احمدی نژاد وعده های دیروز، دولت فردا

اظهارنظر درباره ترکیب کابینه دکتر محمود احمدی نژاد، حتی اگر برای عده ای مایه سرگرمی سیاسی باشد، می تواند یک فرصت تلقی شود. فرصتی که چهره ها و گروههای سیاسی ، به صورتی ناخواسته ایده ها و نیت های درونی خود را آشکار می کنند.
کد خبر: ۷۲۷۰۰

اظهارنظرهایی که طی 3 2روز گذشته روی سایتهای خبری داخل و خارج از کشور قرار گرفته مجموعه ای ارزشمند را تشکیل می دهد که می تواند نمایی واقعی از وضعیت جایگاه و عملکرد جناح بندی های سیاسی در کشور را بازتاباند.
چه آنها که از موضع موافق با دولت احمدی نژاد درآمده اند و احیانا ضمن تایید خط اصلی رئیس جمهور انتقاداتی را هم به برخی وزیران پیشنهادی روا می دانند و چه آنها که ترجیح داده اند بی ملاحظه به دولت بتازند، سطحی از اندیشه سیاسی خود را به نمایش گذارده اند که می تواند در ارزیابی فضای کنونی ایران زمین مورد مطالعه قرار گیرد.
شاید اگر از دکتر احمدی نژاد بپرسند در معرفی وزیران دولت خویش به مجلس ، همه جوانب شایسته سالاری را رعایت کرده ، پاسخ او به طور قاطع ، مثبت نباشد.
فرایند انتخاب کابینه ، برای دولتهای پیشین هم فرایندی ساده و بسیط نبوده و همواره پیچیدگی های سیاسی فراوانی داشته است.
امروز با این که به نظر می رسد دولت و مجلس ، هر دو وابسته به جناح اصولگرایان هستند، اما اختلاف نظر و سلیقه موجود میان دو قوه مجریه و مقننه بویژه برای انتخاب دولت ، کم نیست.
قانون اساسی آنجا که کسب رای اعتماد برای وزیران را حق مجلس می خواند، درواقع رئیس جمهور را برای انتخاب همکارانش محدود کرده است.
طبیعتا تعامل میان دولت و مجلس ، به یک فضای تعادلی می انجامد که معلوم نیست این فضا به طور کامل مورد پذیرش دولت یا مجلس باشد. بعلاوه برخی گروههای سیاسی که از قدرت و اتوریته خاصی برخوردارند، اراده خود را بر موضوعات مختلف و از جمله موضوع مهمی مانند تعیین کابینه تحمیل می کنند.
این کار، چه سهم خواهی تلقی شود و یا هر نام دیگری بر آن گذاشته شود، واقعیت انکارناپذیری است که در هر جای جهان وجود دارد. عامل دیگری که شاید اهمیت آن در فضای سیاسی کشور، کمتر مورد توجه قرار می گیرد، فشار سیستم بوروکراسی حاکم بر دولت است.
هر دستگاه اجرایی ، علاوه بر آن که از یک سازمان رسمی تشکیلاتی برخوردار است ، یک سازمان غیررسمی (با تعریف دقیق آن در علم مدیریت) دارد که گاه به عنوان عامل فشار، خواسته های خود را به سازمان رسمی تحمیل می کند.
در جریان انتخاب برخی وزیران ، به نظر می رسد این سازمان غیررسمی تلاش فراوانی به کار برده و در برخی موارد، کاملا موفق بوده است.
به این ترتیب ، ارزیابی از ترکیب کابینه دکتر احمدی نژاد، در فضایی کاملا ذهنی و به دور از واقعیت هایی که به آنها اشاره شد، نمی تواند دقیق و موشکافانه باشد. از یک منظر دیگر، ویژگی ها و شاخصه هایی که رئیس جمهور در انتخاب همکاران خود مورد توجه قرار داده است می تواند ملاکی برای ارزیابی وزیران پیشنهادی باشد.
در این نگاه ، خطکش معیار بر قامت وزیران قرار می گیرد و داوری ها نه براساس ویژگی های شخصی افراد که بر پایه انطباق اشخاص با آرمان های مطرح شده از سوی رئیس جمهور استوار می شود. در چنین وضعیتی ، قطعا پیشینه ، تخصص ، تعهد، کارآمدی و ویژگی های دیگر وزرای پیشنهادی به هیچ وجه گم نمی شود.
شاید این مقولات ، اصالت هم داشته باشد؛ اما این اصالت ، تنها در طول اهداف و آرمان های دولت مفهوم دارد.

انتقادها و گلایه ها
در میان اصولگرایان ، عمده انتقادها معطوف به این نکته است که چهره های کارآمدتری نیز در جامعه وجود داشته اند که صلاحیت های فردی و حرفه ای شان از وزیران پیشنهاد شده بالاتر است.
به نظر می رسد درک این واقعیت ، حتی برای شهروندانی که اطلاعاتشان از عالم سیاست ، در حد عمومی و معمولی است ، بسیار ساده است. اما نکته اینجاست که آیا چهره های شایسته تر، اولا حاضر به همکاری با دولت هستند؛
ثانیا آیا توانمندی های فردی آنها در قالب یک کار دستجمعی (عضویت در هیات وزیران) قابلیت بروز دارد؛ ممکن است برخی از مدیران شایسته ، بنا به دلایل صرفا شخصی و یا سیاسی آماده همکاری با آقای احمدی نژاد نشده باشند. این روال در دولتهای پیشین هم وجود داشته و روسای دولتها نیز با آن کنار آمده اند.
از سویی تجربه نشان داده که مدیران موفق ، با آن که در فعالیت های گذشته خود کارنامه ای قابل قبول ارائه کرده اند، در مجموعه هیات وزیران ، خوش درخشیده اند. نمونه های آن را می توان در دولتهای آقایان هاشمی رفسنجانی و خاتمی ملاحظه کرد.
برخی مدیران این دو دولت ، در دهه اول انقلاب ، افرادی موفق به حساب می آمدند؛ اما در دولتهای سازندگی و اصلاحات ، نتوانستند نمره های قبلی خود را تکرار کنند.

وزیرانی بدون سابقه وزارت
از جمله انتقادهایی که به برخی اعضای کابینه وارد می شود، نداشتن سابقه وزارت ، از سوی آنهاست. این انتقاد، اگرچه ظاهری عامه پسند دارد؛ اما بااستدلالی ضعیف در پشت سر خود همراه است.
آقای احمدی نژاد در برنامه های تبلیغات انتخاباتی خود، بر نکاتی اشاره و تاکید کرد که با دولتهای کارگزاران و اصلاحات ، تفاوت اساسی دارد. دست کم در بعد اقتصادی ، او از یک دولت عدالت محور خبر می دهد. حال آن که طی 16سال گذشته ، دولتها شعارشان توسعه محوری بوده است.
به عبارت روشن تر، احمدی نژاد معتقد است توسعه باید از دالان عدالت اجتماعی عبور کند؛ اما دولتهای پیشین بر آن بودند که توسعه اقتصادی ، خود به خود عدالت را به همراه خواهد آورد.
رای مردم به آقای احمدی نژاد نشان داد که اکثریت شهروندان ، نگاه حاکم بر 16سال گذشته را نپسندیده اند و به دنبال فضای دیگری می گردند. به این ترتیب ، کاملا طبیعی است کارگزاران قوه مجریه ، از همان گرایشی انتخاب نشوند که مردم به آن رای نداده اند.
به این ترتیب ، اگر قرار باشد همه وزیران دولتهای 16سال گذشته ، همچنان در صدر وزارتخانه ها قرار گیرند، نقض غرض صورت گرفته و به رای مردم بی توجهی شده است.

دست به دست شدن قدرت
جالب این که ، کسانی که طی سالهای گذشته بیشترین شعارها را درباره لزوم دست به دست شدن قدرت و گردش نخبگان مطرح کرده اند، از این که وزیران پیشنهادی کنونی ، قبلا وزیر نبوده اند، برآشفته شده اند!
بعلاوه ، مرور نام وزیران هر دو دولت آقای خاتمی نشان می دهد که در کابینه اصلاحات نیز وزیرانی که سابقه وزارت نداشته اند، کم نبوده اند.
حتی در مواردی مشاهده شده که وزیران آن دولت ، از پیشینه اجرایی قابل اعتنایی برخوردار نبوده اند و تنها ملاحظات حزبی و جناحی و فشارهای سیاسی که به آقای خاتمی وارد شده ، آنان را وزیر کرده است.
در دولت نخست آقای خاتمی ، وزیران پست و تلگراف و تلفن ، اطلاعات ، آموزش و پرورش ، امور خارجه ، دادگستری ، کشاورزی ، تعاون ، دفاع ، راه و ترابری ، ارشاد، کشور و نیرو فاقد سابقه وزارت بودند و در دولت دوم وی نیز وزیران آموزش و پرورش ، اطلاعات ، اقتصاد، بهداشت و درمان ، پست و تلگراف و تلفن ، راه و ترابری ، علوم و تحقیقات ، کار و امور اجتماعی پیش از آن بر مسند وزارت ننشسته بودند. برخی از آنها نیز که سابقه وزارت داشتند، به وزارتخانه هایی رفتند که تناسب ناچیزی با مسوولیت پیشینشان داشت.

دولت ، نه شرکت سهامی
کابینه ، قطعا شرکت سهامی نیست که احزاب سیاسی به اندازه قدرت خود در آن سهم و نفوذ داشته باشند. متاسفانه طی سالهای گذشته نگاه شرکت سهامی به دولت ، آن را از کارآمدی لازم محروم کرد.
نه تنها وزیران حزبی و جناحی در این میان زیان دیدند، مجموعه دولت و وزیرانی که حتی بر فرض سیاسی بودن ، همت اصلی خود را صرف کار کرده بودند متضرر شدند. به نظر می رسد دولت احمدی نژاد با وجود ملاحظات سیاسی ای که درون جناح اصولگرا وجود دارد، تا یک شرکت سهامی فاصله زیادی دارد. تقریبا هیچ یک از وزیران پیشنهادی وابستگی به حزب و گروه خاصی ندارند. (حزب در اینجا به معنای تفکر سیاسی نیست) و همین می تواند دولت را از آفت باندی عمل کردن برهاند.
شاید یکی از دلایلی که احمدی نژاد را به معرفی چهره های کمتر شناخته شده ترغیب کرده ، رهایی از چنین راهی بوده است.
او با آن که خود عضو شورای مرکزی یکی از احزاب سیاسی (جمعیت ایثارگران) است ، از حزب متبوعش ، وزیر انتخاب نکرده. این پدیده می تواند پیامی مثبت برای جامعه باشد.

انتقادات درست
وزیران پیشنهادی آقای احمدی نژاد، غیرقابل نقد نیستند. شاید بعضی نقدها آنقدر وارد باشد که جامه وزارت را به تن برخی از آنها نپوشاند. اگر حق مجلس و اختیار رئیس دولت را محترم بشماریم ، رای عدم اعتماد به نامزدهای تصدی وزارت در یک تعامل منطقی ، کاملا قابل توجیه است.
فراموش نکنیم که رای اعتماد به یک وزیر، لزوما به معنای شایستگی مطلق او نیست ، کما این که رای عدم اعتماد، معنای مخالف آن را نمی دهد. بحث بر سر یک تشخیص است. تشخیصی که اگر از سر دلسوزی و مصلحت اندیشی جامعه باشد و حتی اگر بدرستی صورت نگیرد، چندان ناپسند نخواهد بود.

محمد مهاجری
mohajeri@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها