
بنابراین در شرایط کنونی، نهادهای مسئول باید زمان پاسخگویی خود را به حداقل برسانند. اگر خبری منتشر شد، باید در کوتاهترین زمان ممکن، مقام مسئولی که اطلاعات کافی دارد از طریق رسانهها اعلام کند این خبر کذب است. برعکس، اگر اتفاقی رخداده که عامل آن طرف خودی است و اقدامی برای پیشدستی یا پیشگیری صورت گرفته، باید روایت اول متعلق به طرف خودی باشد. نباید اجازه داد تفسیرها و تعبیرهایی که رسانههای جریان اصلی تدوین میکنند، همهگیر شود.
متأسفانه رسانههای مرجع و اصلی بینالمللی که زمانی پایبند اصول بودند، از خطوط قرمز ژورنالیستی عبور کردهاند. این رسانهها چه تحت فشار سرمایهداران باشند و چه بهدلیل ناکامی در جبهههای دیگر، اکنون آن اصول را رعایت نمیکنند. یادم هست در دهه ۶۰، وقتی از روی تلکس خبرهای خبرگزاریهای رویترز و فارس را دریافت میکردیم، هسته اصلی این خبرها یکسان بود. فقط نحوه چیدمان در هرم وارونه (نحوه تنظیم خبر) کمی متفاوت بود، اما هیچکس از هسته واقعی خارج نمیشد.
امروز شهروند ــ رسانهها و انسان ــ رسانهها حتی زودتر از رسانههای جریان اصلی خبر را منعکس میکنند. کسانی که نزدیک به واقعه هستند و شاهد واقعیاند، خیلی سریعتر خبر را نقل میکنند. با توجه به سرعت بازنشر در شبکههای اجتماعی، خبرها در زمانی بسیار کوتاه به دست مخاطبان میرسد.
چرا رسانههای جریان اصلی این کار را میکنند؟ این رسانهها واقعا دارند با اعتبار و حیثیت خودشان (اگر وجود داشته باشد) بازی میکنند و نمیدانند که بازگشت این اعتبار بهسختی و بهکندی صورت میگیرد. بنابراین ما باید راه خود را در عرصه رسانه بپیماییم؛ طوری که اگر خبری کذب است، در کوتاهترین زمان آن را تکذیب کنیم. اگر کاری انجام شده و مخاطبان باید بدانند، در کوتاهترین زمان باید با روایتی درست و واقعی ارائه شود. این رویکرد رفتهرفته اعتماد را بازمیگرداند.
اکنون مشاهده میکنید که برخی مخاطبان داخلی که روزی بسیاری از رسانههای داخلی را کنار گذاشته بودند، دارند به همین رسانهها برمیگردند. بیاعتمادی متوجه رسانههایی است که اصول اساسی را رعایت نکردند، یا افرادی مثل ترامپ که در حرفهایشان ثابتقدم نبودند و حرفهایی زدند که با واقعیت فاصله زیادی داشت. بنابراین حرفهای اینچنینی سیاستمداران دنیا، باعث بیاعتباری بیش از پیش رسانههای آنها نیز شده است.
امروز مهم این است که رسانه ملی و رسانههای داخلی به این رسالت اساسی بپردازند که روایت غیرواقع را غیرواقع اعلام کنند، و در صورت امکان واقعیت را بیان کنند. در این شرایط است که اعتماد و سرمایه اجتماعی بازمیگردد. نکته مهم این است که این بازگشت میتواند سریع انجام شود، ولی نیاز به سرمایهگذاری و تداوم دارد. تداوم در روایت اولگویی و تداوم در حقیقتگویی باعث میشود این بازگشت پایدار بماند و در زمانهای خاص بتوانیم از این سرمایه اجتماعی به نفع منافع ملی استفاده کنیم.