«راه شب» درکوچه های مولوی

اعتراف می کنم که تا حالا این همه کوچه برآمده بر یکدیگر، تنگ ، شلوغ و بی قاعده و نظم ندیده ام. شب است و خیابان های اطراف مولوی از همان شلوغی همیشگی آدم و ماشین و گاری دستی کیف می کند.
کد خبر: ۸۴۴۰۸

بجز چشم گربه هایی که در تاریکی محض کوچه برق می زند، گهگاه بوی غذایی از چاردیواری کوچک آشپزخانه ها توی کوچه لمبر می خورد و آدمهای کوچه را سرحال می آورد. گیج شده ام.
چند بار خیابان را بالا پایین می کنم و سرانجام کوچه ای را که منوچهر رهنما، جانشین تولید سریال به من نشانی داده ، پیدا می کنم.
اینجا یک محله کارگرنشین است که در اغلب خانه ها، کارگاه های کوچک کشبافی روزها فعال است. در کوچه های تنگ و دراز که به زحمت 2نفر می توانند در یک زمان از آن عبور کنند، زایده های وسایل کشبافی از نخ و قرقره و خرده پارچه های رنگارنگ گرفته تا آشغال های معمولی که در سیاهی شب آنقدرها به چشم نمی آیند، وجود دارد.
وقتی از چند کوچه باریک دیگر می گذرم ، به خانه ای در انتهای این کوچه های تودرتو راهنمایی می شوم که چیزی شبیه همه خانه های دیگر اینجاست.
در حیاط کوچک خانه جز تراولینگی که دوربین مصطفی احمدیان ، تصویربردار سریال راه شب روی آن قرار دارد، در اطراف چند گاری دستی و وسایل کشبافی و چیزهای دیگر هم دیده می شود.
توی باغچه کوچک خانه ، تاک انگوری قد کشیده که در کنار چند گلدان کوچک خانه بیشتر از همه به چشم می آید. یک نفر با شیلنگ آبی روی درختها و شیشه های پنجره آب می پاشد.
داریوش فرهنگ با دست گچ گرفته شده در گوشه ای ایستاده و با چند نفر صحبت می کند. با آن صدای زنگ دار که از صدای دیگران قابل تشخیص است ، درباره صحنه هایی که امشب قرار است تصویربرداری شود، صحبت می کند. وقتی مرا می بیند به گرمی به استقبالم می آید و با هم احوالپرسی می کنیم.
داریوش فرهنگ سال پیش با مجموعه طلسم شدگان میهمان خانه ها بود. یک داستان امروزی که برخورد 2طبقه اجتماعی را روایت می کرد و در آن بازی مهدی هاشمی ، بیتا فرهی ، پرویز پورحسینی در کنار جوان ترهایی مثل زیبا بروفه و امین زندگانی بسیار به چشم آمد.
حالا او مدتهاست که مشغول ساخت یک سریال تازه است که حال وهوایی کاملا متفاوت دارد؛ سریالی که به صورت اپیزودیک تهیه می شود و بنابر شنیده ها تنها وجه اجتماعی و رئال بودن سریال است که این داستان ها را به هم پیوند می دهد.
داستان های این مجموعه در فضا و موقعیت های مختلفی روی می دهد و در آن زندگی آدمهایی تصویر می شود که حتی مجالی برای دیده شدن نیافته اند.
این مجموعه تلویزیونی با استفاده از داستان هایی که از بطن اجتماع گرفته شده، زندگی مجری برنامه رادیویی «راه شب» را روایت می کند که در هر برنامه با اسرار و خاطرات شنوندگانی که با او تماس می گیرند، آشنا می شود و آرام آرام به نوعی در مسیر زندگی آنها قرار می گیرد. اگرچه محمدعلی کشاورز، رضا بابک ، حسین محب اهری ، غزل صارمی ، افسانه ناصری ، مسعود بازیاری ، نادر سلیمانی ، مارال فرجاد، عطیه معصومی و تورج فرامرزی ، بازیگران نام آشنای این طرح هستند؛ اما بسیاری از بازیگران این اثر شناخته شده نیستند.
داریوش فرهنگ در این اثر سعی کرده است از حضور نابازیگرانی استفاده کند که شناخته شده نیستند. او قصد دارد با این تمهید به باورپذیری داستان هایش از سوی مخاطب کمک کند.
محمد مسعود، تهیه کننده این مجموعه تلویزیونی است که پیش از این تهیه کننده سریال هایی مثل معصومیت از دست رفته و هزاران چشم بوده است. تجربه موفق هزاران چشم باعث شده که این بار هم با همان رویکرد مجموعه ای دیگر را جلوی دوربین ببرد. بازتاب های سریال هزاران چشم خیلی خوب بود. بنابراین تصمیم گرفتیم باز هم در همان حال وهوا یک مجموعه تازه بسازیم.
در ابتدا که این طرح پیشنهاد شد، احساس کردم کار خوبی می شود بعدا که موضوعات ، طرحها و قصه ها نوشته شد، بیشتر احساس رضایت کردم. البته راه شب، مشکلات تولید خودش را داشته است. مسعود درباره مشکلات پیش روی ساخت چنین آثاری می گوید: اصلا ساخت کارهای اینچنینی به علت جابه جایی زیاد، لوکیشن های متعدد و انبوه بازیگران خیلی مشکل است.
ممکن است یک سریال 40قسمتی در یک لوکیشن متمرکز با سختی کار کمتری ساخته شود، ولی در سریال ما از آنجا که هر اپیزود حال وهوای متفاوتی دارد، با مشکلات بیشتری روبه رو هستیم. مترو، زیر آسمان آبی ، دختری با شاخه گل نرگس، 20سال انتظار، یکی آن بالا مرا دوست دارد، کژال ، غول ، سرباز، شب مهتاب و سلام آقای بازیگر اسامی بعضی از اپیزودهای این سریال هستند.
به نظر می رسد داستانی های این مجموعه آن چنان پیچیده نباشند در واقع سادگی ماجراهاست که باعث می شود مخاطب با اثر احساس نزدیکی کند.
خود فرهنگ درباره یکی از اپیزودهای این مجموعه به نام سالهای تنهایی می گوید: این اپیزود از آدمهای آشنا و ناآشنایی صحبت می کند که هر روز دور و برمان می بینیم.
مثل یک معلم ، آرایشگر، یا حتی راننده آژانس که صبح زود از خواب بر می خیزند و شبها خسته از راه دراز روز سر به بالین می گذارند. انگار مسابقه ای برای زیستن دارند. زیستی که هرگز فرصت دیدن و لذت بردن از آن را نمی یابند. آنقدر اسیر شرایط روزمرگی خود هستند که تنها راه رهایی از آن را در خفتن می بینند.»

خانه غربتی ها
سکانس هایی که امشب تصویربرداری خواهد شد، مربوط به خانه غربتی هاست. در این اپیزود، خود فرهنگ هم بازی دارد.
او نقش ستار را بازی می کند که به علت مشکلاتی که در ارتباط با چک پیدا می کند، زندانی می شود؛ اما نزدیکی های عید چند روز به او مرخصی داده می شود تا با خانواده اش ملاقات کند؛ ولی در مواجهه با چند شرخر مجبور می شود که با آنها گلاویز شود.
سرانجام او موفق می شود همسرش شریفه را در خانه غربتی ها به همراه چند زن دیگر پیدا کند که در خانه مرد ابن الوقتی به نام «رضا ده و پنج دقیقه» زندگی می کند. او روزها خانه را به کارگران و شبها به زنان بی سرپناه کرایه می دهد؛ اما این پایان ماجرا نیست.
فرهنگ با زنهای داخل اتاق صحبت می کند و بعد نوع میزانسن و حرکت دوربین را مشخص می کند. چون قصه در نزدیکی های سال نو روی می دهد، این حس وحال با ریختن باران بر شیشه پنجره ها و شاخ و برگ درختان تقویت می شود.
در این صحنه ، قرار است یکی از زنهای داخل اتاق به طرف تلویزیون خراب سیاه و سفید خانه برود و آن را روشن کند و دیالوگی بگوید و دوربین احمدیان هم از بیرون اتاق او را در قاب داشته باشد.
چند بار این صحنه تکرار می شود؛ اما هر بار به دلیلی مورد رضایت فرهنگ قرار نمی گیرد. در نهایت ، یکی از پلانها موردپسند فرهنگ قرار می گیرد. نقش مقابل فرهنگ را سارا خوئینی ها بازی می کند. این دو در سریال معصومیت از دست رفته هم با هم همبازی بوده اند.
او امسال در فیلم اسپاگتی در هشت دقیقه بازی کرد و به نوعی خاطره بازی اوماترومن را در «بیل را بکش» زنده کرد.
خوئینی ها در این اپیزود نقش زنی زخم خورده به نام شریفه را بازی می کند که در مناسبات اجتماعی جایگاهی ندارد؛ اما می کوشد به هر طریقی زندگی خود و خانواده اش را به سامان برساند.
در هر داستان این مجموعه ، به طور متوسط 5بازیگر به ایفای نقش می پردازند؛ اگرچه قرار بود مهدی هاشمی ، بازیگر اصلی این سریال باشد؛ اما به دلیل ایفای نقش در سریال دکتر قریب به کارگردانی کیانوش عیاری که به طول انجامیده است هنوز بازیگر این نقش انتخاب نشده است.
این سریال به نویسندگی جابر قاسمعلی در 26قسمت 50دقیقه ای برای گروه فیلم و سریال شبکه 3سیما آماده می شود.
قاسمعلی درباره داستان های این مجموعه می گوید: «در واقع اکثر موضوعات داستان های این مجموعه اجتماعی است. مسائلی که مردم با آن درگیر هستند و به نوعی برایشان مساله است. راستش مخاطب خاصی برای این مجموعه تعریف نکردیم. همه گروههای سنی از زن و مرد و پیر و جوان می توانند مخاطب این اثر باشند؛ چراکه آدمهای مختلف در گروههای سنی مختلف قهرمان های ما را تشکیل می دهند.»
او با توضیح این که بعضی داستان های این مجموعه اساسا واقعی است ، می گوید: سعی کردیم تا حد امکان به واقعیت نزدیک شویم. بعضی از داستان های این مجموعه واقعی است؛ اما در عین حال قصه هایی هم داریم که شاید نعل به نعل با واقعیت نباشد. شاید خود آدمها واقعی باشند؛ اما داستان آنقدر واقعی نباشد.
در عین حال ، بعضی داستان ها کاملا متفاوت است و بعضی دیگر دلمشغولی های قبلی خود من بود که حالا مجالی برای ظهور یافت. داریوش فرهنگ در این اپیزود که شب سال نو نام دارد، با هیاتی کاملا جدید ظاهر شده است.
او با آن ریش جوگندمی و آن دست شکسته در بین گروه کاملا متمایز است. منوچهر رهنما برایم توضیح می دهد که چگونه چند روز پیش ، هنگام تصویربرداری یکی از سکانس های مربوط به زدوخورد فرهنگ با شرخرها، دست او واقعا می شکند و حالا گروه تصمیم گرفته است صحنه های بعد از درگیری را تصویربرداری کند و به مجرد بهتر شدن دست فرهنگ صحنه های باقی مانده تصویربرداری شود.
در این مجموعه ، خسرو کیوان مهر، محمدهادی فدوی ، مهدی حبیبی پور، مجید شهبازی به ترتیب به عنوان مدیر صدابرداری ، طراح لباس ، طراح گریم و مدیر تولید فعالیت می کنند.
امشب قرار است 3سکانس خیلی مهم در خانه غربتی ها تصویربرداری شود؛ خانه ای که هیچ چیزش به خانه ای که سال نو به آن وارد شود، شبیه نیست. دوربین احمدیان یک بار دیگر آماده می شود تا صحنه ای دیگر را در قاب بگیرد.
همه چیز آماده است ؛ صدا، دوربین ، حرکت. از حیاط خانه که بیرون می آیم ، باز هم کوچه های تنگ اطراف مولوی پیچیده در شولای شب در برابرم قرار دارد. «راه شب» راه درازی است...

مهدی غلامحیدری
gholamheydari@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها