سرانجام گرفتاریهای روزهای آخر قبل از اعزام مانع حضور عباسعلی در تحریریه جامجم شد اما همین اتفاق ساده ارتباط ذهنی ما را با مبارزه پایانی کاراتهکای ملی پوش بیشتر کرد. او روی تاتامی با رقیب چینی بود که بعد از شکست حریفش با آن ژست مبارزه طلبی، مردم ایران را برای هجدهمین بار خوشحال کرد.
طلای هجدهم کاروان ورزش ایران را بعد از اولین طلا که نجمه خدمتی به دست آورد بار دیگر یک دختر ایرانی گرفت. عباسعلی از لحظه رقابت تا رفتن روی سکوی قهرمانی مورد توجه عکاسان بود و فلاشهایی که زده میشد خیالمان را در تهران راحت میکرد تا دیگر دغدغهای برای نداشتن عکس مبارز تیم ملی نداشته باشیم. عباسعلی چند ساعت بعد از بازگشت به ایران بلافاصله به پرسشهای خبرنگار جامجم پاسخ داد. یکی ازپرسشهای ما اصلا ربطی به بازیها نداشت اما در عین بی ربطی یک جورهایی با کاراته ارتباط داشت. چگونه راه برای دختر کاراتهکایی که عشق قهرمانی در سر میپروراند هموار شد و امروز او بر قله قهرمانی قاره کهن ایستاده است؟
عباسعلی فکر میکند و به گذشتهاش بازمیگردد؛ زمانی که هشت سال بیشتر نداشت و همراه خواهرش روانه باشگاه کاراته شد. آن روز خانواده عباسعلی مانند خیلی از استعدادهایی که بعدها در رشتههای مرتبط چهرههای برتر شدند، فکر این روزهای قهرمانی حمیده را نمیکردند اما وقتی انگیزهها قویتر شد و پاها و دستها قدرت بیشتری برای مبارزه روی تاتامی پیدا کرد، ذهنیت و باور قهرمانی در مسابقههای مختلف هم شکل گرفت.
از پیکارهای داخلی گرفته تا مسابقههای متعدد کاراته لیگ جهانی، مسابقههای آسیا و بازیهای آسیایی گوانگجو و خانواده عباسعلی تکیهگاهش بودند. همین باعث شد برای چهار سال تا بازیهای اینچئون انگیزههای ملیپوش کاراته پابرجا بماند و خللی در اراده او برای فتح آسیا به وجود نیاید.
پدر و مادر حمیده که مشوقش بودند با دیدن او روی سکوی قهرمانی اشک در چشمانشان جمع شد. خودش میگوید: همان لحظهای که روی سکو ایستاده بودم دوست داشتم پدر و مادرم ندای درونیام را میشنیدند که میگفتم بفرمایید این طلا تقدیم شما.
مبارزات عباسعلی با پوشش اسلامی این باور را خیلی زود به وجود آورد که طلای بازیها را باید برای او کنار گذاشت. یکسری ورزشکاران چنین حسی را پدید میآورند؛ مانند رضایزدانی یا بهداد سلیمی اما عباسعلی هم با گارد و ژستهایش این باور را در وجودمان تقویت میکرد که یک طلای دیگر برای ورزش ایران در راه است.
وقتی از او پرسیدیم ژستهای منحصربهفردش لرزه بر تن حریفان میاندازد، میگوید: کاراته از اول تا پایانش مبارزه است. گاهی باید روی حریفان از جنبههای روانی کار کنید. من روشهای خودم را در کاراته پیاده میکنم آن هم براساس قانونمندیهایی که در ورزش حرفهای به آن رسیدم. کاراته زنان آسیا جایی نیست که بخواهم تجربهاندوزی کنم چون با این نگاه حریفان بلافاصله مرا از روی تاتامی اینچئون خارج میکردند. برای مبارزه انگیزه داشتم و تا آخرین لحظه با حفظ انگیزه هایم مبارزه کردم.
عباسعلی درباره مبارزه پایانی میگوید: با حریف چینی دو بار در ردهبندی دانشجویان جهان و لیگ جهانی مبارزه کرده بودم. ابتدا انتظار نداشتم او فینالیست شود. انتظار کاراتهکای ژاپنی را میکشیدم اما وقتی مشخص شد ورزشکار چینی به فینال رسیده خیالم راحتتر شد چون دو بار او را برده بودم. با این حال بازیهای آسیایی در مقیاس متفاوتتری از رقابتهای دیگر برگزار میشود. باید هم برای خودت و تیمت و هم برای کاروان ورزش ایران مبارزه کنی. این یعنی مسئولیت هایت چند برابر میشود.
ملیپوش کاراته ایران در جریان مبارزات ورزشکاران ایرانی نمیخواهد بی تفاوت از داوریها عبور کند. به هر حال دوستان خوب او مانند پگاه زنگنه از دور رقابتها خارج شدند که عباسعلی ضعف داوری را باعث آن میداند و میگوید: داوری کم و بیش بد بود. آنها روز اول شرایط را به نفع یک یا دو تیم ارزیابی میکنند و وقتی تعداد مدالهای تیمهای مورد نظر کم میشود شروع میکنند به اعمال نفوذ و گرفتن تصمیمهای یک جانبه. در کاراته مانند این صحنهها را بارها شاهد بودیم. بچههای ما واقعا حقشان مدال بود.
کاراتهکای ملی پوش ایران در بازیهای 2010 گوانگجو نیز عضو تیم ملی ایران بود اما در پی حادثهای که برای او و پگاه زنگنه در سانحه تصادف داخل دهکده بازیها رخ داد، شانس مدالآوریاش از دست رفت. عباسعلی درباره سختیهای این چهار سال تا بازیهای اینچئون میگوید: خیلی زحمت کشیدم تا آن حادثه تلخ را با طلای بازیهای آسیایی جبران کنم. در این بازیها خیلی آرام بودم و تصمیم گرفتم همزمان با آمادگی جسمانی، آمادگی روانی داشته باشم. در این راه مربیانم به اتفاق آقای احمدی منش، روانشناس تیم در فراگیری علوم ذهنی کمکم کردند. از این رو فکرم تغییر کرده بود و روی اضطرابم کنترل داشتم وهدفی که چهار سال به دنبالش بودم در اینچئون به آن رسیدم.
با این حال برنامه حمیده عباسعلی هنوز به پایان نرسیده است. او هدف دیگری دارد؛ مسابقههای جهانی آلمان. میگوید: برای مسابقههای جهانی آلمان برنامهریزی کردهام و میتوانم در این پیکارها نیز موفق باشم. من جا نمیزنم و تشنه مبارزهام. کمتر از یک ماه دیگر رقابت جهانی آغاز خواهد شد و بعد از ریکاوری بازیهای آسیایی دوباره آنقدر تمرین و تلاش میکنم تا به هدفم برسم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم