«خنداندن ایرانی جماعت کار خود حضرت فیل است» نمی دانم این جمله را کی گفته. اما به نظرم خیلی درست و کامل و البته بجا گفته. هر چند گفتن این جمله کمی ملال آور و کلیشه ای شده اما حقیقت دارد
کد خبر: ۸۱۱۰۴
که جامعه پیچیده و نسبتا پرسوتفاهمی داریم و از آن مهمتر این که مردم این جامعه پیچیده یکی از ابرقدرت های طنز و شوخی و مطایبه و اشاره های ظریفند و اگر قرار باشد مسابقه ای ، چیزی چنان که در دنیا حالا مرسوم شده برای هر چیزی مسابقه ای بگذارند حتما یک پای فینال خواهیم بود!
اما معنی این حرف این نیست که شادی و اصولا فرهنگ شادی به اندازه کافی در جامعه وجود دارد. به دور و بر خودمان نگاه بیندازیم و ببینیم که گرمای شادی و نشاط چقدر در جامعه وجود دارد و متولیان مربوط اصلا اگر وجود داشته باشند در تولید این فرآیند چقدر سهم دارند.
تلویزیون به هر حال در این پروسه نقش غیرقابل انکاری دارد و می تواند کارکردی این گونه نیز پیدا کند و در اغلب موارد سعی می کند با ساخت انواع و اقسام مجموعه های طنز این خلا را پر کند؛ اما از آنجا که طنز در وجهی دوسویه قرار می گیرد که هم نیش می زند و هم می خنداند، خیلی ها ممکن است آن را برنتابند که البته طبیعی است.
مدتی است که «شبهای برره» از شبکه 3سیما پخش می شود. اگر چه پیش از این نیز برره برای خودش معرف یک فرهنگ ، جغرافیا، خاستگاه و البته یک ویژگی بود، اما حالا و بعد از پخش سری جدید همه نگاه ها را بیش از پیش متوجه خود کرده و به همان اندازه هم حساسیت ها را برانگیخته است.
شاید بعضی از صحنه های این مجموعه محل اشکال باشد که درباره آن هم می توان حرف زد اما کلیت این اثر و خصوصا آنجا که به اعمال و رفتار مردم جامعه نهیب می زند قابل دفاع و پذیرفتنی است. شبهای برره برای مخاطبی با فهم تند پدید آمده و سعی کرده لحظات خوبی را برای او فراهم کند. وقت آن است که خودمان را برای مواجه شدن با نوع دیگری از طنز که به تعریف واقعی آن نزدیک باشد آماده کنیم. طنزی که رویکرد اصلی اش نقد رفتارها و مناسبات اجتماعی است.