شاعر برره کسی جز علی کاظمی نیست که انصافا موقع شعر خواندن آدم همین طور حیران و انگشت به دهان می ماند. این شاعر گرانسنگ باوجود فیزیکش ، روح حساسی دارد که در شادی و غم برای اهالی بالا و پایین برره از خودش شعر در می کند!
کاظمی را پیش از این در نقطه چین دیده بودیم که به طرفه العینی هر جا آدمهای اصلی مجموعه گیر می کردند به یاریشان می شتافت و هر طور بود کارشان را راه می انداخت.
خودش درباره این شاعر که عنوان با مسمای گیسو را تخلص می کند، می گوید: «این نقش به پیشنهاد کارگردان شکل گرفت و نویسندگان هم زحمت نگارش آن را کشیدند. من تا حالا از این نقشها بازی نکرده ام. چون این یک نقش کاملا لطیف است.
در حالی که نقشهایی که من بازی کرده ام به خاطر فیزیکم معمولا نقشهای منفی یا خشن بوده است. اوایل خیلی با این نقش راحت نبودم ، اما حالا خیلی از آن احساس رضایت می کنم.» کاظمی علاوه بر بازی ، مسوولیت تدارکات این مجموعه را به همراه جعفر عبدلی به عهده دارد.
اما این دلیل نمی شود که تنها شاعر اسم و رسم دار برره ، موقع شعر خواندن از خودش احساسات نشان ندهد. خودش می گوید: خب برای این که این نقش ، آدمی را می خواهد که تا حدودی احساسات و عواطف لطیف داشته باشد و من هم برای این که با سایر نقشها تفاوت داشته باشد، به آن چاشنی طنز اضافه کردم.
محمد شیری بازیگر نقش سالارخان ، خان پایین برره است که به همراه خانواده اش فلامک جنیدی (شادونه)، شقایق دهقان (سحرناز)، سیامک انصاری (کیانوش استقرارزاده) و مهران مدیری (شیر فرهاد) وظیفه دارند به طور ژنتیک با بالابرره ای ها دشمنی و آنها را تحقیر کنند.
اما حتی این شخصیت هم چیزی بیشتر از آدمهای معمول برره نمی داند. شیری در این باره می گوید: بعد از جایزه بزرگ ، این دومین کاری است که با این گروه انجام می دهد. جایزه بزرگ کار موفقی بود. همان زمان ، صحبت شد در پروژه بعدی نقشی داشته باشم.
باتوجه به این که قرار بود یک کار تئاتر انجام دهم ، اما آنقدر مدیریت و هماهنگی خوبی در این گروه دیدم که باجان و دل ، نقش پدر شیرفرهاد را بازی کردم. او در ادامه می گوید: وقتی صمیمیت و یکرنگی باشد، آدم باانرژی کار می کند.
اگر چه اوایل چند قسمت جلو بودیم ، اما در حال حاضر تقریبا روز پخش شده ایم. یعنی مدام در حال کار کردن هستیم. چیزی که ما را نگه می دارد و خسته نمی کند، مربوط به نوع مدیریت و گروهی است که همه با هم کار می کنند.
حسن شکوهی مدیر تولید کار است و در ادامه در نقش یک یاغی سر اهالی برره خراب می شود. از شکوهی بازیهای قابل اعتنایی در فیلمهایی چون عینک دودی و توکیو بدون توقف دیده ایم. او در بخشهایی از مجموعه پاورچین نیز حضور پررنگی داشت.
عکس او را با آن قطار فشنگهای روی سینه اش در تیتراژ آغازین شبهای برره حتما دیده اید. پیشاپیش برای این یاغی غیور آرزوی عاقبت بخیری و مقدار معتنابهی بهروزی و موفقیت می کنیم!
قصد تحقیر و توهین نداریم
سرپرست نویسندگان این سریال پیمان قاسمخانی است که حالا دیگر در بین نویسندگان آثار طنز نامی آشناست. قاسمخانی درباره نحوه شکل گیری این اثر می گوید: شکل گیری این کار مثل همه کارهای روتین خیلی سریع و خلق الساعه بود.
توی یک جلسه نشسته بودیم و فکر می کردیم که روی چه طرحهایی کار کنیم. همان لحظه این طرح به ذهن من رسید. به مهران پیشنهاد دادم و او هم خوشش آمد. اما راستش یک هفته بعد از این فکر منصرف شدم و به مهران زنگ زدم و گفتم من منصرف شدم و از خیرش بگذر، چون کار خطرناکی است که تمام سریال در زمان گذشته بگذرد و ممکن است مخاطب آن را پس بزند.
ولی مهران پافشاری کرد تا کار به مرحله تولید رسید. قاسمخانی در ادامه می گوید: ما یک آینه روبه روی جامعه گذاشته ایم و رفتارهای زشتی مثل دروغگویی ، ریا و یکسری از عادتهای ناپسندی را که به آن مبتلاییم ، در این برنامه نقد می کنیم.
به همین خاطر آدم جا می خورد که بعضی وقتها در برابر این برنامه جبهه گرفته می شود. چرا که این یک نقد اجتماعی ساده است که نمی خواهد کسی را تحقیر کند یا به لهجه کسی توهین کند. به نظرم کسانی که این سریال را توهین می دانند، به موضوع خیلی ساده انگارانه نگاه می کنند. مطلقا چنین قصدی نبوده.
از دیگر نویسندگان این سریال سروش صحت است که البته او را به عنوان بازیگر هم می شناسیم. او درباره نوشتن فیلمنامه های این سریال می گوید: کلیت کار زیر نظر پیمان قاسمخانی شکل می گیرد و بعد مشخص می شود که هر کس کدام قسمت را بنویسد و در این بین مسائلی مثل هماهنگی باخط کلی داستان چک می شود.
فکر می کنم هر قسمت معمولا یک روزه یا 2روزه نوشته می شود. محراب قاسمخانی ، خشایار الوند و امیر مهدی ژوله از دیگر نویسندگانی هستند که با این سریال همکاری می کنند.
حالا دیگر شب شده و کار پایان یافته است و همراه آن اضطراب ها و استرس ها هم. وقتی گروه آماده رفتن به منزل می شوند، نوار کوچکی باید به پخش شبکه 3برود که داخلش کمی شوخی ، تفریح ، کنایه و... یعنی ستاره های شبهای برره است!