قصه گو، ساده و تاثیرگذار

چطور امکان دارد مجموعه ای تلویزیونی که 60یا 70قسمت از پخش آن می گذرد همچنان پر بیننده بماند. گرچه ممکن است سریال های تلویزیونی به دلیل نوع ساختار در هر قسمت داستان را به جای حساس رسانده
کد خبر: ۸۵۷۱۲
و در همانجا بیننده را تا قسمت بعد رها کند که البته این باعث علاقه مندی مخاطب به پیگیری روایت می شود، اما مجموعه های تلویزیونی به دلیل این که داستانی کامل در هر قسمت را به بیننده ارائه می کنند، کاری سخت تر پیش رو دارند چراکه در درازمدت ممکن است مخاطب قانع شود اگر به طور پراکنده این مجموعه را تماشا کند، باز هم می تواند از آن منتفع شده و چنین تصور کند که در حال پیگیری آن است.
مجموعه تلویزیونی «پرستاران» این ویژگی را دارد تا با ارائه 2روایت به صورت کاملا موازی هم در طول قسمتهای متوالی و هم در یک قسمت بیننده خود را تحت تاثیر قرار دهد.
این مجموعه یعنی «مقدسان» از یک سو روابط چند پرستار و 2دکتر را به عنوان شخصیت های اصلی و از سوی دیگر تعامل این شخصیت ها با بیماران را به تصویر می کشد.
راز ماندگاری و تاثیرگذاری این مجموعه روایت اولی است که حتی بعد پس از پخش 70قسمت بیننده را پای گیرنده می نشاند تا بداند آیا سرانجام «تری» به پست و جایگاه اصلی خود برمی گردد! «پرستاران» این قابلیت را دارد که روابط انسانی را به صورت کنشهای کوتاه و بلندمدت و البته در قالبی کاملا دراماتیک به تصویر کشد.
اگر به نحوه طراحی شخصیت ها نگاه کنیم مشاهده می شود که انتخاب این شخصیت ها به صورتی است که قابلیت تعاملات پیچیده با خود و هم با اطرافیان بویژه بیماران را دارند.
به عنوان نمونه رابطه بین «میچ » و «تری » یا «وان» و «کیت» می تواند بستر بسیاری وقایع و رویدادهایی باشد که البته به شکل کاملا نمایشی پیامی مشخص را به بیننده خود انتقال می دهد. چنین رابطه ای خود معلول این مساله است که نویسنده به زیبایی توانسته طیف گسترده و البته هدفمندی را در قالب این مجموعه طراحی کند.
هنگامی که «کیت » به عنوان سرپرستار تصمیم می گیرد با یکی از پرستاران برخورد جدی کند، «وان» به عنوان پرستاری با تجربه ، با احتیاط وارد معرکه می شود و به زیبایی ارتباط را مجددا برقرار می کند. از این روست که می توان گفت «پرستاران» مجموعه ای است که می توان عشق ، نفرت ، حسادت ، ترحم و سایر احساسات بشری را در آن مشاهده کرد، چراکه از یک سو طراحی متنوع شخصیت ها، چنین فضایی را ایجاد می کند و از سوی دیگر نوع مکانی که به عنوان بستر شکل گیری اتفاقات انتخاب شده ، یعنی بیمارستان این قابلیت را دارد تا تماشاگر بتواند اکثر احساسات بشری را از تعاملات در ارتباط میان شخصیت ها حس و درک کند.
نکته دیگری که در این مجموعه قابل تامل است ، انتخاب بیمارستان به عنوان محل شکل گیری درام است. این مکان ذاتا این فرصت را به فیلمساز می دهد تا تقریبا تمامی اقشار یک جامعه را به تصویر کشیده و علایق و سلایق آنها را در معرض قضاوت بیننده قرار دهد.
یک بازنشسته ، خانه دار، دختر بچه ، مادری که مبتلا به سرطان است و در حال مرگ ، پسری که نمی خواهد خانواده خود را ببیند و حتی یک وزیر همگی شخصیت هایی هستند که در یک بخش بیمارستان براحتی قابل رویت هستند.
از این رو این سریال علاوه بر به تصویر کشیدن فعالیت مقدسانی که تحت عنوان پرستار کار می کنند، بستری اجتماعی را به عنوان انتقال انواع پیامها در هر قسمت مدنظر قرار می دهد. این مجموعه قادر است هم مخاطب خود را در طول یک یا دو سال با مفاهیمی اخلاقی و مشخص آشنا کند و هم مخاطبی را که تنها یک یا دو قسمت از این مجموعه را تماشا می کند راضی نگه دارد.
بنابراین مخاطب این گونه مجموعه ها علاوه بر این که داستانی کامل و مشخص را در هر قسمت تماشا می کند در انتظار داستان دیگری که شاید چند سال به درازا کشد نشسته تا در نهایت این کلاف پیچیده از ارتباط میان شخصیت های داستان را درک کند.
این سبک روایی گرچه بسیار ساده و جذاب به نظر می رسد اما در عمل چندان ساده نیست چراکه تعامل این دو روایت که در امتداد یکدیگر قرار دارند باید به گونه ای باشد تا عدم هماهنگی و پراکندگی را در ذهن بیننده سبب نشود.
از سوی دیگر شخصیت هایی که برای چنین سریال های طولانی در نظر گرفته می شوند باید دارای ویژگی های مشخص ، دقیق و متعددی باشند تا علاوه بر جایگیری در ارتباط میان دیگر کاراکترهای ثابت با شخصیت های متغیر که در هر قسمت شکل جدیدی به خود می گیرند، تعاملی هماهنگ و منطقی داشته باشند.

کارگردانی متناسب با فضای داستان
در کنار عناصری که در فیلمنامه حائز اهمیت است ، سبک کارگردانی در «پرستاران» نیز قابل تامل است. اکثر صحنه هایی که در هر قسمت مشاهده می کنیم در یک مکان بسته که همان بخش است ، طراحی شده است.
از این رو عناصر بصری به عنوان عاملی که بتواند در این مکان بسته ، پویایی را به ذهن بیننده انتقال دهد نقش مهمی را در موفقیت این مجموعه ایفا می کند. دوربین گرچه در فضایی محصور است ، اما با حرکتهای صحیح و بموقع خود ریتم یکنواخت را درهم شکسته و فضایی کاملا زنده و پویا را خلق می کند. این نکته با دقت در نماها و صحنه های متفاوت بخوبی قابل مشاهده است.
به عنوان نمونه هنگامی که دو شخصیت در یک فضایی ایستا دیالوگی را بین یکدیگر رد و بدل می کنند و فضایی کاملا عاطفی خلق می شود به ناگاه بیمار دیگری که وضعیت اورژانس دارد وارد بخش شده که بالطبع سبک کارگردانی ، یعنی میزانسن ، موسیقی و حرکت دوربین کاملا عوض شده تا یکنواختی را از ذهن بیننده دور کند.
این ریتم از ابتدای هر قسمت تا انتها بخوبی رشد می کند تا بتواند درام و نوع رابطه بین شخصیت ها را به زیبایی و با زبانی ساده به مخاطب انتقال دهد. از این روست که «پرستاران» در عین تاثیرگذار بودن ، بسیار ساده به نظر می رسد؛ آنقدر ساده که هر بیننده ای حس می کند خود در آن مکان قرار دارد.

احمد جزایری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها