نگاه هفته

آگاهی در دل سرگرمی از نمایش تا بینش

از هر منظری به هنر نمایش و انواع آن بنگریم نمی‌توانیم منکر کارکرد سرگرمی‌ساز آن شویم. سرگرمی در اینجا هم هدف و هم وسیله است و گاه این دو کارکرد چنان در‌هم تنیده می‌شود که قابل تمیز و تفکیک نیست، اما برخی از ژانرهای نمایشی سویه آگاهی‌بخشی بیشتری از ژانر‌های دیگر دارد. مثلا اگر دو ژانر کمدی ـ تاریخی را در کنار هم قرار دهید منطقی است که کارکرد سرگرم‌کننده اولی بیشتر از دومی بوده و کارکرد آگاهی‌بخشی دومی بیش از اولی باشد.
کد خبر: ۸۵۴۹۸۷

سریال‌های تاریخی چه تاریخ ملی و چه تاریخ مذهبی فارغ از وجوه سرگرم‌کنندگی‌اش برای مخاطب ایرانی از منظر دیگر هم جذاب است و آن کنجکاوی اجتماعی برای فهم و شناخت و درک وقایعی است که در این سرزمین رخ داده یا کشف و آگاهی از شخصیت‌های مهم تاریخی! تصویری بودن هنر نمایش به‌ویژه در مدیوم تلویزیون کمک می‌کند تا مخاطبان تصویر دراماتیکی شخصیت‌های تاریخی را با تصویر ذهنی خود از آنها بسنجند و انطباق یا افتراق آن را بفهمند. خود این واکاوی و انطباق واجد لذتی از جنس مکاشفه است که می‌توان آن را با آشنازایی و آشنایی‌زدایی به‌عنوان دو عنصر دراماتیکی قیاس کرد.

این فرآیند کمک می‌کند تا مخاطب تصاویر غلط خود را درباره برخی وقایع یا شخصیت‌های تاریخی را اصلاح کرده یا بر اطلاعاتش افزوده شود. از سوی دیگر مخاطب را نسبت به اهمیت یک واقعه تاریخی از حیث سیاسی ـ اجتماعی یا فرهنگی سوق می‌دهد و نوعی برجسته‌سازی رسانه‌ای اتفاق می‌افتد، اما آنچه که فراتر از این مواردی که اشاره شد سریال‌های تاریخی می‌تواند درک تاریخی و قدرت تحلیل مسائل دیروز و امروز را در مخاطب تقویت کرده و از نمایش به بینش پل بزند.

به عبارت دیگر مجموعه‌های تاریخی تلویزیون نمایشی است که می‌تواند نگرش و بینش تاریخی مخاطب را ارتقا بخشیده و او را نسبت به اتفاقات مشابه روز حساس و عاقل‌تر کند. اگر معتقد باشیم تاریخ تکرار می‌شود این مجموعه‌ها می‌تواند تجربه این را به دو شکل رقم بزند. یکی این‌که در صورت تکرار نفس وقایع تکراری به مخاطب کمک کند تا مواجهه عقلانی و مبتنی بر شناخت تاریخی در برابر آن داشته باشد و از سوی دیگر از وقوع و تکرار برخی وقایع تلخ تاریخی جلوگیری کند؛ البته مستلزم این است که یک اثر تاریخی از حیث سینمایی و فیلمنامه و به‌طور کلی مولفه‌های نمایشی آن‌قدر جذاب بوده و دافعه‌برانگیز نباشد تا مخاطبان بیشتری به پای تماشای آن نشسته و این آگاهی تاریخی تصویری تکثیر و بازتولید شده و در نهایت به یک شعور اجتماعی بدل شود، لذا نباید از ظرفیت‌های اجتماعی و فرهنگساز مجموعه‌های تاریخی به‌ویژه تاریخ معاصر که سنخیت و نزدیکی بیشتری با مخاطب دارد، غافل بود و در دل این سرگرمی به تولید، توزیع و نشر آگاهی و خودآگاهی تاریخی در مخاطب اندیشید. اولین شرط رسیدن به این نقطه جلب اعتماد مخاطب است که او باور کند تاریخ در حال تعریف است نه تحریف، لذا اهتمام و اصرار بر صحت و صدق تاریخی این آثار چه‌بسا مهم‌تر از سطح کیفی هنری آن باشد چون هر چقدر هم یک مجموعه تاریخی از تکنیک و بضاعت‌های فنی بهره ببرد، اما اعتماد مخاطب را به حقیقت این روایت جلب نکند راه به جایی نخواهد برد!

سید‌رضا صائمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها