سینما در سیما

غمناک‌ چون‌ زندگی

فیلم سینمایی نگهبان خواهرمن (که در ایران با نام «به خاطر خواهرم» هم ترجمه شده) فیلمی در ژانر درام و عاطفی، ساخته کارگردان مطرح آمریکایی نیک کاساویتس در سال 2009 میلادی است.
کد خبر: ۸۵۰۶۲۴
غمناک‌ چون‌ زندگی

به گزارش جام جم آنلاین، فیلم داستان خانواده بحران‌زده و غمگینی با نام فیتزجرالد است که مدت‌هاست با بیماری سرطان دخترشان دست به گریبان هستند و هیچ راهی برای بهبودش نمی‌یابند تا این‌که به پیشنهاد غیررسمی یکی از دکترهای بیمارستان تصمیم می‌گیرند تحت شرایط ژنتیکی کنترل شده، فرزند دیگری را به دنیا بیاورند تا از سلول‌های بنیادی و خون او برای نجات دختر استفاده کنند. حالا این عضو جدید خانواده، یعنی آنا بزرگ شده و به مرز 11 سالگی رسیده است، بی‌آن‌که بتواند از هیچ‌یک از تفریحات و شادی‌های نوجوانان همسن و سال دیگرش استفاده کند و زندگی‌اش تحت تاثیر این بحران خانوادگی و محدود به محیط بیمارستان و آزمایشگاه می‌گذرد. آنا که فهمیده دلیل زندگی‌اش تنها به خاطر قربانی شدن برای خواهر بزرگ‌تر است، تصمیم می‌گیرد سراغ یک وکیل نامدار رفته و از خانواده‌اش به دلیل این سوءاستفاده پزشکی شکایت کند؛ تصمیمی که در انتهای فیلم مشخص می‌شود از سوی همان خواهر بزرگ‌تر مبتلا به سرطان به او پیشنهاد شده بود.‌ موضوع سرطان، عواقب و بحران‌های ناشی از آن در میان خانواده، موضوع تازه‌ای در هالیوود نیست و هرساله فیلم‌های زیادی با این مضمون و ایده ساخته می‌شود، هرچند موفقیت همه این فیلم‌ها به یک اندازه نیست. موفق‌ترین نمونه‌اش هم طی این چند سال، فیلم «خطای ستارگان بخت ما» به کارگردانی جاش بون بود که هم در گیشه بسیار موفق ظاهر شد و هم به خاطر خوش‌ساخت بودن و داستان خوبش در جمع‌های مختلف سینمایی مورد تحسین قرار گرفت. اما اولین بهانه اصلی تماشای فیلم نگهبان خواهر من، امضای هنری کار به خاطر نام کارگردانش یعنی نیک کاساوتیس است؛ کاساوتیس که پیش از این سابقه ساخت اثر مطرح و پرفروش «دفترچه خاطرات» را در کارنامه دارد، به مخاطبانش خوب نشان داده که با زیر و بم ساخت فیلم‌های درام و عاطفی آشناست و اصطلاحا رگ خواب مخاطبانش را در دست دارد. او این بار هم سراغ داستانی شدیدا تلخ و احساسی بر اساس کتابی به همین نام نوشته جودی پیکولت رفته و تاثیر این بحران را در خانواده فیتزجرالد به تصویر کشیده است؛ جایی که تمام روابط و زندگی فردی اعضای خانواده از دست رفته و در واقع شکایت کردن آنا و به دادگاه کشیدن پدر و مادرش تلنگری برای به خود آمدن این افراد محسوب می‌شود.‌ فیلم اگر چه خوش‌ساخت است، اما ضعف‌هایی هم دارد. برخی شخصیت‌های داستان مثل پدر و برادر خانواده چندان به درستی شکل نگرفته‌اند و انگار فقط در حد تصویری متحرک در فیلم حضور دارند، بدون این که ما از افکار اصلی و درونی‌شان جویا شویم. گویا تمرکز اصلی فیلمساز بر موضوع سرطان باعث غفلت او از چنین جزئیاتی شده و در لحظاتی فضا را به سمت کلیشه بودن سوق داده است؛ هرچند در عوض به شخصیت‌های آنا و مادرش و نیز وکیل داستان پر و بال بیشتری داده شده و شخصیت‌هایشان این اجازه را داشته‌اند که به موازات داستان احساساتشان را بروز بدهند و خودی بنمایانند.‌ در انتها باید به حضور بازیگران فیلم هم اشاره کرد. شاید متفاوت‌ترین اتفاق این فیلم، نقش‌آفرینی کامرون دیاز در نقش مادر خانواده است که بعد از مدت‌ها بازی در فیلم‌های سطحی و چهره محور، گویی بالاخره تصمیم گرفته حضور در فضاهای متفاوت‌تری از سینما را هم امتحان کند و در این فیلم تا حدی موفق بوده است. بازی ابیگیل برسلین در نقش شخصیت اصلی داستان، آنا هم هدایت شده و تاثیرگذار است و در راس سوم این مثلث، الک بالدوین به‌عنوان وکیل حقوقی ماجرا حضور دارد که بخشی از داستان از طریق او روایت می‌شود.‌ فیلم سینمایی «نگهبان خواهر من» جمعه هفته گذشته از شبکه 2سیما پخش شد.

زهرا غفاری

جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها