گفتگو با موسی عبدی، هنرمند مجسمه ساز؛

همنشینی دلاور دلواری با سردار ملی در سرزمین مشروطه

وقایع مربوط به حوادث مشروطه قابلیت​های زیادی برای فیلمسازی دارد

جای خالی مشروطه در سینما و تلویزیون

چهاردهم مرداد 1285 بالاخره مظفرالدین شاه بعد از کش‌وقوس‌های فراوان با مشروطه‌خواهان، فرمان مشروطه را امضا کرد تا یکی از مهم‌ترین اسناد تاریخی ایران متولد شود و ایران یکی از حساس‌ترین برهه‌های تاریخ معاصر خود را آغاز کند.
کد خبر: ۷۰۳۸۱۲
جای خالی مشروطه در سینما و تلویزیون
این واقعه هم مثل تمامی وقایع تاریخی، ظرفیت‌ها و جاذبه‌های فراوانی دارد تا فیلمسازان را به خود جلب کند. شخصیت‌ها و حوادث مشروطه به‌قدری زیاد است که فیلمسازان می‌توانند از دیدگاه‌های مختلفی به آن بپردازند و تا مدت‌ها ـ و شاید هرگز ـ به دام تکرار هم نیفتند.

اما این ظرفیت بالقوه تاریخی تقریبا رها شده و بجز چند مجموعه تلویزیونی انگشت‌شمار، به مشروطه زیاد پرداخته نشده است. سید ضیاءالدین دری، کارگردان سریال‌های مطرحی چون کیف انگلیسی و کلاه پهلوی معتقد است تاریخ نهضت مشروطه باوجود تاثیرات عمیق اجتماعی، فرهنگی و سیاسی‌اش هنوز به شکل درستی در یک سریال تلویزیونی به نمایش درنیامده است. او سریالی 60 ـ 50 قسمتی را برای ساخت چنین مجموعه‌ای مناسب می‌داند و تأکید می‌کند اگر بخش‌هایی از سریال را به صورت پایلوت برای عده‌ای از مخاطبان و کارشناسان به نمایش بگذاریم می‌توانیم یک اثر ماندگار در این حوزه خلق کنیم. دری بر پرداخت تمامی زوایای تاریخی مشروطه اصرار می‌کند تا نگاه دقیقی به مخاطب منتقل شود.

حسن هدایت، دیگر فیلمساز تاریخی هم مشروطه را یک بستر بسیار پراهمیت برای ورود صنعت فیلمسازی به آن می‌داند. به اعتقاد این فیلمساز، مشروطه فرصتی است تا ما تاریخ خود را آن‌طور که واقعا بوده بسازیم و علاوه بر استفاده‌های داخلی، به خارج از مرزها هم صادر کنیم.

مشروطه را آن‌طور بوده نشان دهیم

سیدضیاءالدین دری با اشاره به اهمیت تاریخی مشروطه می‌گوید: مشروطه یک نقطه عطف در تاریخ معاصر ایران و خاورمیانه و حتی بخش‌هایی از اروپای شرقی است.

زمانی که ما در این مملکت قیام کردیم هنوز حرکت جدی در روسیه علیه تزارها و حکومت تزارها اتفاق نیفتاده بود، یعنی ما از روس‌ها جلوتر بودیم. به‌نظر من اگر مشروطه را خوب و درست آنالیز کنیم، پایه‌هایی از انقلاب اسلامی ایران را در آن می‌بینیم. در حقیقت، این‌طور نیست که ما مشروطه و انقلاب اسلامی را دو رویداد جداگانه ببینیم. پایه‌های انقلاب اسلامی در مشروطه گذاشته شد منتها با توجه به شرایطی که در آن موقع بود با تأخیر اتفاق افتاد. بنابراین شناخت مقوله مشروطه خیلی مهم است. ما باید به مشروطه بپردازیم ولی این مساله، آن طور که باید و شاید اتفاق نیفتاده و ما بیشتر به قاجار پرداخته‌ایم و اگر هم در کارهایی به آن اشاره شده، بیشتر مربوط به قاجار بوده است.

او بر لزوم ساخت یک مجموعه کامل در مورد مشروطه که همه آرا و افکار را دربرگیرد تأکید می‌کند و می‌افزاید: ما الان از مشروطه فاصله گرفته‌ایم؛ آرای زیادی از سوسیالیسم و دموکراسی گرفته تا نظام اسلامی در آن وجود داشته. اگر انقلاب مشروطه در ایران را به‌صورت کامل در یک سریال 60 ـ 50 قسمتی نشان دهیم، واقعا می‌توانیم خیلی از مسائل امروزمان را برای مردم باز کنیم؛ مردم باید متوجه شوند که نباید خیلی از مسائل آن روز را دوباره تکرار کنند و باید بر داشته‌ها تأکید کنند و آنچه را دارند به سمت رشد و تعالی و بهتر شدن ببرند. بنابراین، من معتقدم این اتفاق باید در صدا وسیما بیفتد زیرا فقط صدا وسیما توان دارد چنین کاری را انجام دهد.

دری خاطرنشان می‌کند: برای این مساله باید اراده‌ای وجود داشته باشد؛ اولا مدیران این لزوم را باور کنند که ما باید مشروطه را چنان‌که بوده نشان دهیم؛ نگوییم چون در آن مقطع، دیدگاه‌های اسلامی مطرح شد ولی نتوانست قدرت را در دست بگیرد، به آن توجه نکنیم. این کار درستی نیست. زیرا اتفاقا ما باید نشان دهیم چرا آن موقع نشد و بعدها شد؛ چه اتفاقی افتاد که آن موقع در شرایطی که کسانی بودند که بر مشروطه مشروعه تأکید می‌کردند شکست خوردند یا به نظر آمد که شکست خوردند. به هر حال، امروز آن تفکر به نام انقلاب اسلامی به قدرت رسیده. بنابراین به اعتقاد من مدیران باید این مساله را در نظر بگیرند که نگاه صادقانه و منصفانه به این فیلم یک ضرورت است و اگر درست ساخته شود، به‌عنوان یک فیلم مرجع قرار می‌گیرد. یعنی طوری باشد که موافقین و مخالفان مشروطه بگویند مطالب در این فیلم، درست گفته شده است.

نباید شخصیت‌ها را سیاه و سفید ببینیم

حسن هدایت، کارگردان و نویسنده سینما و تلویزیون هم به تأثیرات مهم سیاسی و فرهنگی مشروطه اشاره می‌کند و می‌گوید: مشروطه اولین حرکت اجتماعی مهم در آسیا محسوب می‌شد و روی ایران هم به شدت تأثیر گذاشت؛ آدم‌هایی مثل مرحوم مدرس و خیلی‌های دیگر از مشروطه درآمدند که در واقع رهبران فکری انقلاب اسلامی خودمان بودند. شناختن مشروطه به‌طور دقیق خیلی کمک می‌کند که به ریشه‌های این که چرا بعد از 80 ـ 70 سال پس از مشروطه، مردم دوباره انقلاب کردند را بشناسیم.

او ادامه می‌دهد: متأسفانه ما در بحث مشروطیت شخصیت‌ها را سیاه و سفید می‌کنیم. یعنی فکر می‌کردند تمام روحانیون مشروطه یک طرف بودند و شیخ فضل‌الله نوری هم یک طرف بوده است. درحالی که این‌طور صف‌بندی‌ها مخصوص امروز ماست. باید به آن دوره نگاه کنیم که به چه دلیل گاهی اوقات جلوی همدیگر می‌ایستادند یا ریشه‌های فکری‌شان چه بوده و این که نهضت مشروطه منهای این تفکرات چه تأثیرات اجتماعی و اقتصادی نه‌تنها در ایران بلکه در کل آسیا گذاشته بود، چون انقلاب‌های دیگری که بعد از این در منطقه صورت گرفت، خیلی‌هایشان از مشروطیت نشأت گرفت. یکی از بزرگ‌ترین شان انقلاب روسیه بود که در سال 1917 اتفاق افتاد و تأثیرات شدیدی از مشروطیت گرفته بود یا در ترکیه و دولت عثمانی آن زمان که از این حرکت تأثیر پذیرفتند.

این کارگردان و نویسنده اذعان می‌کند: به‌عنوان یک بیننده و آدمی که دستی در تاریخ دارم، احساس می‌کنم هنوز حق مطلب مشروطیت به‌طور دقیق و کامل ادا نشده و قدر شخصیت‌هایی که در نهضت بودند هنوز شناخته نشده‌اند، چه شخصیت‌هایی که انقلابی بودند مثل ستارخان و باقرخان و یپرم خان که بعدها رئیس پلیس تهران شد و سران ایل بختیاری و خیلی‌های دیگر ـ اینها انقلابیون تفنگ به دست بودندـ و چه رهبران فکری شان مثل مرحوم خراسانی و شیخ فضل‌الله نوری که در جبهه مشروعه‌خواهان بودند نه مشروطه‌خواهان و همچنین خود مدرس.

نگاه درست

دری هم به نوع نگاه به مشروطه هم اشاره و تصریح می‌کند: ما فکر می‌کنیم نوع نگاه به موضوع باید حتما از ناحیه سفارش خودمان باشد که این عمل هم برای چیزی که بیش از صد سال از آن گذشته چندان جالب نیست. ما نباید فکر کنیم اگر راجع به مشروطیت فیلم ساختیم، یعنی تبلیغ مشروطه کردیم. مشروطه در آن زمان، حداقل خواست ملی آن موقع بوده است. باید ببینیم چه چیزهایی از آن با زمانه امروز ما مطابقت دارد؟ یکی از آنها، موضوع حضور مذهب در سیاست است، یعنی اگر 80 درصد از روشنفکران، گونه‌ای سکولاریزم را در زمان مشروطه برای ایران تجویز می‌کردند، بعد از حدود 80 سال معلوم می‌شود که این درست نبوده و بعد از این زمان، جمهوری اسلامی روی کار می‌آید.

این کارگردان ادامه می‌دهد: این حرکت دینی در بیش از 80 سال گذشته اصیل تر بوده و به همین دلیل بالاخره روزی به قدرت رسیده و حرفش را از طریق آرای ملی به کرسی نشانده است، اما این‌که بخواهیم آن دوره را با نگرش ممیزی ببینیم، آن چیزی که امروز داریم را هم زیر سوال برده‌ایم، چون مخاطب می‌داند چنین چیزی در واقعیت تاریخ نبوده؛ ممکن است اطلاعاتش کامل نباشد اما در طول سال‌ها فهمیده‌اند که مشروطه چه بوده است. مشروطه تلاش کرده حکومت فردی یک نفر بر یک ملت را بر هم بزند که این اتفاق هم افتاد. اگر مردم درست ببینند این را متوجه می‌شوند، چه چیزی بوده اند و به کجا رسیده‌اند. اگر ما نگاه درستی به مشروطه داشته باشیم، درس‌های زیادی از آن می‌گیریم ـ زیرا امروز شرایط حاکمیت کشور ما جمهوری است و با آن دوران به‌طور کلی تفاوت دارد ـ منتها اول باید اراده و بعد بودجه باشد و بعد راه درستش طی شود.

عیب‌های مشروطه

حسن هدایت، در مورد ضعف پرداختن به مشروطه می‌گوید: این ضعف به دو دلیل است، یکی این که تعریفی که ما از مشروطه داریم متأسفانه یک تعریف سیاه و سفید است ـ مثل خیلی تعریف‌ها که از تاریخ داریم ـ یعنی یک‌سری شخصیت‌ها باید بد باشند و یک‌سری از شخصیت‌ها باید خوب باشند. درحالی که نزدیک به صد سال از مشروطیت گذشته و سیاه و سفید نشان دادن آدم‌ها بی معنی است. باید نقاط ضعف و قوت همه را بدون جهتگیری و بی‌طرفانه روایت کرد که تا به حال این کار نشده است. دومین دلیل این است که کار به دست اهلش سپرده نشده است. داستان مشروطه خیلی بزرگ‌تر از آن است که بخواهد در قالب سریال‌های رفاقتی یا امثالهم طرح شود. این مساله، تحقیقات دقیقی می‌خواهد و گستردگی خیلی زیادی دارد.

او اضافه می‌کند: ما فکر می‌کنیم مشروطه یک انقلاب سیاسی است در صورتی که بیشتر یک حرکت فرهنگی بود و تأثیر زیادی روی فرهنگ و ادب و نویسندگی گذاشت. آدم‌هایی مثل دهخدا یا صوراسرافیل از دل مشروطه درآمدند؛ نثر ایران و نویسندگی ایران بعد از این افراد متحول شد اما متأسفانه خیلی اوقات، جنبه‌های فرهنگی مورد غفلت واقع می‌شود. حتی تئاتر ما در مشروطیت متولد شد و سینمای ما از مشروطیت نضج گرفت. همچنین نگاه فرهنگی که به جامعه می‌شد در سیستم مشروطیت تغییر زیادی کرد.

این نویسنده و کارگردان خاطرنشان می‌کند: این مساله جنبه مثبت و منفی دارد؛ به هر حال هر نهضتی معایب و محاسنی با خود می‌آورد. باید بیطرفانه بگوییم که مشروطیت مثل هر حرکت اجتماعی، این حسن‌ها و این بدی‌ها را داشته اما متأسفانه ما اغلب روی عیب‌هایش تأکید می‌کنیم و روی حسن‌هایش تأکید نمی‌کنیم یا ممکن است برعکس، افراطی شویم و بگوییم نهضت مشروطه عالی بوده ولی بعدا خرابش کردند.

بزرگ‌ترین حرکت اجتماعی تاریخ معاصر تا قبل از انقلاب

هدایت همچنین می‌گوید: به‌عنوان فردی که دغدغه کوچکی در تاریخ دارد، احساس می‌کنم مشروطیت به‌عنوان بزرگ‌ترین حرکت اجتماعی تاریخ معاصر ما تا قبل از انقلاب اسلامی جای تحقیق و تطور زیادی دارد و شخصیت‌ها و ماجراهای بسیار فراوانی دارد که می‌توانند دستمایه حرکات خوبی شوند.

او به سریال‌های ساخته شده در مورد مشروطه هم اشاره می‌کند و می‌گوید: در برخی فیلم‌ها یا سریال‌های مناسب، گوشه‌هایی به مشروطه زده شده اما آن گوشه‌ها بیشتر تحت تأثیر شخصیت‌هایی است که قهرمان این سریال‌ها بوده‌اند. مثلا سریالی درباره کوچک جنگلی ساخته شده، به هر حال میرزاکوچک خان هم تحت تأثیر مشروطه بوده ولی مشروطه در این سریال اصلا مطرح نبود. یا سریالی درباره مدرس ساخته شد ولی باز هم مشروطیت چندان مطرح نبود و آن قدر روی مخالفتش با سیستم دیکتاتوری رضاشاه تأکید شده بود که از نقش بسیار سازنده این بزرگوار در نهضت مشروطه و در شورای نگهبان آن دوره غفلت شد. پنج نفر از علما باید انتخاب می‌شدند که روی قوانین مجلس نظارت کنند و یکی از آنها مرحوم مدرس بود. این‌که چطور نگاه می‌کردند و چطور روی قانون‌گذاری تأثیر داشتند و سعی می‌کردند هم جنبه شرعی قوانین را رعایت کنند و هم مدرنیزه شود و از حالت کهنگی دربیاید. اینها نقش‌های بسیار سازنده‌ای است که روی قانونگذاری‌های بعدی و حتی قانون‌هایی که مرحوم داور که قوانین جدید را در ایران پایه‌گذاری کرد، تأثیر گذاشت.

کارگردان سریال نامدار تأکید می‌کند: در مجموع، مشروطیت جای کار زیادی دارد و امیدوارم تلویزیون به‌طور جدی به این قضیه بپردازد.

لزوم پایلوت‌سازی در سریال‌های مرجع

برای پر شدن خلأ موجود، سیدضیاءالدین دری ساخت یک سریال مرجع در این زمینه را پیشنهاد می‌دهد. کارگردان سریال کلاه پهلوی بر پایلوت‌سازی پیش از شروع روند چنین سریالی هم تأکید می‌کند و می‌گوید: اول باید این ضرورت به‌وجود بیاید بعد برای آن یک پایلوت بسازند و جمعی را در نظر بگیرند که از گروه‌های اجتماعی مختلف باشند و نسخه پایلوت را ببینند. پایلوت باید نسخه باکیفیتی باشد و اگر مورد پسند مخاطبان بود، ساخت آن ادامه پیدا کند. این کاری است که در آمریکا برای سریال‌های روز انجام می‌شود. پایلوت یک کار جدی است و با عالی‌ترین و بهترین امکانات انجام می‌شود یعنی برای یک کار 60 ـ 50 قسمتی یک نسخه پایلوت حدودا 150 دقیقه‌ای داشته باشیم؛ یک میلیارد تومان برای آن هزینه شود و برای مخاطبان و منتقدان به نمایش گذاشته شود. اگر جواب نداد و ناموفق بود، ریشه ناموفق بودن آن مشخص شود. باید توجه کنیم که نمی‌توان برای مضامین حساس و حتی موضوعات اجتماعی این کار را انجام نداد.

او با اشاره به حجم بالای مخاطبان یک سریال ادامه می‌دهد: از جمعیت 300 میلیونی آمریکا، ممکن است 25 میلیون نفر یک برنامه را دنبال کنند. 10 درصد عدد زیادی است و نباید آن را شوخی بگیریم. در نتیجه باید نسخه پایلوت را انجام دهیم؛ با توجه به آن، اصول کار دستمان می‌آید و می‌فهمیم که کجاهای کار اشکال دارد یا کجاها را درست رفتیم. بعد از این که ارزیابی‌ها صورت گرفت، دستور ساخت سریال صادر می‌شود. در این زمان مطمئن هستند که این کار، بخش آزمون و خطایش را پشت سر گذاشته، بنابراین کاری که انجام می‌دهیم به یک سریال ماندگار تبدیل می‌شود و زمانی که پخش می‌شود، هرکسی به خود اجازه نمی‌دهد از آن انتقاد کند چون این مراحل را پشت سر گذاشته است.

دری تصریح می‌کند: منتها اول باید اراده این کار وجود داشته باشد و از مسیری برویم که کشورهای صاحب سرمایه رفته‌اند. این نیست که بگوییم داریم از آمریکایی‌ها تقلید می‌کنیم؛ آنها به‌دلیل سرمایه‌گذاری که می‌کنند قبل از شروع کار، محاسبه کرده و ریسک را به حداقل می‌رسانند. یعنی اول به یک جمع‌بندی درست می‌رسند.

روایتی با بی‌طرفی کامل

اسماعیل عفیفه تهیه‌کننده سریال‌هایی مثل همسایه‌ها، پس از باران، میوه ممنوعه، جوانی، بومرنگ و مامور بدرقه، درباره قابلیت‌های مشروطه برای سریال‌سازی می‌گوید: مشروطیت دوره بسیار مهمی برای ما محسوب می‌شود و تاریخ بسیار پیچیده‌ای دارد، اما هرکس از آن تعریف و روایت خاصی دارد، تلویزیون یک روایت از آن دارد و مورخان و محققان یک روایت و عموم مردم یک روایت دیگر.

بعضی‌ها می‌گویند خارجی‌ها نقش بسیاری در آن داشته‌اند و عده دیگری مشروطه را حرکتی ملی و مردمی می‌دانند، اما روایت‌هایی که تاکنون از این واقعه مهم در فیلم‌ها و سریال‌ها صورت گرفته یک روایت آمیخته با حب و بغض بوده و به نظر من خود واقعیت نبوده است. هرکس از آن تعریف مخصوص به خود را ارائه کرده است در صورتی که باید قبل از ساخت هر سریال تاریخی، پژوهشی همه‌جانبه و دقیق، با بی‌طرفی کامل انجام شود، ولی متاسفانه می‌بینیم همان معدود فیلم‌هایی هم که در این زمینه ساخته شده‌اند مخدوش هستند و نمی‌توان به‌عنوان اثری قابل قبول آنها را پذیرفت.

این تهیه‌کننده تلویزیونی ساخت سریال‌های تاریخی و پرداختن به حوادثی مثل مشروطه را بسیار هزینه بر می‌داند و ادامه می‌دهد: تاریخ 150 سال پیش و فضاسازی آن دوران بسیار هزینه‌بر و زمانبر است و اگر فیلمسازی بخواهد سراغ آن برود باید متحمل هزینه‌های سنگین شود، بنابراین خودش نمی‌تواند و باید روی سیاست‌های کلان حساب کند که آن هم باتوجه به اوضاع نامناسب کنونی چندان مقدور نیست، بنابراین از خیر پرداختن به موضوعی مثل مشروطه می‌گذرد و سراغ موضوعی با دردسرهای کمتر می‌رود.

به عقیده عفیفه اگر بخواهیم سریالی درباره مشروطه بسازیم که موفق باشد و مخاطب با آن ارتباط برقرار کند، ابتدا باید نگاهی بی‌طرفانه به وقایع داشته باشیم و تنها روی دانسته‌های خود حساب باز نکنیم و از طرف دیگر از عهده هزینه‌های آن برآییم.

سریال‌سازی درباره مشروطیت

این کارگردان و نویسنده تأکید می‌کند: ما باید اول اراده لازم را داشته باشیم و ببینیم اصلا می‌خواهیم در مورد مشروطه فیلم بسازیم یا نه؟ این‌که چهاردهم مرداد که می‌شود نظری بگیریم و چند روزی از این مساله داغ باشد و حتی در جلسات مدیریتی هم آن را بگوییم، چاره کار نیست. این کار محاسبات خود را می‌خواهد، اراده، تصمیم از قبل گرفته شده و بودجه مناسبی می‌خواهد.

او اضافه می‌کند: اگر با چنین شرایطی یک سریال بسازیم دست‌کم برای یک دوره بیست‌وپنج ساله به‌عنوان یک اثر مرجع باقی می‌ماند. بعد از 30 ـ 25 سال که نسل تغییر می‌کند ممکن است تکنیک‌ها عوض شده باشند، پس دوباره همین فیلم را ملاک قرار می‌دهند و 80 درصد به آن تکیه می‌کنند، چون می‌دانند حساب و کتاب‌ها شده است. اگر هم موارد جدیدی بعد 30 ـ 25 سال به چشم رسیده و سند جدیدی در تاریخ پیدا شده باشد، آن را هم لحاظ می‌کنند. مفهوم این که دوباره می‌سازند این نیست که کار قبلی بد بود بلکه فناوری عوض شده و هنرپیشه‌ها برای نسل جدید شناخته شده نیستند. از آنجا که موضوع برای ما مهم است باید هر 30 سال یک بار، یک اثر جدید در این زمینه تولید کنیم تا نسل جدید را جذب کند و مردم زمانه خودش را تحت تأثیر قرار دهد. منتها متأسفانه ما فکر می‌کنیم یک فیلم برای ابد کافی است، در حالی که چنین چیزی نیست.

غفلت از تاریخ درخشان

حسن هدایت در پاسخ به پرسشی درباره علاقه نداشتن فیلمسازان به پرداختن به موضوعات تاریخی مثل مشروطه می‌گوید: فیلمسازان سراغ موضوعی می‌روند که امکان ساختش وجود داشته باشد. فکر کنید، کلی تحقیق و کار کنند تا درباره مشروطه فیلم بسازند اما هیچ کجا سرمایه‌ای برای کارتان فراهم نکند. این یعنی هدر دادن وقت و عمر و سرمایه. مؤسساتی مثل سازمان صداوسیما یا هرجایی که می‌تواند متولی باشد باید فراخوان دهند و پا پیش بگذارند؛ طبیعتا در آن وقت خواهید دید که جمع کثیری به سمت این کار می‌آیند، طبیعتا یک سری از آنها افراد فرصت‌طلبی هستند که دنبال کاسبی هستند. این افراد را براحتی می‌توان کنار گذاشت و با کمک افراد دیگر، نقشه راهی برای مشروطیت و به تصویر کشیدن نقاط برجسته آن طراحی کرد.

او ادامه می‌دهد: الان ترک‌ها در تلویزیون ترکیه، داستان‌های قدیمی خود را فیلم می‌کنند، از سلطان سلیم گرفته تا بقیه شخصیت‌ها و به زور همین چیزها تاریخشان را خودشان تعریف می‌کنند و آن را به دیگر کشورها تحمیل می‌کنند. ولی ما با این تاریخ درخشانی که داریم همچنان در غفلت هستیم و توجه نمی‌کنیم که باید فیلم‌‌ها و سریال‌هایی بسازیم که نه فقط در داخل کشور مخاطب داشته باشد بلکه قابل صدور باشد تا از این طریق بتوانیم تاریخمان را صادر کنیم و بگوییم ما آدم‌های بی‌تاریخی نیستیم.

او درباره فیلمنامه‌ها و مشکلات تاریخی آنها که معمولا حاشیه‌هایی برای سریال‌های تاریخ ایجاد می‌کند هم می‌گوید: مهم، سفارش‌دهنده است. اگر شما به‌عنوان بررسی‌کننده، یک سناریو را بی‌طرفانه و دقیق بررسی کنید، فیلمنامه‌نویس مجبور می‌شود اصالت و مستندات متنش را بالا ببرد ولی وقتی احساس کند چیز خاصی با استانداردهای خاصی می‌خواهید، طبیعتا همان‌گونه هم برای شما می‌نویسد. من مشکل را از فیلمنامه‌نویس‌ها نمی‌دانم چون فیلمنامه‌نویس خوب در این مملکت زیاد داریم. (رضوان اناری/ ضمیمه قاب کوچک)

newsQrCode
برچسب ها: سریال مشروطه
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها