چرا آمریکا تاکتیک خود را تغییر داد؟
بررسی شواهد میدانی و تحولات سیاسی نشان میدهد این چرخش حاصل مجموعهای از عوامل همزمان است:
۱. شکست راهبرد «خفهسازی تدریجی»
آمریکا به این جمعبندی رسیده که اتکا به محاصره دریایی برای وادارسازی ایران به عقبنشینی، در بازه زمانی مطلوب نتیجهبخش نیست. تابآوری اقتصادی و ساختاری ایران، برخلاف برآوردهای اولیه، زمان را به ضرر واشنگتن پیش برده است؛ در حالی که آمریکا تحت فشار افکار عمومی و معادلات سیاسی داخلی، فاقد چنین ظرفیت زمانی است.
۲. تثبیت برتری ایران در تنگه
تداوم وضعیت فعلی به معنای تعمیق سیطره ایران بر تنگه هرمز است. با گذر زمان، توان آفندی و پدافندی ایران ارتقا مییابد، انسجام ملی حول «حفظ تنگه» تقویت میشود و پیوندهای منطقهای و بینالمللی بهویژه با قدرتهایی مانند چین و روسیه به نفع تهران بازتعریف خواهد شد. این روند، هزینه هرگونه اقدام نظامی آتی را برای آمریکا تصاعدی میکند.
۳. نیاز ترامپ به «دستاورد فوری» پیش از بازیهای بزرگتر
ترامپ در آستانه مواجهههای مهم بینالمللی، بهویژه در تعامل با چین، نیازمند یک موفقیت ملموس است. شکست در تحمیل شروط خود به ایران یا ناتوانی در بازگشایی تنگه، او را در موقعیت ضعف در برابر رقبای جهانی قرار میدهد.
۴. باز شدن دست مقاومت در جبهههای دیگر
همزمانی آتشبسها و تحولات میدانی در لبنان، فضا را برای ابتکارات جدید مقاومت از جمله حملات نامتقارن گشوده است. تداوم این وضعیت، نهتنها اسرائیل را در موقعیت آسیبپذیرتری قرار میدهد بلکه فشار مضاعفی بر محور غربی وارد میکند.
۵. تلاش برای تقویت موقعیت چانهزنی در مذاکرات
در شرایطی که تبادل طرحها برای پایان جنگ جریان دارد، آمریکا بهدنبال یک «دستاورد حداقلی» است تا با دست پرتری وارد مذاکره شود؛ چه در موضوع تنگه، چه در پروندههای فراتر مانند برنامه موشکی و نفوذ منطقهای ایران.
۶. فشارهای فزاینده سیاسی و رسانهای
طولانی شدن وضعیت بنبست، هزینه سیاسی سنگینی برای ترامپ ایجاد کرده است. تحولات بالقوه در اروپا، جنگ اوکراین، تنشهای شرق آسیاوحتی رقابتهای داخلی آمریکا،همگی عواملی هستند که زمان رابه زیان واشنگتن میچرخانند.
پیامدهای احتمالی طراحی آمریکا
اما این چرخش، بهمعنای برتری آمریکا نیست؛ بلکه میتواند آغاز یک فاز پرریسکتر برای واشنگتن باشد که تبعات زیر را درپی دارد:
گسترش دامنه درگیری: هرگونه اقدام نظامی در تنگه، به احتمال زیاد به تقابل محدود ختم نخواهد شد و دامنه آن فراتر از پیشبینیهای آمریکا گسترش مییابد.ازهمین روهمچنان به نظر میرسد آمریکا دراینخصوص دست به عصاحرکت میکند.
آسیبپذیری نیروهای دریایی آمریکا:تمرکز برتنگه،ناوهایآمریکاییرادرمعرض پاسخهایمستقیم وغیرمستقیم قرار میدهد.
ریسک سوختن آخرین گزینه نظامی: اگر گزینه «لشکرکشی مستقیم» ناکام بماند، آمریکا یکی از آخرین اهرمهای خود را از دست خواهد داد.
ضربه به اعتبار جهانی آمریکا: شکست در این سطح، نهتنها در خلیجفارس بلکه در کل معادلات دریایی جهان، موازنه را به ضرر واشنگتن تغییر خواهد داد.
ایران؛ از بازدارندگی تا ابتکار عمل
در سوی مقابل، این تحولات میتواند دست ایران را برای اقدامات متقابل بازتر کند چرا که ایران دیگر خود را صرفا در موقعیت دفاعی نمیبیند و میتواند طرحهای راهبردی خود علیه نیروهای آمریکایی را فعال کند. علاوهبر این، تقابل بر سر تنگه هرمز، به تقویت حافظه تاریخی ضد استعماری در ایران و افزایش انسجام ملی منجر خواهد شد و در صورت تحمیل دور جدیدی از درگیری، ایران با شروط سختتری وارد هرگونه مذاکره خواهد شد.
چارچوب مذاکرات؛ خطوط قرمز تهران
در سطح دیپلماتیک نیز، چند گزاره کلیدی در مواضع ایران برای دستیابی به توافق قابل مشاهده است:
تمرکز فعلی صرفابرپایان جنگ است،نه موضوعات دیگروآمریکا بهعنوان آغازگر جنگ،بایدهزینههاوخسارات را بپردازد.
علاوهبر این، حضور نظامی آمریکا در منطقه باید بهطور کامل پایان یابد و مدیریت تنگه هرمز باید در راستای تضمین امنیت ایران تعریف شود. بدیهی است از نگاه ایران هرگونه توافق باید کل جبهه مقاومت را دربر بگیرد. هیچ ضربالاجلی برای ورود به مذاکرات جدید پذیرفته نیست و ایران بهصراحت اعلام کرده که در مقطع پساجنگ ۴۰ روزه به هیچ عنوان حاضر به بازگشت به مذاکرات قبل از جنگ در حوزه هستهای نیست.
درنهایت باید گفت طرح «آزادی تنگه هرمز» بیش از آنکه یک ابتکار راهبردی باشد، تلاشی برای خروج از بنبست است. آمریکا در شرایطی دست به این تغییر تاکتیک زده که نه در میدان به دستاورد تعیینکننده رسیده و نه در سیاست توانسته اجماع پایداری ایجاد کند.
در چنین وضعیتی، هر حرکت شتابزده میتواند به جای تغییر موازنه، آن را علیه واشنگتن تثبیت کند بهویژه در نقطهای به حساسیت تنگه هرمز، که نه فقط یک گذرگاه انرژی بلکه گرهگاه ژئوپلیتیکی قدرت در قرن بیستویکم است. در این شرایط بهخوبی پیداست همچنان که تاکنون طراحی آمریکایی برای رفع انسداد تنگه هرمز از طریق نظامی با شکست روبهرو شده است از این پس نیز هرگونه اقدام زورگویانه در منطقه تنگه هرمز و خلیجفارس، محکوم به شکست است. ایران این منطقه را به عنوان خانه خود و تضمینکننده امنیت و افزایشدهنده بازدارندگی در برابر دشمنان تلقی میکند و تا وارد نکردن مدیریت آن به مرحلهای جدید از پا نخواهد نشست.
رئیس مجلس: شر آمریکا کم خواهد شد
رئیس مجلس شورای اسلامی در نوشتهای که در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد، با اشاره به معادلات تنگه هرمز و تأکید بر این موضوع که ما هنوز حتی شروع هم نکردهایم نوشت: معادله جدید تنگه هرمز در حال تثبیت است. امنیت کشتیرانی و ترانزیت انرژی بهدست آمریکا و متحدانش با نقض آتشبس و اعمال محاصره به خطر افتاده است؛ البته شرّشان کم خواهد شد. وی تاکید کرد: خوب میدانیم که استمرار وضع موجود برای آمریکا غیر قابل تحمل است؛ درحالی که ما هنوز حتی شروع هم نکردهایم.