه دانای کل که می خواهد مردم را نصیحت کند و به آنها چیز یاد بدهد.درپایان باید از همه دست اندرکاران این مجموعه که جان تازه ای به مجموعه های طنز تلویزیونی بخشیدند، تشکر کرد؛ مجموعه ای که به هر روی موفقیت خوبی کسب کرد و با مخاطبان و بینندگان پرشمار تلویزیون برای چند ماه مداوم ارتباط برقرار نمود.