جوانان سروقامتی که عاشق ایران بودند و امروز نیز در جدال با اهریمنهای جنگطلب، بازهم جوانان باغیرت و وطندوست حاضرند برای حفظ مرزهای آبی این دیار و خلیج دوستداشتنی فارس از جان و مالشان بگذرند. ایرانیجماعت تهدید را برنمیتابد. تهدید خانواده و خانه و میهن توسط کثیفترین انسانهای روی زمین، عامل ناخشنودی ما ایرانیان است. خلیجفارس هم خانه و خانواده ماست. در این نوشتار قصد دارم به شما بگویم در طول تاریخ چطور ایرانیها نشان دادهاند که این خلیج را یکی از اعضای خانواده خود میدانند و از آنچه بر آن گذشته درسها گرفتهاند.
اینجا جای شما نیست!
خلیجفارس، همواره شاهراهی بوده که نبض تجارت جهانی را در دستانش داشته است. در اوایل قرن شانزدهم، پرتغال، قدرت نوظهور دریایی بود که در پی تسلط بر خلیجفارس برآمد. جزیره هرمز، نگین این خلیج، به پایگاهی استراتژیک برای پرتغالیها بدل شد و بیش از یکقرن، مسیرهای تجاری را تحت نفوذ خود درآورد. اما ایرانیان آزاده به رهبری شاهعباس صفوی، سرانجام این دوران را به پایان رسانده و هرمز را به آغوش وطن بازگرداندند. در سال ۱۵۰۷ میلادی، ناوگان پرتغال به فرماندهی آلبوکرک، جزیره هرمز را که پیشتر مرکزی مهم برای تجارت بود به تصرف درآورد. آنان با ساختن دژی مستحکم، کنترل تنگه هرمز را بهدستگرفتند. این تسلط، منافع اقتصادی ایران را بهشدت تحت تاثیر قرار داد. زیرا بخش قابلتوجهی از درآمدهای گمرکی و تجاری، بهجای خزانه دولت صفوی، روانه لیسبون میشد. علاوهبرآن، شکایت بازرگانان محلی از مالیاتهای سنگین و محدودیتهای پرتغالیها، نیاز به تغییری اساسی را بیش از پیش آشکار میساخت. شاهعباس صفوی با درک پیامدهای سیاسی و اقتصادی این سلطه، تصمیم به اخراج پرتغالیها گرفت. اما چالش بزرگ، نبود توان دریایی کافی در ایران آن زمان بود. در اینجا منافع متقابل راه را برای یک اتحاد تاریخی باز کرد. کمپانی هند شرقی که رقیب اصلی پرتغال در تجارت بود، با دیدن فرصتی برای کنار زدن رقیب اروپایی خود موافقت کرد تا با ناوگان و تخصص فنی خود به نیروهای ایرانی یاری برساند. این همکاری، یک اتحاد استراتژیک محسوب میشد که هدف مشترک آن، شکستن انحصار پرتغال بر خلیجفارس بود. عملیات آزادسازی در سال ۱۶۲۲ میلادی با جدیت آغاز شد. نیروهای ایرانی ابتدا جزیره قشم را که برای پشتیبانی پرتغالیها در هرمز حیاتی بود، تصرف کردند. این اقدام، حلقه محاصره را تنگتر کرد. سپس با استفاده از توپخانه قدرتمند کشتیها و پیادهنظام زبده ایرانی، نبرد اصلی برای فتح دژ هرمز آغاز شد. پس از هفتهها نبرد سخت و مقاومت پرتغالیها، سرانجام استحکامات آنان درهمشکست و پرچم این کشور از فراز هرمز به زیر کشیده شد تا پرچم ایران بار دیگر در این خاک مقدس به اهتزاز درآید. فتح هرمز، نقطه عطفی در تاریخ خلیجفارس بود. این پیروزی، انحصار یکقرنی پرتغالیها را پایان داد. بنادر جنوبی ایران، مانند سیراف، بار دیگر رونق گذشته خود را بازیافتند و به کانونهای مهم اقتصادی و فرهنگی قرن هفدهم بدل شدند. از سوی دیگر این رویداد توازن قدرت در خلیجفارس را به نفع ایران تغییر داد. آزادسازی هرمز تنها یک پیروزی نظامی نبود، بلکه فصل جدیدی را در تاریخ سیاسی و اقتصادی خلیجفارس گشود.
جزایر ایرانی
بوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک، جزایر سهگانه ایران را تشکیل میدهند که بهدلیل موقعیت راهبردی و منحصربهفرد خود به یکی از نقاط کلیدی در معادلات منطقهای و بینالمللی تبدیل شدهاند. این جزایر در نزدیکی تنگه هرمز، گلوگاه حیاتی ورود و خروج به خلیجفارس قرار دارند و از گذشته تاکنون، کانون توجه بوده و موضوع اختلافی دیرینه میان ایران و امارات محسوب میشوند. موقعیت استراتژیک این جزایر به ایران این امتیاز را میدهد تا بر یکی از مهمترین مسیرهای کشتیرانی جهان نظارت داشته و از منظر نظامی، توانایی کنترل تردد در تنگه هرمز را دارا باشد. ذخایر قابلتوجه نفت و گاز در آبهای پیرامون این جزایر نیز ارزش اقتصادی آنها را دوچندان کرده است. کشور عزیز ما، با استناد به اسناد و مدارک تاریخی متعدد، حاکمیت قدرتمند خود بر این جزایر را اعلام کرده است. ایران به نقشهها، معاهدات و اسناد اداری مربوط به دوران قاجار و پهلوی اشاره دارد که براساس آنها حاکمیت ایران بر این جزایر تثبیت شده است. همچنین سابقه طولانی حضور نهادهای حکومتی، اداری و نظامی ایران در این جزایر، گواهی بر اعمال حاکمیت مستمر از سوی ایران است. کشور ما جزایر سهگانه را بخش جداییناپذیر از خاک خود دانسته و هرگونه ادعای خارجی بر این مناطق را با قدرت رد میکند. ما در جنگ تحمیلی سوم نشان دادیم بر سر آب و خاک عزیز و مقدسمان با هیچکس شوخی نداریم.
نفت خونین
آتش جنگ نفتکشها که از سال ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۷ شمسی، در اوج جنگ تحمیلی هشتساله میان ایران و عراق شعلهور شد، مسیرهای تجاری و انتقال انرژی را به مخاطره انداخت. این نبرد باعث شد تا پای آمریکا نیز به خلیجفارس باز شود. ایران و عراق از طریق قطعکردن صادرات نفت یکدیگر بهدنبال ضربه به اقتصاد طرف مقابل در جنگ بودند. عراق که از حمایت برخی قدرتهای منطقهای و جهانی برخوردار بود، با استفاده از جنگندههای خود شروع به حمله به پایانههای نفتی و نفتکشهای ایران کرد. در این بین برخی کشورها که منافع اقتصادیشان در گرو امنیت خلیجفارس بود بهتدریج احساس خطر کردند. نفتکشهای متعلق به این کشورها که محمولههای نفتی را از منطقه خارج میکردند هدف حملات پراکنده قرار گرفتند. این موضوع بهانهای شد برای حضور نظامی آمریکا در خلیجفارس. آمریکا با ادعای حفاظت از آزادی کشتیها و منافع خود، ناوگانهای دریایی به خلیجفارس اعزام کرد. یکی از تلخترین و فراموشنشدنیترین حوادث جنگ نفتکشها، شلیک ناو جنگی وینسنس آمریکا به هواپیمای مسافربری ایران بود. در این حمله تمامی سرنشینهای مظلوم هواپیما جانباختند. آنها ادعا کردند در حال دفاع از خود دربرابر حملات ایران بودهاند. این اتفاق نقطه سیاهی در تاریخ روابط ایران و آمریکا شد. جنگ نفتکشها بیش از پیش به ما نشان داد چه مقدار امنیت دریایی، حفظ مالکیت بر تنگه هرمز و مرزهای ایران در خلیجفارس حائز اهمیت است.
مروارید پیروزی
در هفتم آذرماه ۱۳۵۹، سربازان شجاع ایرانی همچون صاعقه بر سر عراقیها فرود آمدند. در عملیات هوشمندانه «مروارید»، ایرانیان توانستند پیروزی نظامی چشمگیری در تاریخ جنگ تحمیلی هشتساله به ثبت برسانند. خلیجفارس برای عراقیها بهدلیل صادرات نفت از اهمیت بالایی برخوردار بود و پایانههای نفتی البکر و الامیه در شمال خلیجفارس، ستون فقرات صادرات نفت عراق را تشکیل میدادند. ایران تصمیمگرفت تا با ضربهای مهلک به این مراکز، توان اقتصادی عراق را بهشدت تضعیف کند و روند جنگ را به نفع خود تغییر دهد. با آغاز عملیات، آتش سنگین ایرانیها بر سر پایانههای نفتی البکر و الامیه باریدنگرفت. این پایانهها که مجهز به توپها و سیستمهای دفاعی بودند، نتوانستند در برابر قدرت آتش و تاکتیکهای هوشمندانه نیروی دریایی ایران مقاومت کنند. در عملیات مروارید، نیروی دریایی عراق که با اتکا به این پایگاهها حضور پررنگی در شمال خلیجفارس داشت غافلگیر شد. جنگندههای ایرانی ناوها و شناورهای جنگی عراق را در نزدیکی این پایگاهها هدف قرار دادند و بخش قابلتوجهی از نیروی دریایی این کشور را منهدم کردند. فلجشدن صادرات نفت عراق، تغییر موازنه قدرت دریایی و تسلط ایران بر شمال خلیجفارس از پیامدهای این عملیات افتخارآفرین بود. این عملیات به دشمن نشان داد که اراده پولادین ایرانیها میتواند سرنوشت نبرد را بهکلی تغییر دهد.