ای کاش برزیل این قدر قوی نبود

در حالی که از قرعه کشی دور پایانی جام جهانی فوتبال 2006 چندین و چند روز می گذرد و 32تیم حاضر در صحنه ، تکلیف خود و حریفان مرحله نخست شان را شناخته اند و همگان می خواهند بدانند نظر په له، سلطان افسانه ای و برزیلی و بازنشسته این ورزش چیست
کد خبر: ۸۲۴۹۸
؛ مردی که در هیات یک بازیگر 3بار به سالهای 1958، 62و 70این جام را برده است ، حالا بازیگران مستعد پرشماری را در ترکیب تیم ملی کشورش می بیند که هر تیم دیگری آرزوی تصاحب آنان را دارد و از آن جمله اند رونالدینیو، رونالدو، روبی نیو، کاکا، روبرتو کارلوس ، آدریانو، جونینیو، باپ تیستا و دیدا، حضور آنها باعث شده است خیلی ها حتی پیش از قرعه کشی دور پایانی جام که جمعه شب 18آذر در شهر لایپزیک انجام شد و به واقع از همین حالا برزیل را قهرمان بی چون و چرای جام بدانند و په له هم این فرضیه را چندان رد نمی کند.
په له مشهورترین و بزرگترین بازیکن تاریخ فوتبال جهان است اما در کشورش روماریو از او محبوب تر است. مردی که حتی اکنون در حوالی سن 40سالگی آقای گل ابرقدرت فوتبال جهان به شمار می رود.
مروارید سیاه معتقد است تحت هیچ شرایطی و به رغم حضور ستاره های مزبور در ترکیب برزیل، این تیم با تیمی که سال 1970با در برداشتن او و همچنین ریوه لینو، جرزینهو، توستائو، جرسون و کلودو آلدو جام جهانی را برای سومین بار فتح کرد و به این خاطر جام ژول ریمه را برای همیشه به خانه برد، قابل قیاس نیست : «بله. کمتر از 6ماه مانده به شروع دور نهایی در خاک آلمان ، برزیل بهترین تیم نشان می دهد و شانس دار اول فتح جام است ، اما قیاس آن با تیم سال 1970ما قدری پیچیده و موضوعی دشوار و نسنجیده و اشتباه است. حتی یادم می آید که سال 1970نیز تیم ما را با تیم سال 1958قیاس می کردند و آن سال اولین موردی بود که جام جهانی را برده بودیم.
از نظر من تیم سال 1958به لحاظ داشتن توانایی های انفرادی و بازیکنان صاحب مهارت های فردی فزون تر در سطح بالاتری نسبت به سال 1970قرار داشت و در این ارتباط باید از دی دی ، زاگالو (کمک مربی فعلی تیم ملی برزیل )، سانتوز و گارینشا یاد کنم.
آنچه ما سال 1970افزون بر شرایط موجود در سال 58دراختیار داشتیم ، وقت برای تدارک و تمرین بیشتر بود. در آن زمان بازیهای تدارکاتی و دوستانه مثل الان مرسوم نبود و در نتیجه ما دور یکدیگر جمع می شدیم و کار گروهی و تمرین می کردیم و چون تعداد دیدارهای باشگاهی نیز در دنیا به اندازه امروز نبود، ما می توانستیم وقت زیادی را به کار در اردو و بالا بردن هماهنگی های خود اختصاص بدهیم. اینچنین بود که دیدید تیم آن سال ما آن همه منظم و هماهنگ و صاحب وحدت عمل و رویه بود.»

یک کار ناممکن
اما با بساط کنونی فوتبال جهان و با صدها مشغولیتی که فوتبالیست های روز برای خود ایجاد کرده اند و مسابقه های فشرده و پرتعدادی که مدیران فوتبال دنیا فراهم آورده اند، په له معتقد است چنان تکرار فرمی که گفتیم، از سوی فوتبالیست ها و تیمهای فعلی دنیا غیرممکن است: «کارلوس آلبرتو پری یرا (سر مربی فعلی تیم ملی برزیل ) نمی تواند یک سال و حتی یک هفته با شاگردانش کار کند.
بازیگران فوق العاده ای در اردوی ملی برزیل حاضرند، اما آنها از فرهنگ های متفاوت در لیگهای مختلفی در دنیا می آیند و در نتیجه بدل کردن آنها به یک تیم واحد و هماهنگ بسیار سخت است. این شرایط را نمی توان با سال 1970قیاس کرد. در آن زمان همه چیز برای ساختن تیمهایی یکدست فراهم بود».

پرشانس بودن خوب نیست
په له مثل پری یرا که سابقه قهرمان کردن برزیل در جام جهانی 1994را هم دارد، معتقد است نگاه تمام جهانیان به برزیل به عنوان امیددار مطلق قهرمانی در رقابت های 2006 نه فقط بهره ای برای زرد و آبی پوشان ندارد، بلکه می تواند بسیار هم مضر باشد:
«ببینید، هر کشوری که با این میزان شانس و برتری به جام جهانی می رود معمولا مشکل دارد و با مسائل عدیده ای مواجه می شود.
دیدید که بر سر فرانسه و آرژانتین در جام جهانی قبلی چه آمد، آنها حتی از گروه خود نیز صعود نکردند. در سال 1982تیم برزیل بهترین تیم در جام جهانی اسپانیا بود اما حتی به نیمه نهایی هم نرسید.
هلند چه در جام جهانی 74و چه 78بهترین بود، اما فقط نایب قهرمان شد. به همین علت است که می گویم ای کاش برزیل اینقدر قوی و از دید همگان شانس دار اول نبود و بدون فشار و بار روانی شناسایی شدن به عنوان برترین تیم جام به آلمان می رفت تا تحت فشار شدید قرار نگیرد؛ البته در قوی و بسیار خوب بودن تیم کشورم هیچ تردیدی ندارم».

فقط یک بار
طی تاریخ 76ساله برپایی جامهای جهانی و در تمامی 17دوره قبلی آن ، فقط یک بار روی داده است که برزیل توانسته باشد در زمان برپایی پیکارها در اروپا قهرمان شود و این به سال 1958در خاک سوئد برمی گردد؛ اما په له می گوید آن کار نادر اینک آسان تر و نسبت به گذشته مقدورتر شده است ، زیرا بسیاری از مهره های فعلی تیم ملی برزیل در اروپا بازی می کنند و در نتیجه با شرایط موجود کاملا اخت هستند و به زعم په له ، البته این مساله برای بیشتر کشورها صدق می کند زیرا آنها هم لژیونرهای اروپایی متعددی دارند: «وقتی به سوئد می رفتیم ، من اولین جام جهانی عمرم را پیش رو می دیدم و 17سال هم بیشتر نداشتم و حتی حضور در تیم ملی نیز برای من یک رویا بود.
برای نخستین بار بود که به اروپا می رفتم. محل تمرین ما با مکان استقرار تیمهای سوئد و انگلیس فاصله ای نداشت. به خودمان و دیگران نگاه کردم. دیدم در تیم ما سیاهپوست زیاد است ، اما در دیگر تیمها نه. از خودم پرسیدم چرا؛! تعجب کرده بودم ».

فیفا بالاتر از سازمان ملل
اما آن زمان گذشت و 47سال پس از آن واقعه په له می گوید مسرور است که با درخشش اش پایه گذار توفیق سیاهپوست ها در دنیای فوتبال شده است: «حالا به هر تیمی که نگاه می کنم ، می بینم بازیکنان سیاه هم دارند و شرایط اجتماعی بسیار عوض شده است.
فوتبال باعث نزدیکی کشورها و ملتها می شود و بزرگترین جامعه جهانی را شکل داده است و تعداد کشورهای عضو فیفا (206مورد) حتی از اعضای سازمان ملل نیز بیشتر است. احساس غرور می کنم که جزیی از این دنیا هستم و در تعالی و رشد آن نقش داشته ام و امیدوارم جام 2006هم این روند را تقویت کند، صرف نظر از این که کدام تیم و کدام کشور جام قهرمانی را خواهد برد».

داستان آقای گل شدن روماریو
در 40سالگی برای روماریو آقای گل شدن در لیگ کشورش اصلا واقعه ای تازه و رویدادی بی زمینه نیست و او در سال 2001و در 36سالگی اش نیز این مقام را به دست آورده بود.
با این حال سال پیش وقتی روماریو از فلومیننسه اخراج شد و آن واقعه را ضمیمه و پی آمد مصدومیت های مکرر خود در طول آن فصل کرد و با خودی و غریبه بر سر دستمزد بیش از حد و انصافی که در آن باشگاه می گرفت مجادله کرد، به نظر می رسید کارش دیگر تمام شده باشد و بازنشستگی برایش بهترین راه و گزینه جلوه می کرد.
اما او چنین کاری نکرد و برای سومین بار در عمرش به واسکوداگاما، باشگاهی که سالها پیش فوتبال جدی و رسمی اش را در آن شروع کرده بود، ملحق شد و آنجا دوباره اوج گرفت و به نقطه فعلی رسید تا دوباره آقای گل کشورش شناخته شود.
البته در روز آخر فصل همه نفرات تیم واسکوداگاما نیز در خدمت وی بودند و هر چه توپ به پایشان می رسید، به روماریو پاس می دادند تا او با آن تعداد گلهایش را بالا ببرد و از رابسون که حریف اصلی اش در صدر جدول گلزنان بود عبور کند و به تنهایی آقای گل فصل شود.
در این راستا روماریو برخلاف تخصص و عادتش 2گل صددرصد را از دست داد و نتوانست دروازه خالی را هدف بگیرد، ولی سرانجام در دقیقه 16از نقطه پنالتی دروازه پارانا را فرو ریخت و در نیمه دوم دوباره از نقطه پنالتی و در ضربه ای که داور یک بار فرمان تکرار آن را داد، گل دومش را نیز که به آن نیاز داشت ، به ثمر رساند.
این بار ضربه اول این مهاجم سابق آیندهوون و بارسلونا را به واقع فلاویو دروازه بان پارانا دفع کرد و با این که روماریو ضربه ریباند شده را در دروازه نشاند، اما داور پیشتر سوت زده و حرکت زودهنگام این سنگربان را خطا اعلام کرده و دستور تکرار آن را داده بود.
روماریو ضربه دوم را آسان تر و با تسلط بیشتر گل کرد و لحظاتی بعد بازیگران پارانا آنقدر اعتراض کردند و تکرار پنالتی را ناصحیح شمردند که داور فلاویو را اخراج کرد.

افتخاری بسیار غیرمنتظره
دقایقی بعد روماریو گل سومش را نیز زد، اما این بار داور به سود پارانا رای داد و گل را آفساید و مردود شناخت ولی برای این مهاجم نامدار که حالا موهای کوتاه دو طرف سرش تقریبا سفید شده، فرقی نکرد، زیرا او با همان 2ضربه پنالتی اش کار را تمام کرده و آقای گل شدنش را 20سال پس از ظهور اولیه اش ، یک بار دیگر قطعیت بخشیده و به افتخاری بسیار غیرمنتظره رسیده بود. روماریو کارش را به فوتبال برزیل زود و از عنفوان جوانی شروع کرد و با گلزنی هایش در المپیک 1988، آنجا که برزیل پس از اتحاد شوروی دوم شد، شهرتی بهم زد و آیندهوون مهاجمی را که در نگاه اول کوتوله ای عادی ولی در نگاه دوم نوعی نابغه چشمگیر نشان می داد به استخدام خود درآورد و وی نیز آنقدر گل زد که بارسلونا وی را جذب خویش کرد و او در عصری که یوهان کرویف هلندی مربی بارسا و امثال هریستو استویچکوف بلغاری همبازیانش بودند، در نوکمپ هم گلهای زیادی زد.
اما اوج درخشش او در جام جهانی 1994بود که با زدن 5گل حرفه ای و فرصت طلبانه ، نه تنها عامل اصلی در به ثبت رسیدن چهارمین قهرمانی برزیل در جامهای جهانی جلوه کرد، بلکه ستاره جام نیز شناخته شد و مقام مرد سال فوتبال دنیا را به دست آورد. او پس از یک فصل حضور ناموفق در والنسیا و در حالی که به آرامی بهانه گیری ها و چانه زدن هایش با این و آن بر توانایی های فنی او سایه می انداخت.
از اواخر دهه 1990به برزیل بازگشت و در فلومیننسه و اسکوداگاما حضورهای خبرساز دیگری را تجربه کرد که هرچند با جنجال ها و مسائل حاشیه ای بسیاری همراه بود و خود او نیز بحران های زیادی را موجب شد، اما هیچ کس نتوانست منکر ارزشهای فنی او شود.

واپسین یادگار
مقام آقای گلی اخیر او در لیگ برزیل و در شرایطی که سن و سالی بسیار بالا (بخصوص برای یک بازیکن خط حمله) دارد، آخرین سند کارایی و صلاحیت او در دنیای فوتبال و از واپسین یادگارهای ماندگار مردی تمام نشدنی است که میزان احاطه و کنترلش بر توپ واقعا شگفت انگیز است و خصوصیات فوق را حتی حالا نیز تا حدی حفظ کرده است و این طور که شرایط گواهی می دهد و خودش نیز به آن اشاره کرده ، تا یک سال دیگر هم در صحنه و در میان بازیگران این رشته خواهد ماند.

مترجم: وصال روحانی
منبع: Times
8 و3 دسامبر
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها