سیاست ابزاری برای جبران

او هر لحظه به پدیده ها و تحولات می اندیشد و به چگونگی ایجاد حوادث و پیامدهای آن و رخدادهای دیگر توجه ویژه ای نشان می دهد.
کد خبر: ۷۲۴۰۴
وسعت دید او گستره ای بی انتهاست و سازمان فکر او بخوبی توانایی تحلیل آخر و عاقبت پدیده ها، تحولات و حوادث را دارد.
این افراد که از منظر ایدئولوژیکی در درون خود دارای تباین فراوانی هستند؛ از لحاظ تاثیرگذاری کارآمد روی لایه های اجتماع تاکنون از خود ضعفهای بسیاری نشان داده اند.
متاسفانه در ایران قسمتی از این قشر روابط تاثیرگذار و تاثیرپذیر مستقیم خود را با بطن اجتماع محدود کرده اند. به طوری که طیفهای زیادی از جامعه با تاکتیک های سیاسی این اشخاص هماهنگی نشان نمی دهند. مصداق بارز آن را می توان انتخابات 3تیر 84نام برد.
پارادایم های فراوانی را می توان شمرد که این قشر سعی کرده اند خود را به عنوان مهمترین عوامل تاثیرگذار محسوب کنند که در روز موعود معادله به شکل دیگر رقم خورده است.
برای درمان دردهای جامعه روشنفکر ایران به بسیجی با حضور نهادهای علمی و فرهنگی با مدد و یاری دولتی نیاز حیاتی است . تعهدات یک روشنفکر اگر چه به صورت رسمی ثبت نمی شود ؛ اما تضمین های اخلاقی این قشر اعتبار بسیار بالایی دارد که اگر نقض شود، تبعات گسترده ای کشور را دربر می گیرد. مکمل دستگاه های فرهنگی ، اجتماعی ، علمی و سیاسی برای خدمات سخت افزاری و نرم افزاری در هر جامعه روشنفکران هستند.
از این رو آنها باید پیروی از قوانین ملی ، موازین متعارف بین المللی ، منافع جامعه خود و دیگر جوامع جهانی ، عقلانیت فراگیر و رعایت اصول نقد عالمانه را از نظر دور نکنند.روشنفکری لقب یا صفتی بارز نیست که در اختیار یک جریان خاص باشد؛ در ایران این واژه بخوبی بخصوص در جامعه سیاسی معنا نیافته است.
تعاریف مخدوش این واژه پرمصرف که انحصارا در اختیار جریانی خاص از دیرهنگام تاکنون بوده از منظر ادبیات فارسی ، معنی شناسی و علم جامعه شناسی واژه ای برگرفته از یک پارادوکس می باشد که در درون یک جامعه آرام آرام معنا یافته است.
در تعاریف متعارفی که اکثریت آگاهان و صاحب نظران ایرانی ارائه می کنند، هرگز نمی توان مرز دقیقی را برای یک روشنفکر و غیرروشنفکر تعیین کرد. به نظر می رسد باید واژه هایی مانند روشنفکر و روشنفکری یک بار دیگر در ایران بدرستی و حداکثری معنا شود تا این کلمات از حصار مخدوش بودن معانی شان رهایی پیدا کنند.
براساس تعاریف دقیق این واژه ها، درمی یابیم روشنفکر یک لقب ملی است که بین نخبگان همه جریان های ایدئولوژیک توزیع می شود.
به باور این قلم ، روشنفکر یعنی نیروی انسانی متفکری که : 1-دارای بینش عالی ، دقیق ، آگاهانه ، منطقی و دور از خرافه و تعصب است. 2-دارای توانایی برای درک انگیزه ها، پیامدها، هوشیاری و توانمندی ذهنی برای آگاهی از رویدادهای مبهم گذشته ، حال و آینده است. 3-آنهایی که عمل یا فرآیند آگاه سازی دیگران را از چگونگی جریانها بویژه درباره پدیده های سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی ، طبیعی و علمی را خوب فرا گرفته باشند و دهها تعریف دیگر به همین منوال ، ولی آنچه امروزه در ایران برای جامعه تعریف شده قبضه کردن این صفات برای تعدادی جریان ایدئولوژی است که اکثریت آنها اقتباس گرفته از مدلهای فراملیتی هستند.
روشنفکر هنرش این نیست که دین ، فرهنگ میهنی ، ساختار و اصول ملی در ابعاد مختلف (اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی و...) را نفی کند.
روشنفکران با تفکر ژرف خود، مطالعه و تحقیقات ، تجزیه و تحلیل مبانی و پایه ها و قدرت درک واقعیات به اصلاح جامعه به صورت کارآمد می پردازند. زمان آن گذشته که روشنفکران فقط از راه بیانیه ، مصاحبه مطبوعاتی ، عبارت پردازی و تئوری پردازی و سخنرانی مردم را تحت تاثیر خود قرار دهند و از این راه به اهداف مورد نظرشان برسند.
یکی از اشتباه های روشنفکران جبهه دوم خرداد اصرار بر تولید استراتژی های تئوریک بود که تصور می کردند بدون راهبردهای اجرایی کارآمد می توانند موفقیتی کسب کنند.
حجم تولید تئوریک روشنفکران این جبهه به اندازه ای است که روزنامه ها، مجلات و... این طیف از چاپ و انعکاس آن عاجز مانده اند. یکی از عواملی که نیروهای این طیف علاقه مند به تاسیس روزنامه ها و مجلات و... متعدد هستند تراکم نیروهای تئوریکی می باشد که می خواهند هر طور شده تئوری های خود را به جامعه منتقل کنند.
شکی نیست که قدرت تئوری پردازی و عبارت سازی نیروهای جبهه دوم خرداد بسیار در سطح بالا است ؛ اما نه تنها جامعه ما بلکه هر جامعه دیگر انتظار دارد در مقابل هر نیروی تئوری پردازی یک نیروی پراگماتیکی قرار گیرد تا تعادل حفظ شود و جامعه در وقت انتخاب دچار تردید یا بی میلی نشود.
براساس یک اصل دیالکتیک شکست سیاسی یک جناح اول نتیجه کارکردهای خود است و دوم استفاده رقیب از نقاط ضعف است.
روشنفکران به معنای واقعی سرمایه های با ارزشی هستند که باید هم جامعه و هم دولت از آنها نهایت بهره وری را داشته باشند. به طور کلی مسائلی که باید یک روشنفکر به رعایت آن بکوشد منافع ملی ، عقلانیت ، اصول نقد و نقادی ، نهادینه کردن قانون و در انتها آنچه را که می توان آن را رویکرد، وابستگی ها، گرایش ها و تعلقات ایدئولوژیک نامیده است.
کارآمدی و کارکرد این قشر که از رفتارهای منطقی ، عقلانی و درک بالای آنها به دست می آید عواملی هستند که می توان به وسیله آن به تجزیه و تحلیل روشنفکران و اقداماتشان پرداخت.
منظومه دیدگاه یک روشنفکر، محدوده خاصی را در بر نمی گیرد و روابط اجتماعی ، سیاسی ، علمی و فرهنگی این افراد هر چه فراگیرتر باشد قدرت اندیشه روشنفکران برای ارائه راهکارها افزون تر می شود. روشنفکران جریان های اصولگرا و دوم خردادی باید روابط عمومی خود را ارتقا دهند تا جامعه از آنها در موقع لزوم تبعیت کند.
روشنفکران در هر بعد جامعه که به فعالیت مشغول می باشند، بازوی توانمند مردمی هستند که اندیشه هایشان باید نشات از خواسته های ملی بگیرد و طیفهایی از جامعه را در وضعیت های خاص طبق امیالشان هدایت کنند.
با تاسف اما بدون اغراق این قشر تاکنون نه تنها در هدایت جامعه به شکل مستمر موفق نبوده اند؛ بلکه به لحاظ تاثیرگذاری و تاثیرپذیری در سطوح خاصی راکد مانده اند. با هر زاویه به روشنفکران ایرانی نگاه شود درمی یابیم که تا رسیدن به جایگاه ایده آل راهی طولانی و ناهموار در پیش است.
یکی دیگر از عواملی که مردم چندان به تئوری های روشنفکران روی نمی آورند، در اثر رفتارهای رادیکالی برخی از روشنفکران دوم خردادی است.
انفعال شدید این دسته موجب شد تا بخش وسیعی از لایه های اجتماعی با بی میلی به نخبگان این جریان نگاه کنند که این روند تا انتخابات سوم تیر ادامه یافت.
دفاع از مردم سالاری دینی (دمکراسی) وظیفه یک جریان خاص نیست بلکه وظیفه همه روشنفکران است که برای نهادینه کردن بهتر دمکراسی دینی تلاش ورزند.

انتظار مردم از روشنفکران اصولگرا
با در نظر گرفتن شرایط ویژه ایران در مقطع فعلی به لحاظ معضلات اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی و شرایط حساس فراملی روشنفکران و نخبگان می توانند با ارائه راهکارهای کارشناسی به دولت مشکلات عدیده کشور را رفع کنند. روشنفکران اصولگرا در ماههای گذشته شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی را تاسیس کردند که اگر این شورا تقویت و کارآیی آن گسترده تر شود، بازوی مهمی در جهت یاری رساندن به دولت جدید می شود.
نباید فراموش کرد که روشنفکران دینی این جریان می توانند راههای هر چه بهتر عملی شدن عدالت محوری که شعار دولت جدید است را بیابند و تا مردم نتایج شرکت در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 را احساس کنند.
روشنفکران این جریان واقف هستند که «شورش سیاسی مستضعفین» در انتخابات ریاست جمهوری گذشته را باید درک کرد و به مطالبات بحق مردم اندیشید و بر این اساس در تولید تئوری های منطقی برای پیشنهاد به دولت جدید کوشا باشند.
توجه به عباراتی همچون «همبستگی ملی» و «مشارکت عمومی» فقط برای پروسه انتخابات نیست و روشنفکران باید راههای ارتقا و افزایش این دو را که برای نظام سرنوشت ساز است ، کشف و ارائه کنند.
ناگفته نماند که عدالت خواهی ، بیکاری ، رفع فقر، فساد و تبعیض ، نابسامانی های اجتماعی ، تامین معیشت مردم و... در مقطع حساس فعلی جدا از توانمندی های دولتی نیازمند تشریک مساعی نخبگان می باشد.
امید است که صاحبان اندیشه و فکر این جریان از روشنفکری از جبهه مخالف خود در سالهای گذشته درس عبرت آموخته باشند و با عملکردهای منطقی و اصولی مدلهایی نو از روشنفکری کارآمد در جامعه به نمایش بگذارند.

انتظار مردم از روشنفکران جبهه اصلاحات
همان طور که پیروزی امید سیاستمداران است شکست هم با روح سیاست مونس است ؛ مهم به دست آوردن فرصتی دوباره می باشد که با رویکردهای جدید وارد میدان سیاست شوی و توده ها را همبسته با جریان خویش نمایی.
مردم از این جریان اندیشمندان و نخبگان خوبی می شناسند که در عبارت پردازی و ساختن تئوری ها از مهارت بالا برخوردار هستند.
دارا بودن توان بالا برای پوست اندازی های مرسوم سیاسی همیشه امید جریان های مغلوب است تا گذشته را فراموش و به فردا اندیشه کنند. به یاد بیاوریم خرداد 76که جناح اصولگرا شکست سختی را از جریان اصلاح طلب پذیرا شد؛ چه اتفاقی افتاد؛
آیا منطقی بود که آن روزها اصولگرایان خودسازی نکنند و ناامیدانه به تماشای رویدادها بنشینند؛ اصحاب سیاست این روزها با دقت دگردیسی ها و تحولات جریان دوم خرداد را پیگیری می کنند.
سوال اساسی برای تحلیلگران سیاسی ملی یا فراملی این است که در پی انتخابات 27خرداد و 3تیر اینک این جریان چگونه فصل حاشیه نشینی خود را می گذراند؛ شوک تنها وضعیتی بود که روشنفکران این جریان و گروههای موازی بعد از انتخاب با آن مواجه شده بودند.
اینک باید از وضعیت های قرمز خارج شد و بسرعت جایگاه سیاسی خود را پیدا کرد و واقعیات ناچندان شیرین را قبول کرد. روشنفکران این جریان باید یک بار دیگر تجزیه و تحلیل جامعه و ایستاره های آنها نسبت به سیاست را به صورتی علمی آغاز کنند تا موفق شوند فاصله تحلیل های کلان ذهنی را با تحلیل های کلان عینی درک کنند. فصل ، فصل خاکستری رادیکالیسم اصلاح طلبان است.
البته رادیکالیست های کنونی واقف شده اند که هیچ گاه تندروی ها (خشونت سیاسی در مبارزه) دمکراسی ساز نیست ، لذا باید منتظر رویکردهای جدید نخبگان و روشنفکران این جریان بود.

فرشاد فرخ زاد
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها