رویاهای دست نیافتنی یک قصه

بررسی روابط زوجهای جوان در مزرعه ای دور افتاده به منظور راه اندازی زمینی لم یزرع و استقلال مادی معنوی ، دستمایه ساخت مجموعه تلویزیونی مروارید سرخ است که به اسم ماهی قرمز کوچولویی که در استخر مزرعه شناور است ،نامگذاری شده است.
کد خبر: ۷۳۸۵۰
طنز موجود در قصه سریال که با سادگی شخصیت ها و صمیمیت در روابط ایشان عجین شده است ، پیش برنده قصه است. البته شاخصه گروهی فنی هنری ، کارهای یکدست و امضا داری است که از ایشان دیده ایم : سادگی و در عین حال دیدی وسیع از دنیا و بروز اعمال و نیاتی که کمتر کسی جرات انجام آن را دارد و از دیدگاهی متفاوت به مسائل می پردازد.
این مجموعه نیز همانند دیگر مجموعه های خوش ساخت ، در ابتدا به معرفی فضا و مکان و پرسوناژها و روابط ایشان می پردازد.
به دلیل خاص بودن قصه و شروع آن ، زندگی در مکانی دور افتاده ، لم یزرع و خارج از شهر برای دختری نازپرورده که با عشقی رمانتیک زندگی مشترک را آغاز کرده است ، ایجاد درگیری اولیه میان علی و لیلا، مناسب و بجاست و اگر غیر از این بود، غیرطبیعی جلوه می کرد و صد البته در اینجا درگیری ، قصه را روی غلتک می اندازد.
لیلا شخصیتی جالب دارد؛ در عین داشتن روحیه ای لطیف و زنانه ، بسیار قوی ، پرجرات و یکدنده و اصولا دارای شخصیتی مدیر و رهبر است.
او دختری با سیاست است و رابطه خوبی با خانواده همسرش داشته و در مشکلات ، حمایت ایشان را پشت سر دارد. همین رابطه نزدیک با خواهرشوهرش (فرشته )، باعث می شود وصلتی جالب بین سعید (دوست علی ) و فرشته (خواهر علی )، صورت گیرد.
رسول شخصیتی قوی ، صبور، خودساخته و مهربان است.
علی شخصیتی قوی ، نرم ، یکدنده و منطقی دارد و سعید دارای شخصیتی ساده ، کودکانه و لجباز است و همین خصوصیات باعث می شود همسرانی تقریبا مکمل خویش به دست آورند.
علاقه خاموش رسول به رویا و همین طور توجه دختر به او، کم کم و بدون این که اشاره ای آشکار برای مخاطب باشد، بذر این علاقه را در زیرساخت قصه می پاشد و در نهایت در چند قسمت با اعمال طرفین قوت گرفته و یک زندگی را شکل می دهد.
جالب تر این که آموزه های دینی در این مجموعه همانند کارهای قبلی این گروه ، شاخص است و عموما تصاویر و کادربندی های مناسب و خوبی ارائه شده است.
دیالوگ ها در این قصه تا حدی جا افتاده و معنی دار است و با وسواس و دقت و عمدی انتخاب شده است یعنی پیامها بیشتر به طور مستقیم ارائه می شود.
در این سریال ، پرسوناژها و اعمالشان در پناه روایتی ساده اما قوی ، فضایی دوست داشتنی برای مخاطب به وجود می آورند که با علاقه تمایل به ادامه ماجرا نشان می دهد.
پایان قصه های هر قسمت معمولا خاص است و مخاطب می تواند برای آن ادامه ای در آینده در ذهن خود بتراشد و در نهایت در پایان مجموعه ، گروه قهرمانان قصه با دهها ماجرای خاص درگیر هستند که با درایت و مشاوره و همدلی و مذاکره سالم ، سعی در حل آن کرده و ثابت کرده که هر مشکلی راه حل دارد و باید به هر رابطه ای با عشق نگاه کرد و دوست داشتن دیگران و دست کمک دادن به انسان ها، باعث می شود کدورت ها برطرف شود.
در حقیقت پرسوناژهای قصه آدمهای کاملا معمولی هستند که چند خصوصیت ایشان را از دیگران متمایز می کند، آنها ساده ، پاک و بی آلایش هستند و به همه مسائل با دیدی باز و وسیع نگاه می کنند و می دانند که هر مشکلی ، راه حلی دارد که با همدلی و مشورت قابل حل است.
ایشان نیز همانند دیگران لجبازند، قهر می کنند، اشتباه می کنند. اما در نهایت به مشکل خود پی می برند، عذرخواهی کرده و سعی می کنند خود را بسازند.
شخصیت منفی مجموعه ، فردی است که هر بار با ایجاد مشکل سعی در تفرقه افکنی و کاشتن تخم کینه در بین اهالی و خصوصا بدنام کردن گروه «مروارید سرخ » دارد.
در این مجموعه مخاطب به این باور می رسد که زود قضاوت نکند، فکر کند و سپس عمل کند، به دیگران فرصت بدهد، با دید باز به حوادث اطراف خود و جهان هستی نگاه کند و دیگران را دوست بدارد، به طبیعت احترام بگذارد و...
این مجموعه که با همکاری و سرمایه گذاری بانک کشاورزی ساخته شده است ، گامی مثبت در جهت تقویت روحیه سخت کوشی و ترویج فرهنگ صحیح کشاورزی کشور ماست.
محور اصلی ماجراهای مجموعه ، مشکلات جوانان تحصیلکرده یا باتجربه و علاقه مند به زمین و کشاورزی است و مسائلی که در این راه برای ایشان پیش می آید، قابل توجه و عنایت و ممارست است.
از دیگر مشخصه های سریال می توان به حادثه و هیجان در هر قسمت ، تعلیق و غافلگیری ، توجه به نکات فنی در حرکات دوربین ، نورپردازی و موسیقی خاص آن اشاره کرد.
سبک کار، مخاطب را به یاد فیلمهای وسترن می اندازد که در طرز لباس پوشیدن ، طراحی صحنه و موزیک مستتر است.
اثر مسعود رسام در مقام کارگردان ، طراح صحنه و لباس ، شاعر و خواننده و... قابل تحسین و کار سهیل نوروزی در مقام تصویربرداری با تمهیدات خاص در نور و حرکت قابل توجه است.
تشابه بازی و تاکیدها خصوصا در پرسوناژهای فرشته و لیلا شاید به عنوان یک ضعف به حساب آید هرچند در مجموع بازیها خوب و تاکیدها و دیالوگ ها مخصوصا با چاشنی طنز همواره زیباست.
در پایان ، استفاده از شخصیت برادر رویا در تکمیل قصه پردازی و ارتباط برقرار کردن مجموعه افراد با او قابل تحسین و تامل است.
انسیه نجفی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها