این گروه نه چندان خشن

مدتهای مدیدی است که بحث و جدلها و کشمکش های فراوانی بر سر افتتاح شبکه های تلویزیونی خصوصی وجود دارد. خیلی ها موافق پیدایش این شبکه ها هستند به این دلیل که معتقدند این کار باعث ایجاد حس رقابت در میان شبکه های تلویزیون
کد خبر: ۷۲۱۵۷
برای جذب مخاطب و در نتیجه بهتر شدن کیفیت برنامه ها می شود، عده ای هم بشدت با به وجود آمدن این شبکه ها مخالفند.
اما بالاخره پس از فراز و نشیب های فراوان ، اولین شبکه خصوصی تلویزیونی افتتاح شد و کار خود را با مدیریت استاد خرناس از چند هفته پیش آغاز کرد.
اگر باور نمی کنید، می توانید هر شب ساعت 30/10 دقیقه شب سری به شبکه 3سیما بزنید و از برنامه های این شبکه استفاده کنید.
"شبکه سه و نیم" برنامه طنزی است که پخش آن از اوایل تیر ماه از شبکه 3آغاز شده و کارگردانی آن را داریوش کاردان به عهده دارد، پرواز 57، نوروز 75و 76و جنگ 39نام برنامه هایی اند که ما را به یاد کاردان می اندازند و البته برنامه های رادیویی بسیاری که عصرانه و آدینه مهمترینشان به شمار می آیند.طنزهای شبانه با پخش برنامه 77در شبکه 3سیما مورد توجه قرار گرفت و به طور جدی از سوی کارگردانان و گروههای مختلف پیگیری شد.
مدتی مهران مدیری و تیم هنری اش از برنامه های 77تا نقطه چین میان گود بودند، مدتی مهران غفوریان با زیر آسمان شهر 1، 2و 3مردم را می خنداند، مدتی با جناب کاووسی و اعوان و انصارش در نشریه شهر قشنگ و فرودگاه اختصاصی اش همراه بودیم و حالا داریوش کاردان با اولین شبکه خصوصی تلویزیونی قصد دارد لبخند را بر لبان بینندگان بیاورد.
محمد صدری ، تهیه کننده برنامه شبکه سه و نیم درباره طرح اولیه این برنامه می گوید: با تغییراتی که در سطح مدیریت سازمان صورت گرفت ، آقای ضرغامی از تهیه کنندگان خواستند در کارشان جسارت بیشتری نشان بدهند و نسبت به مسائل جامعه حساس تر باشند.
سال گذشته ، داریوش کاردان طرح این کار را با من در میان گذاشت و من فکر کردم یک شبکه جدیدالتاسیس محمل خوبی است برای ورودمان به عرصه اجرای طرحهایی که هنوز در صداوسیما اجرا نشده است.
حقیقت این است که در 25سال گذشته کارهای زیادی در کشورمان انجام شده و تحولات شگرفی در عرصه های مختلف صورت گرفته است ؛ اما این تحولات در بعضی بخشها رشدشان بیشتر بوده و در برخی دیگر رشد کمتری داشته اند، همین موضوع باعث ایجاد یک پیکره ناهمگون در جامعه شده است. وظیفه این برنامه آن است که به مردم بگوید ما مشکلات را می بینیم و به مسوولان منعکس می کنیم.
در شروع کار دنبال شبکه ای می گشتیم که برای پخش این برنامه ، جسارت بیشتری داشته باشد و به محض این که چنین موضوعی مطرح شد، آقای پورمحمدی ، مدیر شبکه 3از آن استقبال کردند و تا به حال هم پشتیبان ما بوده اند. با توجه به هدفی که شبکه سه و نیم دنبال می کند و با توجه به تفاوتی که نسبت به دیگر طنزهای شبانه برای خود قائل است ، مسلما انتخاب قالب و شکل و شمایل مناسب برای بیان مسائلی که در نظر دارد، بسیار مهم است.
صدری می گوید: پس از این که طرح تصویب شد، ما نزدیک 2ماه با محققان ، منتقدان و کارشناسان مشورت کردیم چون می خواستیم برنامه ای بسازیم که هم نمایش داشته باشد، هم رئال باشد و هم فانتزی ، ضمن این که از تبدیل شدن آن به جنگ پرهیز کنیم.
می خواستیم مسائل را همان طور که هست به مردم نشان بدهیم ، نه بزرگنمایی کنیم و نه سیاه نمایی. علت انتخاب قالبهای متنوع در برنامه هم این است که بتوانیم از همه قالبها استفاده کنیم برای انتقال پیاممان ؛ البته ما در این مدت هنوز نتوانستیم به آن ایده آلی که در ذهن داشتیم برسیم ، اما مطمئنم در قسمتهای آینده ، برنامه قالب جاافتاده تری پیدا می کند و به موضوعات محوری ، بیشتر و متمرکزتر از قبل پرداخته می شود. ما می کوشیم با استفاده از امتیاز نظارت بیننده به خاطر نزدیکی زمان پخش و ضبط برنامه ، دایم خودمان را اصلاح کنیم.
یکی دیگر از پارامترهای مهم و تاثیرگذار در یک برنامه ، بخصوص برنامه طنز، اعضا و دست اندرکاران آن برنامه هستند. محمد صدری با اشاره به فشار و سختی کار در برنامه ای که هرشب باید پخش شود، درباره معیارهای انتخاب اعضای گروه می گوید: این کار فشار زیادی بر بچه ها و تیم می آورد. ما از ساعت 2بعدازظهر تا 2صبح مشغول کار هستیم.
این فشار کاری برای یک هفته ، 10روز یا حتی 20روز شاید قابل تحمل باشد، اما وقتی کار دو سه ماه طول بکشد، اصطکاک ها زیاد می شود. بنابراین سعی کردیم برای این پروژه افرادی را انتخاب کنیم که کنار توانمندی های لازم برای این برنامه ، صبور و مقاوم هم باشند.


انتظار قهقهه نداشته باشید
هوا آنقدر گرم است که حتی کولرها و پنکه ها هم نمی توانند دمای اتاق را قابل تحمل کنند. بخصوص وقتی زمان ضبط می رسد و دیگر هیچ صدایی نباید مزاحم باشد حتی صدای کولر. گرمای نورافکن ها را هم به مجموعه اضافه کنید.
کلمنی که در راهرو گذاشته شده پر از آب یخ است و ردیف لیوان های یکبار مصرف روی آن مدام خالی و دوباره پر می شود. یک نفر از دور می آید که بسیار آشناست. تلفن همراهش نزدیک گوشش است و دارد با یکی حرف می زند، ببخشید ایشون که پریزاد خانم پیچازی اند.
بهنوش بختیاری را پیش از این معمولا در سریال های جدی دیده بودیم. در روزگار جوانی ، داستان یک شهر، همسفر، دختران ، برگبار و... اما پس از دعوت رضا عطاران از او برای بازی در سریال خانه به دوش ، پای او به دنیای طنز باز شد و بعد مجموعه جایزه بزرگ و امروز هم در شبکه سه و نیم.
خودش می گوید: تنها چیزی که فکرش را هم نمی کردم این بود که بازیگر طنز شوم ، البته آدم شوخی هستم و اساسا زندگی برایم یک شوخی بزرگ است. در حال حاضر هم احساس می کنم در کار طنز جاافتاده ام.
اما دوست دارم در کارهای تاریخی هم استعداد خود را محک بزنم.به عقیده بهنوش بختیاری ، کار کردن با داریوش کاردان خیلی راحت است ، چون او واقعا دست بازیگر را باز می گذارد، ضمن این که آدم بسیار فرهیخته و روشنفکری هم هست.
خیلی ها اعتقاد دارند او در عالم طنز ورود خوبی داشته است و اگر از موقعیت هایش استفاده کند می تواند در این عرصه کارهای خوبی ارائه کند. بهنوش بختیاری در این کار هم مثل دو کار طنز قبلی اش نقش یک دختر ساده را بازی می کند و در واقع نماینده بخشی از افراد جامعه است که از کنار مسائل بزرگ خیلی راحت می گذرند و چندان آرمانگرا نیستند. شاید نماینده بخش عمده ای از نسل جدید جامعه ما. خودش درباره کار در شبکه سه و نیم می گوید: این طنز با بقیه کارها تفاوت هایی دارد که برایم جذاب است.
در کاری مثل جایزه بزرگ ما می دانستیم که مردم باید بخندند، اما در این برنامه همین قدر که یک لبخند روی لبهای مردم بنشیند کافی است. مهم این است که مشکلات و معضلات مردم مطرح شود. نگاه آقای کاردان به مسائل اقتصادی ، اجتماعی و آنچه که امروز در جامعه ما وجود دارد، نگاه متفاوتی است.
من توصیه ام به آنها که می خواهند شبکه سه و نیم را ببینند، این است که با دقت این کار را ببینند. انتظار نداشته باشند که در یک لحظه یک چیزی بشنوند و قش قش بخندند.


بالاخره یکی گفت
واقعا بچه مشهد است و واقعا کامپیوتر خوانده است ؛ البته موقع حرف زدن اصلا لهجه ندارد.
با طمانینه حرف می زند و صدایش آدم را به یاد نمایشنامه های رادیویی می اندازد. از سال61 (یعنی وقتی 8سالش بود) وارد صداوسیمای مرکز خراسان شد و سال 74هم به تهران آمد.
تجربه کار با مهران مدیری را در جنگ نوروزی شبکه 2و طنز 77داشته و البته نویسندگی قسمتهایی از مجموعه زیر آسمان شهر 2هم به عهده او بوده است ، اما مهمترین تجربه هایش را در برنامه های رادیویی و تئاترهایی که در شهرستان های مختلف اجرا می کرده ، به دست آورده است.
بهانه آشنایی او با داریوش کاردان ، شرکت در کلاسهای دوبله در سال 75بوده و امروز حمید شریف نیا (همان آقای سعادت) مسوولیت بخش فنی شبکه سه و نیم را به عهده دارد. تعریفی که او از طنز شبکه سه و نیم دارد چنین است: شبکه سه و نیم بناست یک طنز باشد به معنای درست و کلاسیکی که ما از آن سراغ داریم.
من با بیشتر دوستان در برنامه های مختلف طنز کار کردم ، اما آنچه طی این سالها به نمایش درمی آمده یک کمدی شبانه بوده که به صورت روزانه بوده است. متاسفانه این معضل گریبان این برنامه را هم گرفته است. امیدوارم با درایت و نظارت آقای کاردان این اتفاق ، یعنی تبدیل شدن به کمدی برای شبکه سه و نیم نیفتد.
طبعا در این کار قرار نیست که مردم بنشینند و یک ساعت خستگی روزانه را رفع کنند. قرار است یک حرفهایی را هم بشنوند، یک چیزهایی را لمس کنند و راجع به یک سری مسائل فکر کنند.
حرفهایی را که سالهاست گلویشان را گرفته از طریق این برنامه مطرح شود و حداقل به این آرامش برسند که آخی بالاخره یکی این را گفت.تجربه شریف نیا در برنامه های رادیویی و البته دوبله باعث شده او کنار بازی در این مجموعه ، مسوولیت بخشی جدید از آیتمهای شبکه سه و نیم را که احتمالا در شبهای آینده شاهدش هستیم به عهده بگیرد.
این آیتم واحد دوبله شبکه است که یک قسمت از آن را در روزهای اول پخش برنامه دیدیم. به نظر می رسد این آیتم از بخشهای پرطرفدار مجموعه باشد.مهمترین و بزرگترین انتقاد او به شبکه سه و نیم این است که چرا پذیرفت به یک برنامه شبانه تبدیل شود.
او اعتقاد دارد برای این که بتوان از پتانسیل و ظرفیت های این برنامه خوب بهره برد و آن را به هدف اصلی اش نزدیک کرد، باید زمان و نیروی بیشتری برایش صرف شود که در حال حاضر با توجه به محدودیت زمان ، این امکان وجود ندارد.
او می گوید: اگر ما زمان بیشتری در اختیار داشتیم می توانستیم میزان جذابیت برنامه را بالاتر ببریم و نکات بیشتر و بهتری را مطرح کنیم. کاش حداقل به ما اجازه می دادند که برنامه را یک شب در میان روی آنتن ببریم.
ما در شرایط ایده آل زندگی نمی کنیم ، اما چقدر خوب بود که شخصیت خرناس رادیویی باقی می ماند و چقدر خوب بود که می توانستیم یک شخصیت دیگر را پرورش بدهیم برای مدیریت شبکه سه و نیم با همان خصوصیاتی که از او انتظار داریم ؛ اما خرناس از آن شخصیت های دوست داشتنی است که مردم با او در رادیو زندگی کرده اند.
خلق مجدد این شخصیت یا شخصیتی شبیه او زمان زیادی طلب می کرد که ما نداشتیم ، بنابراین تصمیم بر این شد که از این ظرفیت آماده استفاده کنیم. این که چنین تجربه ای موفق خواهد بود یا نه ، تا حدود زیادی به آن شخصیت و شیوه استفاده از آن برمی گردد، مثل ادبیات که به تصویر تبدیل می شود. به نظر من استاد خرناس تا حدود زیادی به یک پتانسیل تصویری تبدیل شده است ، اما خب بعضی از شاخ و برگهای این آدم گرفته شده است ، مثل شعر خواندن هایش و رفتارهای غیرعاقلانه اش.


هیچ نقدی خنثی نبود
به نظر آدم جدی و منظمی می آید؛ البته نه آنقدر جدی که دست از شوخی های پشت صحنه بردارد. می گوید در کنار حمید شریف نیا، حسین رفیعی (که الان دیگر در مجموعه حضور ندارد) و بقیه بچه ها، من یک بازیگرم و کارم را انجام می دهم.
طبعا تلاش می کنم به بهترین وجه هم انجامش بدهم ؛ اما هدفی که شبکه سه و نیم در نظر دارد به آن برسد همان طور که حتما تا حالا خیلی ها متوجه آن شده اند، این است که یک سری خط قرمزها را از سر راه بیان مشکلات و معضلات جامعه بردارد تا صدای مردم با واسطه کمتری به مسوولان برسد. خب شکر خدا تا حدودی هم موفق بوده است.
چنانچه پس از پخش برنامه مربوط به مخابرات و خرابی خطوط تلفن و تلفن همراه ، شرکت مخابرات اعلام کرد که هر کس از ما شکایت دارد، مستقیما بیاید و مطرح کند.خوب که فکر کنیم یادمان می آید اولین بار هادی کاظمی را در نوروز 76در تلویزیون دیده ایم و پس از آن مجموعه اکسیژن ، کلبه سفید، طنز پاورچین (حسام دوبرره ) و...، البته یک فیلم تلویزیونی که در آن یک نقش جدی دارد. (زیاد به حافظه تان فشار نیاورید این تله فیلم هنوز پخش نشده است.)
جالب است بدانید او از میان کارهای طنزی که تا به حال در آنها حضور داشته به هیچ کدامشان علاقه نداشته است ، چون به عقیده کاظمی هیچ کدامشان از طنز موقعیت استفاده نکرده اند.
او می گوید: از میان همه کارهایم تنها نقش کوچکی که در یک فیلم تلویزیونی داشتم خیلی به من انرژی داد. نقش یک کارآگاه جدی که به رغم کوتاه بودنش حس خوبی به من داد. ناظر پخش شبکه سه و نیم فعلا موردی از این شبکه نمی گیرد و تنها می گوید: ما تمام تلاشمان را می کنیم تا کار، هم برای عامه مردم و هم برای قشر خاصی که نگاه متفاوت و نکته سنج تری به جامعه دارند، راضی کننده باشد که البته این کار بسیار سختی است.
من خودم نقدهای مثبت و منفی زیادی نسبت به این کار شنیده ام و خوشبختانه هیچ کدامشان نقد خنثی نبوده اند، همین موضوع ما را نسبت به کار بیشتر امیدوار می کند.


گفته باشم
شاد و خونگرم است و در عین حال آرامشی خاص در رفتارهایش دیده می شود. پیش از هر حرفی مدتی سکوت می کند؛ سعی دارد همه حرفهایش را با فکر به زبان بیاورد.
سارای مجموعه زیر آسمان شهر 1 این روزها منشی یک شبکه خصوصی تلویزیونی تازه تاسیس است که به رغم نقطه ضعفهایی که دارد مدیر شبکه یعنی استاد خرناس می تواند خیلی به او اعتماد کند. گفته باشم!او شبکه سه و نیم را برنامه ای می داند که با یک زیربنای درست کار خود را شروع کرده و هدفی خوب برایش در نظر گرفته شده است به شرط آن که مشکلات و مسائل پیش بینی نشده مانع رسیدن به آن هدف نشود.
هر کدام برای یک مقطع و فراخور با یک زمان خاص ساخته شده اند. ما باید یاد بگیریم هر چیزی را بموقع استفاده کنیم و بموقع پرورش دهیم و بموقع تمامش کنیم و برویم سراغ یک فکر جدید.
من خودم ترجیح می دهم در کارهایی حضور داشته باشم که زندگی در آنها جریان داشته باشد. ولی شرایط کار خیلی سخت و خسته کننده است.

پیروزه روحانیون
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها