لزوم آسیب شناسی بورس

گفته می شود بازار بورس اوراق بهادار ماههاست به زیان صاحبان سرمایه های خرد عمل می کند و روند شاخصها بایسته نیست و باید افراد یا مجامع و یا هیات هایی این مشکل را درمان کنند.
کد خبر: ۷۶۵۴۳

جلسات برگزار شده در این خصوص و پیشنهادهای مطرح برای بهبود اوضاع با جلوه ای غیرمتعارف طرح می شود و بالاخره موضوع به مساله اقتصادی روز کشور تبدیل می شود ، در این ارتباط تذکر نکاتی ضروری است:
1- فرافکنی از ویژگی های مدیریتی کشور در عرصه های مختلف است. بسیاری از افراد و نهادها که باید در روز حادثه پاسخگو باشند، پیشتر از بقیه به تحلیل اوضاع می پردازند و پرسشگری می کنند. بورس هم از این قاعده مستثنی نیست آنان که در عناصر ذی مدخل در مدیریت بورس تاثیر واقعی (و نه ساختگی و بادکنکی) اموری همچون انتخابات و یا سیاست خارجی را ندیده اند ، پیش از آن که متقاضی اعتمادسازی از دولت باشند ، باید در نحوه مواجهه خویش با پدیده های اقتصادی پاسخگو باشند. مدیریت حکم می کند که نهاد تصمیم گیری با پیش بینی متغیرهای مخل ، جریان امور را به سلامت هدایت کند وگرنه پذیرش منفعل پدیده ها که احتیاجی به مدیریت ندارد.
2- تحولات ناخوشایند در بازار بورس ، تجلی بارزی از ناکارآمدی بانکها و شرکتهای سرمایه گذاری وابسته به آنهاست که البته در مفاد بند (1) این مکتوب هم ذی مدخلند. وقتی نظام بانکی کشور وظیفه قهری و حتمی خود به عنوان وکیل سپرده گذار برای تبدیل پول او به سرمایه را با فعالیت کارشناسانه و مطمئن انجام نمی دهد و برآن است تا از پول «بهره» بگیرد و مدعی شود که از «سرمایه» سود می گیرد ، بازار سرمایه نمی تواند شوکها و حدسیاتی را که همواره در هر نظام اقتصادی وجود دارد ، تحلیل علمی و کارشناسی کند زیرا با غیبت نهادهایی روبه روست که مقصد اصلی خود را که اعمال نقش وکالت از ناحیه صاحبان سرمایه های خرد است ، فراموش کرده و در موضع درو کردن محصول از کشت پول قرار گرفته است . نظام بانکی کشور باید به عنوان وظیفه خود صاحبان پولهای خرد را دریابد و پول آنها را در بورس به «سرمایه» مبدل سازد تا این تفکر از ذهنیت برخی از اقشار بخش خصوصی بیرون رود که در اقتصاد ، این پول است که «پول» می آورد ، باید آنان توجیه شوند که این «سرمایه» است که «سود» می آورد و برای این کار باید آنان به کارشناسان خبره اعتماد کنند ، اگر چنین شود آنگاه دیگر ما با صاحبان پولهای خرد مواجه نیستیم که رونق بورس را در افزایش مستمر و دارای نرخ رشد بالا ارزیابی می کنند و هر پدیده دیگری که این مقوله را تحت الشعاع قرار دهد ، کارکرد غلط بازار بورس تلقی می کنند.
3- برخی از تحلیل ها و پیشنهادها که این روزها از سوی مسوولان رسمی بورس و یا بعضی مطبوعات اقتصادی ارائه می شود ، خود نقض غرض است. به عنوان مثال ، فرض آن است که در بورس «پول» بخش خصوصی پشتوانه سرمایه گذاری در بخش حقیقی اقتصاد می شود وگرنه اگر بنا باشد که دولت وام بدهد تا مردم «سهم» بخرند که فعالیت بخش خصوصی در بازار سرمایه بی معنی می شود. همچنین به نظر می رسد در برخی از پیشنهادها و یا گزارش ها ، تعمیق ادبیات اقتصادی مبتنی بر اخلال در بورس تعقیب می شود زیرا تلاش می شود دلیل بعضی نوسانات در اموری جستجو شود که اصولا ارتباط معنی داری با بورس ندارد. به عنوان مثال مرتبط کردن تصمیم دولت در خصوص طرح تثبیت قیمت برخی اقلام مورد عرضه شرکتهای دولتی همچون شرکت ملی نفت و شرکت مخابرات و توانیر که صد درصد سهام آنها دولتی و در شرایط حاضر غیرقابل عرضه است ، چه ارتباط منفی با مشکلات بورس دارد؛ مسوولان جدید دولت جدید باید از افتادن در دام تحلیل هایی که پاسخگویی را تعطیل و فرافکنی را ترویج می کنند ، برحذر بمانند و راهکار مواجهه با پدیده های پیچیده اقتصادی را لزوما در مجاری قبلی تعبیه شده در ساختار اقتصاد ایران جستجو نکنند.

دکتر حسن سبحانی
عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها