ضرورت تحول در نظام بانکی

وزیر اقتصاد و دارایی و رئیس کل بانک مرکزی دیروز مدیران جدید 6 بانک بزرگ دولتی کشور را همزمان معرفی کردند. مدیران تازه نظام بانکی کشور قرار است در نشستی با رئیس جمهور ، احمدی نژاد در جریان انتظارات وی از نظام بانکی کشور قرار گیرند و با او برای تحقق خواسته های دولت نهم در عرصه های پولی کشور میثاق ببندند.
کد خبر: ۷۹۶۴۲

آنچه نظام بانکی ما شدیدا به آن نیازمند است ، تحول ساختاری در آن است ، به طوری که بانکها در خدمت سیاست های اقتصادی کشور و سرلوحه آن یعنی عدالت محوری قرار گیرند. در طی سالهای گذشته علی رغم این که از بانکداری اسلامی سخن بسیار گفته شده و عقود و قراردادهای بانکی هم به عقود اسلامی تغییر نام داده اند اما روح بانکداری اسلامی در ساختار بانکی کشور دمیده نشده است. در این زمینه یادآوری چند نکته مفید به نظر می رسد:
1- روح بانکداری اسلامی حذف ربا از شبکه بانکی کشور است. در سیستم فعلی بانکهای کشور اگرچه واژه ربا حذف شده اما آنچه تحت عنوان سود بانکی دریافت می شود ، از ربا خانمان براندازتر است . سود بانکی 26 درصدی و افزایش آن در صورت دیرکرد بازپرداخت ، تسهیلات گیرندگان از بانکها را به ستوه آورده است که نه تولیدکنندگان و سرمایه گذاران هیچ یک رغبت قابل توجهی به شبکه بانکی نشان نمی دهند. شاید یکی از علل اصلی گرانی در کشور، سودهای کلان وامهای بانکی است . تولیدکننده ای که با سود 30 درصدی تولید می کند ، چگونه می تواند کالایی با قیمت تمام شده معقول در اختیار مصرف کننده قرار دهد. کاهش سود بانکی به نرخ تک رقمی و در نهایت حذف کامل آن از ضرورت های اصلاح نظام بانکی کشور و گذار به سوی بانکداری اسلامی است.
2- سرمایه سالاری و سودمحوری دو ویژگی نظام بانکی کشور است و فساد بانکی در سالهای اخیر و اختلاس های چندصد میلیارد تومانی حاصل چنین نگرشی است. این که مردم برای یک وام چندصد هزار تومانی از نظام بانکی باید کفش آهنین بپوشند اما تسهیلات میلیاردی براحتی در اختیار صاحبان سرمایه قرار می گیرد ، حاصل چنین نگرشی است.
3- بانکها بایستی به نحوی متحول شوند تا بتوانند با جذب سرمایه های مردم و به کارگیری آن در چرخه تولید ، علاوه بر آن که موتور محرکه اقتصاد کشور باشند ، فعالیت بانکها را نیز دارای توجیه اقتصادی کنند نه آن که از طریق سودهای کلان و فعالیت های کاذب اقتصادی نظیر زمین خواری و... تنها به سودآوری بانکها بیندیشند و خود را از مشکلات اقتصادی کشور دور نگهدارند.
4- فقدان سامانه نظارتی و کنترل دقیق بر بانکها یکی از مشکلات جدی ساختار آنهاست. برای جلب اعتماد مردم برای سرمایه گذاری در بانکها بایستی احساس سلامت شبکه بانکی را در جامعه تقویت کرد و این جز با ایجاد یک سیستم نظارتی مقتدر و سالم سازی فضای بانکی کشور میسر نیست.
5- جذب سرمایه از طریق جوایز اغواکننده نه تنها به اقتصاد کشور کمک نمی کند بلکه ضمن دامن زدن به مصرف گرایی از طریق تبلیغات جوایز و تقویت روحیه حرص و طمع ، از عدالت نیز فاصله می گیرد. عده معدودی از صاحبان حسابها از جوایز کلانی برخوردار می شوند و جمع کثیری از آن محروم می مانند. اختصاص هزینه های کلان جوایز به فعالیت های اقتصادی سالم علاوه بر جلب اعتماد بیشتر ، معضلات اقتصادی کشور را هم مرتفع می کند. پایان سخن آن که تحول در مدیریت بانکها زمانی می تواند آثار سازنده خود را در اقتصاد کشور آشکار سازد که با تحول ساختاری همراه باشد و شبکه بانکی کشور متناسب با شعارهای دولت نهم یعنی عدالت محوری ، مهرورزی ، خدمت رسانی و پیشرفت ، بازسازی شده و در خدمت تحقق این اهداف قرار گیرد.

سیدجلال فیاضی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها