به گزارش جامجم، ساعت 8 صبح یکشنبه، چهارم آبان خودروی پرایدی مقابل ایستگاه تاکسی در شهرک اندیشه غرب استان تهران متوقف شد. زن جوان درون خودرو ماند و راننده مرد برای خرید پیاده شد و به مغازهای آن سوی خیابان رفت. دقایقی از رفتن وی نگذشته بود که صدای شلیک گلوله سکوت خیابان را شکست. اهالی وقتی سراسیمه از مغازههایشان خارج شدند مشاهده کردند، دو مرد در حالی که سلاح به دست دارند، سوار خودرویی شده و بلافاصله محل را ترک کردند.
آنها نمیدانستند این افراد چه کسانی بودند و به چه کسی شلیک کردهاند. در همین موقع مردی برای سوار شدن به خودرویش سمت ایستگاه تاکسی رفت که متوجه شد خودروی پرایدی مقابلش توقف کرده و حرکت نمیکند، به سمت خودروی پراید رفت و با جسد غرق در خون زنی روی صندلی جلو روبهرو شد. ترسید و با فاصله گرفتن از خودرو فریاد زد این زن کشته شده، کمک کنید.
مردم با شنیدن فریادهای راننده موضوع را به پلیس گزارش دادند و دقایقی بعد کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی غرب استان تهران در محل حضور یافتند. آنها در بررسی از خودرو متوجه شدند زن جوان بر اثر شلیک گلوله از فاصله نزدیک کشته است. تیم جنایی با هماهنگی قضایی و گزارش موضوع به برجسته، بازپرس کشیک ویژه قتل، جسد را برای مشخص شدن هویت وی به پزشکی قانونی منتقل کردند. کارآگاهان برای مشخص شدن هویت مالک خودرو مدارک موجود در آن را بررسی کردند و هویت راننده را به دست آوردند. در همین حال متوجه مردی شدند که در حوالی خودروی پراید پرسه میزند و از مردم درباره زنی که درون خودرو بوده پرسوجو میکند که به وی ظنین شده و او را پیش از آن که فرصتی برای فرار پیدا کند، دستگیر کردند.
ماموران پی بردند تصویر وی با گواهینامه مالک خودروی مورد نظر مطابقت دارد. بنابراین با اطمینان از این که همراه مقتول بوده وی را برای تحقیقات به پلیس آگاهی منتقل کردند.
مرد جوان که از مرگ زن جوان شوکه شده بود، به افسر بازجو گفت: مدتی پیش با مقتول آشنا شده و پس از مدتی متوجه مرگ همسرش شدم. بین ما علاقهای بهوجود آمد و تصمیم به ازدواج با هم گرفتیم، اما خانواده شوهرش زمانی که متوجه این موضوع شدند مخالفت کرده و او را تهدید به مرگ کردند که نباید ازدواج دوباره داشته باشد. برای اینکه زن مورد علاقهام آسیبی نبیند و هر چه زودتر ازدواج کنیم، وسایلمان را برداشتیم و چهار روز پیش از شهر خارج شدیم.
وی اضافه کرد: روز حادثه وقتی به شهرک اندیشه آمدیم، من برای خرید مواد خوراکی از خودرویم پیاده شدم و زن مورد علاقهام درون خودرو ماند. دقایقی نگذشته بود که صدای شلیک گلوله را شنیدم. سراسیمه از مغازه بیرون آمدم. دو مرد را دیدم. آنها سلاح به دست از کنار خودرویم عبور کردند. خواستم برای نجات او اقدام کنم که ترسیدم مرا هم بکشند. زمانی که مردم در محل جمع شدند و آنجا شلوغ شد به سمتشان رفتم و متوجه کشته شدن زن شدم.
با ثبت اظهارات این مرد برای او قرار قانونی صادر شد. کارآگاهان با اطلاعاتی که از هویت عاملان حادثه به دست آوردهاند، تحقیقات گستردهای برای دستگیری آنها آغاز کردهاند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم