jamejamsima
سیما یادداشت کد خبر: ۷۳۸۷۰۱   ۳۰ آبان ۱۳۹۳  |  ۱۶:۵۷

سال‌ها پیش ویلا کاتر نویسنده سرشناس آمریکایی که به ‌خاطر نوشتن رمان‌های اجتماعی مورد توجه قرار گرفته بود، در پاسخ به این پرسش که یک رمان یا داستان خوب واجد کدام شرایط است گفت: «در این خصوص می‌توان بنا به سلیقه یا تجربه اظهارنظر کرد، ولی پیش از هر موردی می‌خواهم بگویم داستان یا رمان خوب، اثری است که وقتی بخوانیم با خودمان بگوییم هر تعداد داستانی که به ‌خاطر این اثر خلق نشد و کنار ماند، بجا و درست بود.»

فیلم‌هایی برای آدم‌های محدود

ویلا کاتر به زبان ساده گفت که اثر خوب، وقتی ارزش دارد که دیده شود، یا خوانده شود و این فرصت در اختیار مخاطب قرار گیرد که درباره‌اش قضاوت کند، ولو قضاوت غلط. باید این را هم اضافه کنیم که دیده‌ شدن در قاموس آدم‌هایی مثل ویلاکاتر، فراتر از یک جمع خودمانی است که اگر چنین ‌بود امروز اقتصاددان‌های بزرگ، آثارش را از منظر جریان‌های اقتصادی بررسی نمی‌کردند، چون وی معتقد بود اثر باید مرزهای دیده ‌شدن را درنوردد و از هر حوزه‌ای کسی باشد که درباره‌اش حرف بزند. امثال وی کم نیستند که معتقدند دیده ‌شدن باید اصل و مبنای هر کاری قلمداد شود و کسی که این اصل اقتصادی را نادیده بگیرد در دراز مدت محکوم به شکست است.

منظور نویسنده از این مقدمه اشاره به سنتی است که مدت‌هاست به هنجاری نانوشته تبدیل شده که اتفاقا یک ناهنجاری بیش نیست؛ منظور به صورت اخص رویه موسسات و مراکزی است که آثارشان را گویی برای اکران در یک جمع خصوصی می‌سازند و فلان جشنواره خارجی و داخلی و دیگر هیچ.

جالب اینجاست که اگر کارخانه‌ای دولتی با هزینه بیت‌المال محصولی را تولید کند و آن محصول را در انبار چند سال نگه دارد تا تاریخ مصرف آن به اتمام برسد یا محصولات جدیدی به بازار بیاید که کسی حاضر به خرید آن نباشد، حتما مدیران کارخانه مواخذه می‌شوند و باید جوابگوی عملشان باشند، اما سال‌هاست که مثلا در مرکز گسترش سینمای تجربی و همچنین حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و انجمن سینمای جوان و... فیلم‌های مستندی تولید می‌شوند که در خوشبینانه‌ترین حالت می‌توان گفت 150 نفر در یک جشنواره آن را می‌بینند و بعد از آن در آرشیو این مراکز نگهداری می‌شوند. گویی محصولات فرهنگی که میلیاردها تومان از بودجه بیت‌المال صرف آن شده برای 150 نفر تولید می‌شوند و قرار نیست تاثیر فرهنگی هم داشته باشند. حتما کسانی که در این سال‌ها فیلم‌های مستند تولید شده در ایران را رصد کرده‌اند، تصدیق می‌کنند که بخش عمده این آثار بعد از گذشت چند سال تازگی و تاثیرگذاری خود را از دست می‌دهند.

ظاهرا این مراکز فقط فیلم مستند تولید می‌کنند تا در آخر سال آمار کاری خود را منتشر کنند یا جشنواره‌ای پربار داشته باشند. کاش حساسیت روزگارمان حداقل برای مدیران فرهنگی توضیح داده می‌شد که بدانند اگر قرار باشد با تهاجم فرهنگی مقابله کنیم، این آثار باید در جایی مانند رسانه ملی پخش شود تا هم از بیت‌المال استفاده بهینه شود و هم تاثیر این آثار در جامعه مشهود باشد. البته حقوق مادی و معنوی اثر مهم و قابل توجه است که باید رسانه ملی برای پخش این آثار مدنظر داشته باشد، ولی پخش یک فیلم در یک شبکه تلویزیونی باید متناسب با هزینه کپی‌رایت جهانی باشد. یعنی یک تا 2 درصد هزینه تولید فیلم مستند نه هزینه کل تولید فیلم. با توجه به این نکته مهم امیدواریم این موضوع مهم مورد توجه مراکز فرهنگی کشور قرار گیرد تا شاهد تاثیر فرهنگی این آثار روی بخش بزرگی از جامعه‌مان باشیم.

حمید ابراهیمی/ مدیر طرح و برنامه شبکه مستند / قاب کوچک (ضمیمه شنبه روزنامه جام جم)

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر